شرط سیمرغ؛ قوانین و قراردادهای نانوشته در جشنواره فجر

فقط چند ساعت دیگر تا شروع رسمی سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر در سینمای رسانه و سینماهای مردمی و بازگشت شور و رونق به سینمای ایران زمان باقی مانده است. مهم نیست که چه کسانی در جشنواره امسال غایب‌اند و چه کسانی حاضر؛ جشنواره به دلیل اهمیت و تاثیری که برای سینماگران و سینمادوستان ایرانی دارد، همچون سیل تمام رسانه‌ها را در برمی‌گیرد و دوباره حاشیه، دعوا و نبردهای قلمی و کلامی به مدت ده روز در فضای رسانه آغاز می‌شود. با تمام این تفاسیر، چند قانون و قرارداد نانوشته بر فضای جشنواره حکمفرماست که با وجود تمام تفاوت‌ها در دوره جدید باز هم تکرار خواهد. می‌خواهید با این قوانین نانوشته آشنا و برای اتفاقات مهم در جشنواره فجر آماده شوید؟ در ادامه این یادداشت، با فیلیمو شات همراه باشید.


سیمرغ بلورین بهترین بازیگر اهدا می‌شود به…

برای این که سیمرغ خود را تضمین کنید، چند تا فرمول کاربردی وجود دارد که در طول این چهار دهه بارها جواب داده است و احتمالا باز هم جواب می‌دهد. حتما شنیده‌اید که می‌گویند بازی کردن نقش معتاد، بیمار و نمایش لهجه و نقص‌های جسمی، در هر جای دنیا شما را به جوایز بازیگری نزدیک می‌کند. درست است اما اگر تعریف درستش را بخواهید، باید گفت «بازی بیرونی»؛ یعنی بازیگر باید نشان بدهد که از رویه معمول خودش فاصله گرفته و برای فرورفتن در نقشی متفاوت حاضر به انجام کارهای سخت و پذیرفتن گریم‌های سنگین شده است.
جدا از بازی‌های نمایشگرانه و چشمگیر (که مسلما گریم و لهجه بخشی از آن است)، جشنواره در سال‌های اخیر رویکرد دیگری را هم دنبال کرده و آن هم دلجویی از ستاره‌های نادیده گرفته‌شده در سال‌های دور است. می‌خواهید ببینید که این تئوری چقدر جواب می‌دهد؟ در روز اختتامیه ببینید که در میان نامزدهای بازیگری، چند نفرشان با تعاریف بالا سازگارند.

دوقطبی

از زمانی که جایزه سیمرغ بهترین فیلم از نگاه مردمی به جشنواره اضافه شد، به‌ندرت پیش آمد که سیمرغ بهترین فیلم و سیمرغ مردمی همزمان به یک فیلم برسد. جدا از این تعارض، همیشه در جشنواره شاهد دوقطبی شدن فضا میان نگاه رسمی جشنواره و سلیقه مردمی و گاه حتی دودستگی شدید میان منتقدان هستیم. طبیعتاً امسال هم باید منتظر چنین جو و رویکردی باشیم و البته فراموش نکنید که الزاما قرار نیست این دوقطبی‌های کاذب یا واقعی به برتری یک فیلم منجر شود و جشنواره قرار نیست که به یک فیلم محدود شود. ولی به‌هرحال، جو رسانه‌ای یکی از قوانین نانوشته است و بخشی از جذابیت‌های جشنواره فجر هم از اینجا می‌آید.

نبرد گلادیاتوری

در طول سال تمام نویسنده‌ها، بازیگرها، کارگردان‌ها و تهیه‌کننده‌ها تلاش می‌کنند تا هر طور شده فیلم خود را به جشنواره برسانند. بعد از گذر از سد هیئت انتخاب و دردسرهای فراوان تازه چالش اصلی برخورد با مردم و منتقدان شروع می‌شود. متاسفانه این یک واقعیت دردناک است: اگر فیلمی در جشنواره با استقبال مواجه نشود، بعید است که در اکران عمومی سرنوشت نیکی پیدا کند. استقبال هم الزاما به معنای جایزه نیست. در طول ده روز نمایش در جشنواره، هر فیلمی فرصت دارد تا حداکثر توجه را از جوانب مختلف دریافت کند. بدترین اتفاق گم‌شدن فیلم در هیاهوی جشنواره و نادیده ماندن آن است. اگر در جشنواره حضور داشتید و کسی بعدا یادش نبود که فیلم شما را دیده، این بدترین خبر برای شماست. تجربه هم ثابت کرده که ظرفیت جلب‌توجه در فضای جشنواره، عموما بیش از ده عنوان نیست و اگر نتوانید به فهرست ده فیلم پرسروصدای هر دوره راه پیدا کنید، برای رسیدن به نمایش عمومی راه سختی پیش رویتان خواهد بود.

لعنت بر دهانی که بی‌‌موقع باز شود

حواستان باشد، این یکی از قوانین نانوشته جشنواره فجر است؛ حرف زدن در دوران جشنواره مثل تمیز کردن ماشه یک اسلحه در حالت رگبار حین عطسه کردن است! هر حرفی در هر نشست یا گفتگویی ممکن است علیه شما، همکاران و فیلم‌تان استفاده شود و کل مجموعه را به خطر بیندازند. بازی‌های رسانه‌ای در ده روز جشنواره از همیشه دردناک‌تر و اهالی رسانه از همیشه بی‌رحم‌تر می‌شوند، پس مواظب همه‌چیز باشید چون آنتن‌های زنده و غیرزنده در طول ایام جشنواره از میدان مین هم خطرناک‌ترند.

هیچکس راضی نیست

این یک واقعیت است؛ امکان ندارد که داورها بتوانند همه را راضی نگه‌دارند و عوامل همه فیلم‌های حاضر در بخش مسابقه، جشنواره را دست پر ترک کنند. حتی کسی که برای پنجمین بار جایزه می‌برد و فیلمی که هفت‌تا سیمرغ برده، باز هم شاکی‌اند که چرا بهشان بیشتر نداده‌اند! حالا سابقه فجر در داوری‌های عجیب و بدسلیقه را هم به یاد بیاورید تا بدانید که هیچ‌وقت، هیچ‌کس از داوری راضی نیست.


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.