چند بار دیدن یک فیلم چه دلیلی دارد؟

شاید شما هم با افراد زیادی برخورد داشته‌اید که اتفاقاً مانند شما از طرفداران و علاقه‌مندان به حوزه سینما، فیلم و سریال و باشند. چه چیز از این بهتر که بعد از اینکه هر دوی شما از علاقه طرف مقابل به فیلم و سریال مطلع شدید به گفتگو نشسته و طبیعتاً به دنبال نقاط مشترک بگردید. این نقاط مشترک می‌تواند مربوط به هر چیزی در این حوزه باشد، مانند: ، فیلم محبوب ، کارگردان موردعلاقه، بازیگری که برای هرکدامتان سمبل و نماد بازیگری است و … . معمولاً در این‌طور گفتگوها همه ما جمله‌ای خاص را بارها شنیده‌ایم یا خودمان آن را بیان کرده‌ایم. به نظر شما این جمله مشترک چیست؟ بله درست حدس زدید : ” من آن فیلم را چندین بار دیده‌ام و هر بار بیشتر از دفعه قبل از دیدنش لذت برده‌ام “. چه چیزهایی در آن فیلم بخصوص باعث می‌شود که ما به دیدن دوباره و دوباره آن مشتاق باشیم و درواقع چند بار دیدن یک فیلم چه دلیلی دارد؟

عوامل بسیاری باعث می‌شوند که فردی فیلمی را بیش از یک بار تماشا کرده باشد، درواقع به‌جای اینکه تمایل به دیدن فیلم جدیدی داشته باشد ترجیح می‌دهد که فیلم موردعلاقه‌اش را چندین بار ببیند. در ادامه به بررسی مهم‌ترین دلایل تماشای چندین باره یک فیلم می‌پردازیم:

همذات پنداری: به‌طور عمومی در تمامی فیلم‌ها، شخصیت‌هایی وجود دارند که داستان فیلم بر محور آن‌ها استوار است، در اکثر اوقات فردی که فیلمی را چندین بار به نظاره می‌نشیند با نقش اول داستان یا یکی از نقش‌های اصلی همذات پنداری می‌کند. به این معنی که در هنگام تماشای فیلم ذهن تماشاگر کاملاً در جای شخصیت همذات با او نشسته و از زاویه دید او به داستان فیلم می‌نگرد. به‌عنوان مثال وقتی‌که شخصیت اصلی داستان در حال جنگ و ستیز برای گرفتن حق خود است، بیننده نیز مانند او دیالوگ‌ها را هم زمان با او در ذهن خودش تکرار کرده و بعضاً رفتارهای فیزیکی یا میمیک صورت بازیگر را نیز تقلید می‌کند. یا حتی تکیه‌کلام‌های بازیگر نقش اول داستان را در زندگی روزمره تکرار می‌کند. بعضی از تماشاچیان پا را فراتر گذاشته و با الگوبرداری از رفتارهای همذاتشان در فیلم، منش و مرام او را تقلید می‌کنند، برخی از نقش‌های خاطره‌انگیز این‌چنینی عبارت‌اند از: نقش «ویتو کورلیونه» در فیلم «پدر خوانده» با بازی «مارلون براندو»، نقش «نابودگر (ترمیناتور)» در فیلم «ترمیناتور۲: روز قضاوت» با بازی «آرنولد شوارتزنگر»، نقش «جوکر» در فیلم «بتمن: شوالیه تاریکی» با بازی «هیث لیجر» ، نقش «شرلوک هولمز» در سریال «ماجراجویی‌های شرلوک هولمز» با بازی «جرمی برت»، نقش «اسکارت اوهارا» در فیلم «بر باد رفته» با بازی «ویوین لی»، نقش «تونی مونتانا» در فیلم «صورت زخمی» با بازی «آل‌پاچینو» و هزاران نقش دیگر.

