بررسی فیلم کاپیتان مارول؛ ادای دین فمنیستی مارول به ابرقهرمانان زن

استودیو مارول با ساخت فیلم «کاپیتان مارول»، گامی جدید در تاریخ جهان ابرقهرمانی‌اش برداشت؛ شروعی تازه که لازمه آن، خلق یک سیاره کاملا بیگانه با حضور تعداد زیادی کاراکتر ناآشنا و حتی تعریف یک برهه زمانی خاص بود که پیش‌ازاین به آن نپرداخته باشند. یک ابرقهرمان زن زیر نور پرژکتورها ایستاده و راوی داستانی است که رنگ و بوی فمنیستی دارد. در بررسی فیلم کاپیتان مارول با فیلیمو شات همراه باشید.

رویکرد جدید مارول، فقط به انتخاب کاراکتر ورس به‌عنوان شخصیت اصلی محدود نمی‌شود؛ کارگردانان فیلم، آنا بودن و رایان فلک (تیمی که «می‌سی‌سی‌پی گریند» و «نلسون نصفه‌نیمه» را ساخته‌اند) هم خود را به جلب نظر مثبت مخاطبان محدود نکردند. آن‌ها ترجیح دادند همه‌چیز را از نو طراحی کنند و ما را به سیاره‌ای کاملا غریبه به نام هالا ببرند، جایی که ورس (با بازی بری لارسون) تحت یک فرایند مرموز برای پیوستن به قهرمان جنگجویان نژاد کری آماده شده است. در شخصیت‌پردازی ورس به نکات جالبی برمی‌خوریم؛ گاهی قدرت را به سخره می‌گیرد، در بیشتر مواقع خود را تحت‌فشار زیادی می‌گذارد و گاهی هم کنترلش را از دست می‌دهد. او اولین ابرقهرمان زن مارول است که کنترل اوضاع را به دست می‌گیرد؛‌ به جایگاه خاصش آگاه است و با کسی شوخی ندارد.

پیش از تماشای کاپیتان مارول بهتر است به جزییات جهان سینمایی مارول مسلط باشید؛ برای مثال باید بدانید که کری‌ها و اسکرال‌ها توانایی پرواز دارند و تمدن‌های قبلی جهان مارول، تحت سلطه نوعی هوش مصنوعی به نام «هوش عالی» اداره می‌شدند. شما به اطلاعاتی از این دست احتیاج خواهید داشت جون ریتم فیلم اجازه شرح و توضیح زیاد درباره بدیهیات را نمی‌دهد.
کارول دانورز (که در فیلم کاپیتان مارول ۲۰۱۹ او را با نام ورس خواهیم شناخت) تحت تعلیم یک نفر از نژاد کری به‌نام یان-راگ (با نقش‌آفرینی جود لا) بوده است؛ رهبری مقتدر که ورس را برای شرکت در نبرد آینده در برابر نژاد اسکرال آماده می‌کند. شخصیت رونان متهم (که او را از فیلم «نگهبانان کهکشان» می‌شناسیم) هم همراه آن‌هاست؛ لی پیس برای ایفای نقش رونان بار دیگر وارد داستان می‌شود اما حضور او به این معنا نیست که همه افراد نژاد کری قاتل هستند. نژاد اسکرال به مدد توانایی استتار (تقلید صدا و ظاهر دیگران) فضا را چنان ناامن کرده‌اند که تشخیصشان بسیار دشوار است. هر شخصیتی می‌تواند اسکرال باشد، تا وقتی که خلافش ثابت شود. ابهام و بدبینی، مانند مهی غلیظ سراسر داستان فیلم جدید کاپیتان مارول را پوشانده است. ورس به زمین می‌آید و داستان از ۱۹۹۵ (به تاریخ زمین) ادامه پیدا می‌کند؛ همزمان با این واقعه، نژاد اسکرال به رهبری تالوس (با نقش‌آفرینی بن مندلسون) به دنبال نشانی از دکتر وندی لاوسون (با بازی آنت بنینگ) می‌گردند تا اجازه ندهند او و اختراعش به‌دست ورس و کری‌ها بیفتند.

ورس (که گذشته‌اش را به یاد نمی‌آورد) ضمن تلاش برای بازسازی حافظه و چسباندن تکه‌های خاطرات قبلی به یکدیگر، متوجه می‌شود که پیش‌ازاین خلبانی با نام کارول دانورز و همکار دکتر لاوسون بوده است. او همچنین به یاد می‌آورد که در سازمان جاسوسی شیلد (.S.H.I.E.L.D) به فرماندهی نیک فیوری (با بازی ساموئل ال.جکسون که حتی در این سن هم خیره‌کننده ظاهر می‌شود) مشغول فعالیت بوده است. در ادامه ماجرا، ورس یا کارول دانورز، دوست صمیمی و قدیمی‌اش ماریا رامبو را هم به خاطر می‌آورد. خوب است بدانید که لاشانا لینچ در نقش ماریا، اجرایی حرفه‌ای دارد و در دام کلیشه «دوست سیاه‌پوست قهرمان داستان» نمی‌افتد.

ورس که از بازیافتن هویت قبلی خود خوشحال است، با نیک فیوری و ماریا رامبو تماس می‌گیرد و از آن‌ها برای نجات تکنولوژی از دست اسکرال‌ها درخواست کمک می‌کند.

