بررسی فیلم‌های کارنامه کارگردان «پاراسایت»

پس از برگزاری نودودومین مراسم اسکار، تمام دنیا در حال صحبت درباره یک فیلم هستند: «انگل» با عنوان اصلی «Parasite» به کارگردانی بونگ جون هو. آخرین اثر این فیلمساز اهل کره جنوبی پس از اولین اکران، نقد‌های بسیار مثبتی دریافت کرد و این موضوع نویدبخش موفقیت فیلم در فصل جوایز بود. با آغاز ماه می، فیلم «پاراسایت» بزرگترین جایزه فستیوال کن را دریافت کرد و طی چند ماه، جایزه گلدن گلوب، بفتا و چهار اسکار مهم را تصاحب کرد. پس از دریافت جایزه بهترین فیلم سال (در کنار آثار درخشانی همچون «۱۹۱۷» و «روزی روزگاری در هالیوود») و همچنین جایزه بهترین کارگردانی برای بونگ جون هو، حالا بهترین زمان برای بررسی آثار یکی از هیجان‌انگیزترین فیلمسازان سال‌های اخیر سینما است. مهم نیست که به‌تازگی با این کارگردان آشنا شده‌اید یا از قبل هوادارش بوده‌اید، با فیلیمو شات همراه باشید تا فیلم های کارنامه کارگردان «پاراسایت» را بررسی کنیم.


۱- «سگ‌هایی که واق‌واق می‌کنند هیچوقت گاز نمی‌گیرند» محصول سال ۲۰۰۸

اولین فیلم بلند بونگ جون-هو آنچنان که باید موردتوجه مخاطبان بین‌المللی قرار نگرفت. یکی از دلایل این موضوع، اکران نشدن فیلم به‌صورت رسمی در اروپا بود. فیلم «سگ‌هایی که واق‌واق می‌کنند هیچوقت گاز نمی‌گیرند» با عنوان اصلی «Barking Dogs Never Bite» پس از ۲۰ سال، به‌تازگی در ایالات‌متحده اکران شده است. البته نمی‌توان گفت که فیلم شایسته توجه‌های ویژه بود و حتی خود بونگ جون هو در مصاحبه‌ای که اخیراً منتشر شده از اولین اثر بلند خود با عنوان «یک فیلم بسیار احمقانه» یاد کرده است.

اما از لحاظ درک مضامینی که کارگردان سعی داشته است به تصویر بکشد، «Barking Dogs Never Bite» را می‌توان یکی از آثار خوب سینمای کره در سال ۲۰۰۰ دانست. موضوعی که جلب‌توجه می‌کند نه‌فقط سوژه غیرمعمول و طنز تاریک فیلم، بلکه بازی بائه دونا جوان و خوش‌آتیه است که پس از این فیلم، مسیری درخشان را دنبال کرد. عملکرد بائه دونا به‌قدری خیره‌کننده بود که حتی برادران واچوفسکی متقاعد شدند از او در فیلم «کلاود اطلس» با عنوان اصلی «Cloud Atlas» استفاده کنند.

داستان فیلم «سگ‌هایی که واق‌واق می‌کنند هیچوقت گاز نمی‌گیرند»، در مورد یک استاد دانشگاه است که در آینده‌ای نزدیک پدر خواهد شد؛ اما ماجرا زمانی آغاز می‌شود که یک سگ در نزدیکی آپارتمان او با صدایی بلند واق‌واق می‌کند و دست از این کار برنمی‌دارد. اگرچه این فیلم در مقایسه با دیگر آثار بونگ جون هو ، ناهنجار و گسسته‌تر است اما طنز خنده‌دار و جاه‌طلبی کارگردان باعث شد که در میان کره‌ای‌ها محبوبیت زیادی کسب کند.