کارگردان یا بازیگر شیفتگی (علاقه شدید به سبک کارگردانی یا بازیگری فردی خاص): احتمالاً شما هم با آن دسته از علاقه‌مندان فیلم و سینما برخورد داشته‌اید که شیفته و غرق در سبک کارگردانی و فیلم‌سازی کارگردان یا سبک بازی بازیگر خاصی هستند و اگر قدرت تغییر در دنیا را داشتند، دنیا را مطابق با فیلم‌های آن کارگردان می‌ساختند یا اگر می‌توانستند دوباره و با حق انتخاب متولد شوند دوست داشتند با شکل و شمایل و خصوصیات بازیگر موردعلاقه‌شان متولد شوند. بله کارگردان یا بازیگر شیفتگی نیز از مهم‌ترین دلایل برای دیدن چندین و چندباره یک فیلم است. زیرا هر بار که بیننده به تماشای فیلم ساخته شده توسط آن کارگردان می‌نشیند خود را در دنیای ذهن آن کارگردان تصور کرده و جهان‌بینی و ایدئولوژی موردپسند خود را حاکم بر زمان و مکان فیلم می‌بیند یا با الگوبرداری از حرکات و سکنات بازیگر محبوبشان تا حد امکان خود را به او شبیه می‌کنند. حال تصور کنید وقتی شما دنیای مطلوب خود را جایی یافته‌اید یا با هر بار دیدن بازیگر محبوبتان قند در دلتان آب می‌شد، چندین بار حاضرید به آنجا سفر کنید یا آن بازیگر را حتی شده از پشت پرده نقره‌ای یا پشت شیشه ببینید، آن‌هم با حداقل هزینه درست از درون قاب شیشه‌ای جعبه جادویی (تلویزیون) یا پرده نقره‌ای (سینما) پیش رویتان. بعضی از کارگردان‌هایی که تماشاگران را شیفته خود کرده‌اند عبارت‌اند از: آلفرد هیچکاک، کوئینتین تارانتینو، استلی کوبریک ، کریستوفر نولان، فدریکو فلینی، علی حاتمی ، مسعود کیمیایی ، نرگس آبیار و … در مورد بازیگران هم که دیگر از بازیگران متدیست گرفته مانند: جک نیکلسون، هیث لیجر، لئوناردو دیکاپریو، مریل استریپ، دنیل دی لوئیس، آنتونی هاپکینز، رابرت دنیرو تا بازیگرانی که طرفدارانشان مجذوب چهره زیبای آن‌ها شده‌اند مانند: برد پیت، جرج کلونی و … .

فیلم‌هایی با برداشت آزاد: وقتی شما فیلمی را می‌بینید که در انتهای آن، نه‌تنها منظور فیلم را متوجه نشده‌اید، بلکه سوالات بسیاری در ذهن شما ایجاد شده و باقی مانده است، بدون شک اولین کاری که می‌کنید این است که دوباره به تماشای آن بنشینید، اما هرچند بار که بیشتر فیلم را می‌بینید نقاط ابهام بیشتری برای شما ایجاد می‌گردد. نگران نباشید، مشکل از گیرنده‌های شما نیست پس به گیرنده‌های خود دست نزنید، مسئله در اینجا فرستنده است، این فیلم به‌نوعی تهیه و تولید شده است که هر چه شما بیشتر در عمق آن نفوذ می‌کنید بیشتر احساس گیجی و گنگی می‌کنید. درواقع نویسنده و کارگردان هدفی جز آزاد بودن برداشت از این فیلم نداشته‌اند. البته با توجه به نوع برداشت هر فرد ممکن است بعضی فیلم‌ها برای برخی افراد با برداشت آزاد باشند و برخی دیگر نباشند.

شما چه موارد دیگری را می‌توانید به این فهرست اضافه کنید؟
آیا تابه‌حال با شخصیتی در فیلمی همذات پنداری کرده‌اید؟ کدام شخصیت و در چه فیلمی برایتان جذاب است؟
کدام کارگردان یا کدام بازیگر شما را شیفته و مجذوب خود کرده است؟
چرا و با کدام فیلم به او و کارهایش علاقه پیدا کرده‌اید؟

شاید برایتان جالب باشد
1 نظر
  1. آزی می گوید

    من فیلم‌ برف روی کاجهارو‌ ۲۲ بار دیدم و باز هم خواهم دید من با این فیلم‌ زندگی میکنم….
    گاهی وقتها‌ فکر‌ میکنم مشکلی پیدا کردم‌که یک فیلمو اینقدر نگاه میکنم

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: