معرفی بهترین فیلم های عاشقانه و رمانتیک خارجی

یکی از محبوب‌ترین ژانرهای سینما و ادبیات، رُمَنس یا عاشقانه است که روایت یک رابطه احساسی را محور درام قرار می‌دهد. برخلاف تصور کلیشه‌ای رایج، فقط خانم‌ها نیستند که فیلم های عاشقانه و رمانتیک تماشا می‌کنند و شاهد این ادعا، آمار استقبال از فیلم های عاشقانه و کمدی – رمانتیک در عمر طولانی سینماست.
اگر قصد تماشای فیلم عاشقانه را دارید، این فهرست پیشنهادی فیلیمو شات می‌تواند کمک‌تان کند که شامل مروری است بر تعدادی از بهترین و محبوبترین فیلم های عاشقانه و رمانتیک سال‌های اخیر در میان مخاطبان ایرانی.


۱۰ فیلم عاشقانه ترسناک؛ سمت تاریک چهره عشق


۱- «روح» محصول ۱۹۹۰

سی سال پیش، «روح» با عنوان اصلی «Ghost» تبدیل به پدیده‌ای شد که هیچکس انتظارش را نداشت؛ پرفروش‌ترین فیلم سال با بیش از ۵۰۰ میلیون دلار فروش، که سومین فیلم پرفروش تاریخ سینماهای آمریکا در زمان خودش هم حساب می‌شد؛ آن هم با بودجه‌ای کمتر از ۲۰ میلیون دلار، کسب چند نامزدی اسکار و برنده شدن در دو رشته بهترین بازیگر زن مکمل (ووپی گلدبرگ) و بهترین فیلمنامه اوریجینال. حالا غافلگیری اصلی کجا بود؟ وقتی نام سازنده فیلم را می‌دیدید. در دهه‌ هشتاد، جری و دیوید زوکر و جین آبراهامز با کمدی‌های هجوآمیز و دیوانه‌واری مانند «هواپیما!» و سری فیلم‌های «اسلحه آخته» حسابی مشهور شدند و شکل جدیدی از کمدی را در هالیوود جا انداختند که تحت‌تاثیر کارهای مل بروکس بود؛ بنابراین هیچکس انتظار نداشت که جری زوکر در اولین تجربه کارگردانی جداگانه‌اش به سراغ یک عاشقانه با مایه‌های فانتزی برود.
قصه این فیلم عاشقانه آمریکایی درباره یک زوج جوان است. پسر در اثر توطئه نارفیقش به قتل می‌رسد و روحش در زمین سرگردان می‌ماند و سعی می‌کند که با هشدار دادن به دختر جلوی عملی شدن نقشه دوست خیانتکارش را بگیرد و در این راه چاره‌ای ندارد جز این که از یک مدیوم حقه‌باز کمک بگیرد. فیلم پر از موقعیت‌های بدیعی است که تا پیش از آن کمتر در سینما مشاهده شده بود و رابطه زوج اصلی فیلم به لطف حضور پاتریک سوایزی و دمی دمور، لطیف و سوزان از کار درآمده. برای پی بردن به تاثیر و محبوبیت فیلم در فرهنگ عامه کافی است همین را بدانید که بعد از «روح» میزان علاقه به هنر سفالگری به طرز چشمگیری افزایش پیدا کرد و خیلی از کسانی که دچار تجربه نزدیک به مرگ بوده‌اند، خاطراتی که در آن حال تعریف می‌کنند تا حدود زیادی تأثیرگرفته از صحنه‌های معروف این فیلم است!

درباره فیلم «روح» در وبسایت IMDb بخوانید

نمایی از فیلم روح

۲- «در حال و هوای عشق» محصول ۲۰۰۰

اگر از منتقدان و طرفداران سینمای روشنفکرانه بخواهید که بهترین فیلم های عاشقانه و رمانتیک جهان را انتخاب کنند، بدون تردید یکی از گزینه‌های اصلی و پرتکرار آن‌ها «در حال و هوای عشق» ساخته وونگ کار وای است که سال ۲۰۰۰ در جشنواره کن به نمایش درآمد و تقریبا در اکثر نظرسنجی‌های صورت گرفته پیرامون بهترین فیلم‌های قرن بیست و یکم همیشه به‌عنوان یکی از آثار برگزیده حضور دارد. حتی اگر فیلم را ندیده باشید احتمالا موسیقی متن ویژه و گوش‌نواز آن را شنیده‌اید.
قصه این فیلم هنگ‌کنگی درباره‌ عشقی در طول سالیان است که هیچگاه فرصت بروز و عینیت پیدا نمی‌کند و در جان عاشق و معشوقی که امکان بودن کنار هم را ندارند، همچون گیاه رونده ریشه می‌دواند و در سکوت، بیشتر و بیشتر می‌شود؛ فراق در عین رسیدن و رنج به جای لذت در رابطه‌ای که کمتر شبیه‌ آن را در فیلمی دیده‌اید.
«در حال و هوای عشق» با عنوان اصلی «In the Mood for Love» که در اصل فیلم اتمسفر و حال و هواست، نشان می‌دهد که برخلاف کلیشه‌های بازاری و دم‌دستی ژانر، یک عاشقانه می‌تواند به شکل دیگری هم پیش برود. تماشای فیلم از این جهت پیشنهاد ویژه‌ای است که می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای آشنایی بیشتر با یکی از خاص‌ترین آرتیست‌های معاصر که البته چند سالی است فیلم تازه‌ای نساخته.