۲- «خاطرات قتل» محصول سال ۲۰۰۳

اگرچه «خاطرات قتل» در کشورهای دیگر به‌طور گسترده اکران نشد اما این فیلم یک سر و گردن بالاتر از فیلم قبلی بونگ جون-هو بود و عنوان «یکی از تحسین‌شده‌ترین فیلم‌های ساخته‌شده بر اساس قاتلان سریالی» دست یافت. بسیاری از منتقدان این اثر را با فیلم معمایی «زودیاک» با عنوان اصلی «Zodiac» به کارگردانی دیوید فینچر مقایسه کرده‌اند و با تماشای آن به‌راحتی می‌توان فهمید که دلیل این مقایسه چه بوده است. «خاطرات قتل» با عنوان اصلی «Memories Of Murder»، به پرونده جرائم یک قاتل واقعی بین سال‌های ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۱ در شهر هواسئونگ کره جنوبی پرداخته است. نکته جالب ماجرا این است که قاتل زنجیره‌ای هواسئونگ در زمان ساخت فیلم هنوز دستگیر نشده بود. «خاطرات قتل» نیز همانند فیلم «زودیاک»، تلاش‌هایی وسواس‌گونه برای رخنه به شخصیت قاتل دارد و در کنار این موضوع، روی کارآگاهانی تمرکز کرده است که به‌تدریج به بیهودگی تحقیقاتشان پی می‌برند.

این فیلم، اولین همکاری بونگ جون-هو و سونگ کانگ-هو بود و این دو، همکاریشان را در چند عنوان دیگر از فیلم های کارگردان «پاراسایت» ادامه دادند. سونگ در فیلم «خاطرات قتل» نقش یک پلیس محلی خشمگین و بامزه را بازی می‌کند که در کنار کارآگاهی دیگر (با نقش‌آفرینی کیم سانگ-کیونگ) وظیفه دارند حقیقت قتل‌های زنجیره‌ای هواسئونگ را کشف کنند. با پیش رفتن فیلم این دو کارآگاه به رقیب یکدیگر تبدیل می‌شوند و هر یک به‌صورت جداگانه سعی دارد که قاتل را پیدا کند. اگرچه فیلم با پلیس و بار روانی ناامیدی آنها برای دستگیری مجرم همدردی می‌کند اما به اشتباهاتی که طی تحقیقات رخ داده است هم طعنه می‌زند. پرونده قتل‌های زنجیره‌ای هواسئونگ تا همین اواخر حل‌نشده باقی مانده بود تا این‌که قاتل در سال ۲۰۱۹ به جنایاتش اعتراف کرد.

۳- «میزبان» محصول سال ۲۰۰۶

دو سال قبل از آن‌که مت ریوز در فیلم «کلاورفیلد» با عنوان اصلی «Cloverfield» به ماجرای پیدا شدن یک هیولا در منهتن بپردازد، بونگ جون-هو فیلمی صاحب‌سبک در مورد یک هیولا اکران کرد. هیولای فیلم «میزبان» نوعی ‌ماهی قورباغه‌ای غول‌آساست که پس از رها شدن مواد شیمیایی در رودخانه هان در شهر سئول به وجود می‌آید. «The Host» اولین فیلم پرفروش بونگ بود؛ یک فیلم هیولایی با اتفاقات غیرمنتظره که مخاطب را به وجد می‌آورد. بونگ جون هو در این فیلم هم سعی داشته است که ترکیبی از چند ژانر ارائه دهد: یک فیلم ترسناک علمی تخیلی که مضامین یک درام خانوادگی را در دل خود جای داده است.

سونگ کانگ-هو در این فیلم نقش پدری سست و بی‌حال به نام گانگ-دو پارک را ایفا می‌کند که باید دخترش را از چنگال هیولا نجات دهد. گانگ-دو در این مأموریت تنها نیست و پدر، برادر و خواهرش هم او را همراهی می‌کنند. خواهر گانگ-دو (با بازی بائه دونا) یک کماندار حرفه‌ای است و سعی دارد از مهارت‌هایش برای نجات برادرزاده‌اش استفاده کند. برادر گانگ-دو قبلاً یک فعال سیاسی بوده اما پس از فارغ‌التحصیلی هنوز بیکار است.

فراتر از داستان فیلم، «میزبان» در کنار مضامین کمدی به مسائل سیاسی رخ داده در کره جنوبی طعنه می‌زند: فیلم با صحنه‌ای آغاز می‌شود که یک دانشمند نظامی آمریکایی، همکار کره‌ایش را مجبور می‌کند که صد‌ها بطری فرمالدهید را به رودخانه هان بریزد (این موضوع از یک گزارش خبری واقعی الهام گرفته شده بود). در میانه فیلم، تماشا می‌کنیم که دولت کره جنوبی و ارتش آمریکا، محوطه‌ حملات هیولا را قرنطینه می‌کنند زیرا ادعایی اثبات‌نشده و خبری جعلی منتشر می‌شود که این هیولا میزبان ویروسی مهلک است. مهم‌تر از همه، «میزبان» فیلمی هیولایی است که با هیجان خود مخاطب عام سینما را جذب می‌کند.

تفاوتی که بونگ جون هو در فیلم «میزبان» نسبت به دیگر آثار هیولایی رقم زد نشان‌دادن هیولا نه در اواسط یا اواخر فیلم، بلکه در ابتدا و به‌صورت ناگهانی بود. معمولاً در این‌گونه فیلم‌ها، هیولا از دل تاریکی ظاهر می‌شود اما بونگ جون هو با اعتمادبه‌نفس بالا تصمیم گرفت در روز روشن، درست وقتی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت، مخاطب را با دیدن پدیدارشدن هیولا و آغاز حملات شوکه کند. اگر به کشور کره‌جنوبی و شهر سئول سفر کردید حتماً از مجسمه پنج تنی هیولای «گئومول» که بر اساس فیلم «میزبان» در کنار رودخانه هان ساخته شده بازدید کنید.

۴- «مادر» محصول ۲۰۰۹

هشت سال پیش از آنکه ملودرام روان‌شناختی «مادر» به کارگردانی دارن آرونوفسکی ساخته شود، بونگ جون هو فیلمی با همین عنوان ساخته بود. او در فیلم «مادر» با عنوان اصلی «Mother» از گروه بازیگری متفاوتی استفاده کرد تا یک زن مسن کره‌ای را به تصویر بکشد که سعی دارد جان پسرش را نجات دهد. کیم هیه-جا در این فیلم، نقش مادری را ایفا می‌کند که بدون مجوز به طب سوزنی پرداخته است و از پسر ۲۸ ساله‌اش، یون دو-جون مراقبت می‌کند. یون دو-جون از مشکل معلولیت ذهنی رنج می‌برد اما وقتی دیگران او را مسخره کنند با آنها دعوا می‌کند.

هنگامی که جسد یک دختر جوان در روستا پیدا می‌شود، همه به دو-جون مشکوک می‌شوند. شواهد نشان می‌دهند که دو-جون دختر را به قتل رسانده است اما پلیس محلی روستا بدون آن که تحقیقات بیشتری انجام دهد او را به‌عنوان قاتل معرفی می‌کند. کیم هیه-جا مطمئن است که پسرش بی‌گناه است؛ به همین دست‌به‌کار می‌شود تا با پیدا کردن شواهد بیشتر، دو-جون را از زندان آزاد کند.

فیلم در ابتدا با نمایی فریبنده از رقص مادر در مزرعه آغاز می‌شود اما کارگردان به‌تدریج ما را درگیر شرایط زجرآور پیش‌آمده می‌کند. بونگ جون هو با تلفیق روایت‌ها و به تصویر کشیدن فضای غنی قصه، فیلمی جادویی خلق کرده است. با ادامه یافتن تحقیقات، دو جون چیزهای بیشتری از آن شب به یاد می‌آورد و ما رفته‌رفته داخل ماجرا غوطه‌ور می‌شویم. اگرچه روند قصه کمی کند پیش می‌رود اما سکانس‌های پرتنش و هیجان‌انگیز با بازی جذاب کیم هیه-جا باعث شده است که مخاطب با فیلمی دیدنی روبرو باشد.

۵- «برف‌شکن» محصول سال ۲۰۱۳

اگرچه «برف‌شکن» اولین اثر انگلیسی‌زبان در میان فیلم های کارگردان «پاراسایت» است، اما هیچ‌چیز در این فیلم، کم‌رنگ یا تجاری‌سازی نشده است. «Snowpiercer» فیلمی علمی تخیلی و اکشن بر اساس یک رمان گرافیکی فرانسوی است که آینده‌ای شوم را به تصویر می‌کشد. داستان فیلم درواقع از سال ۲۰۱۴ آغاز می‌شود؛ زمانی که بشر در تلاش است تا گرمایش جهانی را متوقف کند اما رویدادی فاجعه‌بار کره زمین را وارد عصر یخبندان می‌کند. پس از این حادثه، اندک افرادی که در جهان زنده مانده‌اند در یک قطار پرسرعت به نام «برف‌شکن» زندگی می‌کنند.

به مرور زمان، افراد ساکن در قطار با توجه به دارایی‌هایشان دسته‌بندی می‌شوند؛ در جلوی قطار، افراد ثروتمند زندگی مفرحی دارند و قسمت عقب قطار مخصوص افراد فقیرتر است. هیجان فیلم زمانی مخاطب را به وجد می‌آورد که افراد ساکن در قسمت پشتی قطار، در حال برنامه‌ریزی برای یک قیام علیه ثروتمندان هستند. داستان فیلم بسیار ساده است اما در محیطی عجیب روایت می‌شود. بونگ جون هو در پنجمین تجربه کارگردانی خود برای یک فیلم بلند، از بازیگران مشهوری همچون تیلدا سوینتن، کریس ایوانز، جیمی بل، اکتاویا اسپنسر و اد هریس در کنار هنرپیشه محبوبش (سونگ کانگ-هو) استفاده کرده است.

تیلدا سوینتن در این فیلم نقش یک مأمور خبیث به نام میسن را ایفا می‌کند که با لهجه مخصوص اهالی یورکشایر، مخاطب را به یاد مارگارت تاچر می‌اندازد. این فقط سوینتن نیست که بازی بی‌نظیری ارائه داده است، کریس ایوانز در نقش یک انقلابی شکنجه‌شده به نام کورتیس اورت، لایه‌هایی بسیار تاریکتر از نقش‌آفرینی‌اش در قالب شخصیت استیو راجرز (کاپیتان آمریکا) به نمایش گذاشته است. تک‌گویی دلهره‌آور او در صحنه پایانی فیلم، تصاویر زیادی را در ذهن مخاطب تداعی می‌کند. اورت به‌عنوان رهبر انقلاب‌طلبان برای رسیدن به قسمت جلویی قطار و به‌دست گرفتن کنترل موتور قطار از هیچ کاری دریغ نمی‌کند. او در این راه از یک کارشناس امنیت قطار به نام نامگونگ مینسو (با نقش‌آفرینی سونگ کانگ-هو) کمک می‌گیرد تا به اهدافش برسد.

ما ستاره واقعی فیلم «برف‌شکن»، خود قطار است. هر یک از واگن‌های قطار سایه‌هایی جدید از تجملات را به تصویر می‌کشد: از مدرسه ابتدایی تروتمیز و آکواریوم حیات دریایی گرفته تا کلوپ شبانه پر زرق‌وبرق. استفاده از این محیط، انتخابی هوشمندانه برای نشان‌دادن مضامین تیره و تاریک در یک فیلم اکشن علمی-تخیلی است.
نکته جالبی که بیان آن خالی از لطف نیست: بونگ جون هو در یکی از صحنه‌ها خالی کردن شکم یک ماهی را به تصویر می‌کشد اما هاروی واینستین او را تهدید می‌کند که باید این صحنه را حذف کند. بونگ که عاشق این صحنه شده بود به واینستین می‌گوید: «پدر من یک ماهی‌گیر بود و عادت داشت شکم ماهی را به این شکل خالی کند. اجازه بده این صحنه را به‌عنوان یک هدیه به او تقدیم کنم.». واینستین با شنیدن این جمله، از تصمیم خود پا پس می‌کشد. بعدها بونگ اعتراف کرد که این جمله یک دروغ محض بوده و پدرش هیچوقت ماهی‌گیر نبوده است.

۶- «اوکجا» محصول سال

دومین اثرانگلیسی‌زبان در میان فیلم های کارگردان «پاراسایت»، داستان دختری به نام میجا و دوستش اوکجا را روایت می‌کند. اوکجا یک خوک بسیار بزرگ و غول‌آساست و شرکت چندملیتی میراندو سعی دارد با پرورش این نوع خوک‌ها از آنها به‌عنوان جایگزین غذایی انسان‌ها استفاده کند. این فیلم، یکی از پر جنب‌وجوش‌ترین آثار بونگ جون هو است؛ از همان ابتدا به رابطه دوستانه میجا (با بازی دلنشین و جذاب آن سئو-هیون) و اوکجا می‌پردازد و خیلی زود مخاطب را وارد یک ماجراجویی اقتصادی-سیاسی هیجان‌انگیز با انبوهی از مضامین طنز می‌کند. زمانی که شرکت میراندو سعی دارد اوکجا را از میجا جدا کند، میجا از هیچ تلاشی کوتاهی نمی‌کند تا دوستش را نجات دهد.

