داشته‌ها و نداشته‌های سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر؛ باز هم جای شُکرَش باقی است…

آنچه در ادامه می‌خوانید، مربوط به ستون ویژه فیلیمو شات در روزنامه هفت صبح است که طی دوران جشنواره فجر، به‌صورت روزانه با شما همراه خواهد بود. در آخرین گام، نگاهی داریم به جشنواره فجر ۹۸ ؛ با ما همراه باشید.


۱- امروز، آخرین فیلم‌های سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در می‌آیند و فردا با برگزاری مراسم اختتامیه، پرونده جشنواره فجر ۹۸ هم بسته خواهد شد. جشنواره سی‌وهشتم تقریباً در همان سطحی بود که انتظار می‌رفت: کمبود فیلم شاخص و انبوه فیلم‌های متوسط. با وجود این، تعداد فیلم‌های بسیار ضعیف کمتر از دوره‌های قبل بود و این می‌تواند مایه امیدواری باشد. از نظر مضمونی، کماکان چند مضمون مشخص (اعتیاد، بیماری‌های صعب‌العلاج، قصاص و فقر) در تعداد قابل توجهی از فیلم‌ها تکرار شدند. مطابق انتظار، اکثر این فیلم‌ها نکته جدیدی برای اضافه کردن به مجموعه فیلم‌هایی با مضامین مشابه نداشتند اما معدود فیلم‌هایی (همچون «قصیده گاو سفید») معضلات تکرارشده را از زاویه‌ای کمابیش تازه مورد توجه قرار می‌دادند.

۲- کماکان چنین به نظر می‌رسد که سینمای ایران از ساخت قهرمان می‌ترسد؛ تعدادی از آثاری که پتانسیل خلق قهرمان در آن‌ها به چشم می‌خورد، به بیراهه رفتند تا قهرمان نسازند. این که فیلمسازان کهنه‌کاری چون مسعود کیمیایی و ابراهیم حاتمی‌کیا کماکان دلبسته خلق قهرمان باشند نکته عجیبی نیست اما در میان فیلمسازان جوان‌تر، کمتر کسی جسارت ساختن یک قهرمان و بردن او تا ته خط را داشت. «شنای پروانه» به کارگردانی محمد کارت از معدود استثناهای این دوره بود؛ فیلمی با حال و هوایی یادآور برخی از فیلم‌های سعید روستایی و هومن سیدی (و شاید پیش از آن‌ها، یادآور برخی از مستندها و فیلم‌های کوتاهِ خودِ کارت) که قهرمانش را از دل چرک و خیانت و تردید بیرون کشیده و او را به سمت یک تصمیم قاطع و تأثیرگذار هدایت می‌کرد.

۳- نکته جالب در این میان، نقش فیلم‌های استراتژیک در ساخت قهرمانانی ایرانی بود. «روز صفر»، «لباس شخصی» و «خروج» از جمله آثار استراتژیک جشنواره فجر ۹۸ بودند که همگی رو به سمت ساخت قهرمان داشتند. اما این تنها نکته مهم در مورد فیلم‌های استراتژیک امسال نبود. شاید اغراق نباشد اگر جشنواره سی‌وهشتم را نقطه عطفی در مسیر فیلم‌های استراتژیک (و نه لزوماً ایدئولوژیک) بدانیم؛ در فیلم‌هایی چون «روز صفر» و «درخت گردو» به‌سختی می‌شد ردّی از مسائل ایدئولوژیک پیدا کرد. این دسته از فیلم‌ها، برخلاف آن‌چه در بسیاری از فیلم‌های وابسته به ارگان‌های غیرخصوصی در سال‌های نه‌چندان دور دیده بودیم، صرفاً خود را در قبال نهادهای سرمایه‌گذار مسئول نمی‌دانستند بلکه مشخصاً سعی در برقراری ارتباط با انبوه مخاطبان (حتی آن‌هایی که ممکن است از نظر ایدئولوژیک نزدیکی چندانی به سازندگان این آثار نداشته باشند) داشتند. شاید به همین دلیل بود که در آثاری چون «روز صفر» و «لباس شخصی»، شاهد تلاش سازندگان برای نزدیک شدن به الگوهای فیلم‌های قهرمان‌پرور آمریکایی بودیم: قهرمان «روز صفر» بیشتر یادآور ستارگان آمریکایی سینمای اکشن بود و شخصیت اصلی «لباس شخصی» انگار قرار بود ترکیبی از هری کثیف و آقا کمال (هادی حجازی‌فر در دو فیلم «ماجرای نیمروز») باشد.

۴- در مسیر تکراری سینمای ایران، معدودی از فیلم‌های جشنواره امسال (فارغ از کیفیت نهایی) پیشنهادهایی برای سینمای ما (گاه از لحاظ مضمونی و بعضی وقت‌ها از نظر ساختاری) محسوب می‌شدند. «تومان» (مرتضی فرشباف) با شیوه غیرمتعارف روایت یک داستان ظاهراً کلاسیک، «ریست» یا «تعارض» (محمدرضا لطفی) با ورود به حوزه‌های روانشناختی و بازیگوشی‌های ساختاری، «قصیده گاو سفید» باز هم با شکل ویژه روایتش (از جمله تغییر زاویه دید در میانه داستان)، «ابر بارانش گرفته» (مجید برزگر) با پرداختن به مضامینی که بیشتر از مسیرهای متعارف سینمای خودمان، یادآور آثاری از جمله فیلم‌های آندری تارکوفسکی به نظر می‌رسد، و «آن شب» (کوروش آهاری) با تلاش برای ساخت یک فیلم ترسناک بر پایه یکی از ساب‌ژانرهای مهم این ژانر، از جمله این فیلم‌ها بودند.

۵- مشکل کِش آمدن فیلم‌ها کماکان به‌طور جدی در سینمای ایران به چشم می‌خورد. مسئله صرفاً زمان فیلم‌ها (امسال شاید بیش از هر سال دیگری فیلم‌هایی با زمانِ نزدیک به/ بیش از ۲ ساعت داشتیم) نیست. اکثر فیلم‌ها دارای صحنه‌هایی بودند که با یک تدوین مجدد به‌راحتی می‌توان آن‌ها را حذف یا کوتاه کرد.

۶- فرایند تبدیل فیلمنامه به یک اثر سینمایی مسیر پیچیده‌ای است و در این راه، بسیاری از عوامل (کارنابلد بودن عوامل اجرایی، فقر تولید، دخالت‌های بی‌جا، نگرانی از ممیزی و…) ممکن است بر کیفیت نهایی تأثیر منفی بگذارد. اما دلیلش هر چه که باشد، امسال هم مثل همیشه با مشکلاتی پایه‌ای در اکثر فیلم‌ها روبه‌رو بودیم که در حالت عادی باید در مرحله فیلمنامه حل می‌شدند. باوجوداین، با توجه به پیچیدگی شرایط تولید در ایران، احتمالاً بخشی از مشکلات ناشی از مسائل اجرایی است و نه ضعفِ مستقیم فیلمنامه اولیه.

۷- سینمای ایران، از نظر تکنیکی سال‌هاست که در مسیر پیشرفت قرار دارد. با وجود این، سال‌های خوبی را سپری نمی‌کنیم. در دهه ۹۰ به‌سختی می‌توان به تعداد انگشتان یک دست فیلم شاخص پیدا کرد. جشنواره فجر ۹۸ ، امید چندانی برای بهبود وضعیت در ما ایجاد نکرد اما همین که مسیر حرکت کیفی فیلم‌ها رو به سقوط نیست، جای شکرش باقی است!


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.