سازندگان از فرصت طلایی نمایش پارادوکس میان وجه «انسانی» و «ابرقهرمانی» کاپیتان مارول غافل می‌شوند.

در بررسی فیلم کاپیتان مارول ، باید به جزییات زیادی توجه داشته باشیم چون ‌فیلم با ریتمی تند، اطلاعات زیادی در اختیارمان قرار می‌دهد. همان‌طور که از فیلم‌های پیشین مارول به یاد داریم، دانورز ماهیتی انسانی/کری دارد؛ موضوعی که می‌تواند دستمایه پرداختن به جزییات شخصیت او قرار بگیرد و نقطه اوج داستان محسوب شود. اما سازندگان برای به تصویر کشیدن سرسختی و توانایی‌های او در شرایط سخت، تمایل بیشتری داشته‌اند و در این میان حتی فراموش کرده‌اند که به تماشاگر امکان نگاهی هرچند کوتاه و اجمالی به درون ورس و نقاط ضعفش بدهند؛ برای مثال، «نیمه انسانی» ورس، می‌تواند برای او احساساتی از قبیل ناامنی را به ارمغان بیاورد، اما سازندگان از فرصت طلایی نمایش پارادوکس میان وجه «انسانی» و «ابرقهرمانی» او غافل می‌شوند.

بدون شک، جذابیت کاراکتر کاپیتان مارول با «قدرت» و «موهبت‌های فرا انسانی»اش گره خورده است؛ اما این «همه‌چیزتمام» بودن، در بسیاری مواقع، او را به شخصیتی کسل‌کننده تبدیل می‌کند.

در هنگام بررسی فیلم کاپیتان مارول ، گاهی به نظر می‌رسد که فیلم کوتاه شده است یا بعضی صحنه‌ها حذف شده‌اند؛ برای مثال، صحنه‌های مربوط به مکینا گریس در نقش کارول جوان، که بر مشکلات او با پدرش تاکید دارد، بسیار کوتاه به نظر می‌رسند؛ با توجه به اهمیت دراماتیک این موضوع در داستان، این فرض به وجود می‌آید که مسائل مربوط به گذشته کارول مورد غفلت قرار گرفته و یا بعضی سکانس‌ها در فرایند تولید فیلم حذف شده‌اند. این فرض درباره کاراکتر دکتر لاوسون با بازی بنینگ هم وجود دارد؛ با توجه به نمایش خوب او در مدت‌زمان کوتاه حضورش، به نظر می‌رسد که کاراکتر دکتر لاوسون جای پرداخت بیشتری داشته است.

فیلم از جایی که دانورز با فیوری همراه می‌شود، حال و هوایی تازه می‌یابد؛ ما به‌عنوان تماشاگر، شاهد زوج عجیب‌وغریبی هستیم که ناگهان بر میزان سرگرم‌کننده بودن و بار طنز فیلم می‌افزایند. حضور گربه کاپیتان مارول با نام گوس که در اولین دیدار با فیوری از او خوشش می‌آید، شیرینی فضا را افزایش می‌دهد. تماشای رابطه دانورز و رامبو، برای اولین بار در کل زمان فیلم، به ما اجازه می‌دهد که به زیر پوسته سرسخت و قوی او نفوذ کنیم؛ جایی که یک انسان، یک زن، نفس می‌کشد و زندگی می‌کند.

نمایش رابطه دانورز و رامبو، آخرین تلاش فیلم برای استفاده درست از پتانسیل‌های بالقوه‌اش است؛ البته در همین زمان کوتاه، چیزی ارائه می‌دهد که تقریبا در هیچکدام از فیلم‌های ابرقهرمانی سال‌های اخیر شاهدش نبوده‌ایم. آخرین نبرد کارول دانورز، استعاره‌ای قوی و پیامی رادیکال را می‌رساند: چه اتفاقی می‌افتد اگر منتظر تایید دیگران نمانیم؟ اگر منتظر نمانیم تا کسی پیدا شود که به ما بگوید «کافی» و «کامل» هستیم؛ چه می‌شود اگر دست‌برداریم از باور کردن حرف کسانی که به ما برچسب «زیادی احساساتی» بودن یا «ضعیف» بودن می‌زنند؟ چه اتفاقی می‌افتد اگر برای باور کردن خود، فقط به «آنچه در قلبمان می‌گذرد» گوش دهیم.

در بررسی فیلم کاپیتان مارول ، پیامش را به‌روشنی درمیابیم: فیلم به‌وضوح می‌گوید که وقتی دست از تلاش برای جلب تایید دیگران برداریم و قدرت درونی‌مان را پیدا کنیم، به معنای واقعی کلمه «ابرقهرمان» هستیم.
کاپیتان مارول از کلیشه‌های معمولی که در فیلم‌های با «محوریت کاراکتر زن» دیده می‌شود، پیروی نمی‌کند؛ برعکس، با صراحت تمام به ستایش «فمینیسم» می‌پردازد. بسیاری از منتقدان برای توصیف آن از عبارت «بی‌نظیر» استفاده کرده‌اند و تماشای فیلم را توصیه می‌کنند.
کاپیتان مارول جنگجوست؛ شخصیتی سرسخت و گاهی خشک دارد و برای دل‌خوشی دیگران یا ایجاد لحظات شاد، به تماشاگر باج نمی‌دهد. کارول دانورز کار خودش را می‌کند، حتی اگر بعضی تماشاگران نپسندند.


منبع: Empire Online

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.