نکته‌ای که در ماجراجویانه‌ترین نمونه از فیلم های کارگردان «پاراسایت» به چشم می‌خورد، بی عیب و نقص بودن جلوه‌های ویژه است. او پس از کسب تجربه در فیلم «برف‌شکن»، سطح بالاتری از دقت و ظرافت را به تصویر کشیده است. جیک جیلنهال در نقش دکتر جانی ویلکاکس و تیلدا سوینتن در نقش لوسی میراندو از جمله بازیگران مشهور فیلم «Okja» هستند. همانند فیلم «میزبان»، کمدی این اثر نیز با مضامین خاکستری ترکیب شده است. فیلم اوکجا به قدری باورپذیر ساخته شده که می‌توان گفت سکانس‌های تأثیرگذار فیلم شاید به تنهایی مسئول افزایش گیاه‌خواری در سال‌های اخیر باشند. از دیگر بازیگران فیلم می‌توان به پل دینو، استیون ین، لی‌لی کالینز و جانکارلو اسپوزیتو اشاره کرد که همگی پیش چشمان داریوش خنجی، فیلمبردار ایرانی-فرانسوی، مقابل دوربین رفته‌اند.

۷- «پاراسایت» محصول ۲۰۱۹

و درنهایت، به فیلمی رسیدیم که این روزها همه درباره‌اش صحبت می‌کنند. اگر هنوز فیلم «پاراسایت» را ندیده‌اید، هر چه کمتر در مورد داستان آن بدانید برایتان بهتر است. فیلم «انگل» نقطه اوج دوران حرفه‌ای بونگ جون هو به‌عنوان یک فیلمساز آسیایی است. پس از ساخت دو فیلم انگلیسی‌زبان، او بار دیگر به زادگاهش، کره جنوبی بازگشته تا مثل همیشه مارا با تلفیق ژانرها سرگرم کند. فیلم «انگل»، داستان یک خانواده از طبقات پایین اجتماع را روایت می‌کند که برای پیدا کردن کار مسیری پرخطر را انتخاب می‌کنند. سونگ کانگ-هو در نقش پدر خانواده کیم بار دیگر همکاری درخشانی با بونگ جون هو داشته است.

فیلم «انگل» همان تفسیرهای اجتماعی آثار قبلی کارگردان را به تصویر کشیده اما این بار، مخاطب با فیلمی به‌شدت سرگرم‌کننده و غیرقابل‌توصیف روبرو است. پس از خلق آثار علمی تخیلی و جسورانه «برف‌شکن» و «اوکجا»، بونگ جون هو خون فیلم‌های قدیمی‌ترش، یعنی «مادر» و «خاطرات قتل»، را در رگ‌های فیلم «انگل» جاری کرده است. البته اگر خوب نگاه کنیم این فیلم از تمام فیلم های پیشین کارگردان «پاراسایت» متمایز است. «Parasite»، یک تریلر تعلیق‌آمیز کمدی تلخ است که حوادثش همانند یک دومینو پشت سر هم رخ می‌دهند. زمانی که فیلم به نقطه اوج خود می‌رسد، کارگردان مخاطب را تنها می‌گذارد تا نظاره‌گر نابودی همه‌چیز باشد.

نقطه قوت فیلم «انگل» دقتی است که در تک‌تک بخش‌های فیلم به خرج داده شده؛ از قاب‌بندی و تدوین نماها گرفته تا فیلمنامه و بازی‌های بی‌نقص، همه‌چیز فوق‌العاده پیش می‌رود. «پاراسایت» یک فیلم تمام‌عیار است که نه‌تنها توجه آکادمی اسکار را جلب کرد، بلکه قلب هواداران سینما در سرتاسر جهان را به تسخیر درآورد. «انگل» از آن‌گونه آثاری است که مخاطب هر چه تلاش کند که از فیلم لذت نبرد، موفق نخواهد بود. همانطور که بونگ جون هو گفت، فیلم «انگل» به حدی از شایستگی رسیده که می‌توان گفت تمام مردم دنیا باید از مانع یک اینچی زیرنویس عبور کنند و لذت تماشای فیلمی بی‌نظیر را از خود دریغ نکنند.


منبع: Empire Online

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.