درباره فیلم «در حال و هوای عشق» در وبسایت IMDb بخوانید

فیلم در حال و هوای عشق

۳- «تایتانیک» محصول ۱۹۹۷

خیلی‌ها هنوز از «تایتانیک» با لقب آخرین کلاسیک عظیم تاریخ سینما یاد می‌کنند. چه طرفدار فیلم باشید و چه نه، خیلی هم بی‌راه نیست؛ فراموش نکنید که سال‌ها طول کشید تا رکورد فروش شگفت‌انگیز فیلم شکسته شود و الان هم که به جدول پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما نگاه می‌کنید، این تنها فیلمی است که در آن اثری از ابرقهرمان، سفینه، موجود فضایی، دایناسور، هیولا، جادوگر و هر عنصر فانتزی و تخیلی دیگری نیست و می‌تواند این فرضیه را اثبات کند که جاذبه‌ عشق از هر شعبده و جادویی کاری‌تر است. حداقل در هالیوود که این‌طوری است.
داستان را هم که حتما می‌دانید، عشق پسر فقیر به دختری که در آستانه ازدواجی تحمیلی قرار دارد، در میان یک فاجعه انسانی عظیم که به تنهایی می‌توانست استعاره‌‌ای از سقوط ساختارهای اجتماعی در پایان قرن بیستم باشد. موفقیت «Titanic» جیمز کامرون را به سلطان عالم تبدیل کرد و از لئوناردو دی‌کاپریو و کیت وینسلت ستاره‌هایی دست‌نیافتنی ساخت. سال ۱۹۹۷ که فیلم اکران شد، جایی نبود که اثری از «تایتانیک» دیده نشود. حتی در ایران که نهایتا می‌شد فیلم را روی کپی‌های نه‌چندان باکیفیت نوار وی‌اچ‌اس تماشا کرد، کسی نبود که آن را ندیده باشد و حتی در دورافتاده‌ترین شهرها هم پوستر و تی‌شرت‌های جک و رز را پیدا می‌کردید. بیش از دو دهه از اولین نمایش «تایتانیک» گذشته و تماشای دوباره آن می‌تواند غافلگیرکننده باشد.

درباره فیلم «تایتانیک» در وبسایت IMDb بخوانید

فیلم عاشقانه تایتانیک

۴- «کازابلانکا» محصول سال ۱۹۴۲

نزدیک به هشت دهه از ساخته شدن آن می‌گذرد و همچنان اگر کسی بخواهد مفهومی به نام سینمای کلاسیک آمریکا و فیلم عاشقانه آمریکایی را توضیح بدهد، بهترین گزینه است. آن هم در شرایطی که قرار نبود به فیلم بزرگ و مهمی تبدیل شود اما جادوی سینما «کازابلانکا» را برای همیشه در فرهنگ عامه ماندگار و به الگویی شکست‌ناپذیر برای روایت عاشقانه‌های نافرجام تبدیل کرد. به جرئت می‌توان گفت بسیاری از عاشقانه‌های مشهور تاریخ سینما اگر نه با الهام و تاثیر آشکار از «Casablanca»، حداقل در شیوه نمایش شعله‌ور شدن یک عشق قدیمی نیم‌نگاهی داشته‌اند به این اثر کلاسیک که زمان هیچ خط و خشی بر روی آن نینداخته است.
تقریبا هیچ عنصری را در این فیلم پیدا نمی‌کنید که جاودانه نشده باشد: از دیالوگ‌های شخصیت‌ها گرفته تا حضور همفری بوگارت و اینگرید برگمن و نماهای معروف مانند خیس شدن نامه زیر قطرات باران یا دور شدن هواپیما در پس‌زمینه‌ قاب در صحنه پایانی.
«کازابلانکا» نشان می‌دهد که گاهی اوج دوست داشتن می‌شود دست کشیدن و تنها ماند با خاطراتی که دیگر شاید هرگز فرصت تکرار آن‌ها وجود نداشته باشد. این همچنان کلاسیک‌ترین روایت هالیوود از عشق است.

درباره فیلم «کازابلانکا» در وبسایت IMDb بخوانید

فیلم عاشقانه کازابلانکا

۵- «غرور و تعصب» محصول سال ۲۰۰۵

در مورد «غرور و تعصب» بیشتر از آن که با یک فیلم سروکار داشته باشیم با رمانی مواجهیم که یکی از آثار مهم در ادبیات رمانتیک قرن نوزدهم است و احتمالا مشهورترین اثر جین آستن که با ظرافت و رندی تمام استاد روایت کردن زیر و بم احساسات زنانه بود و بعد از دویست سال همچنان به تعداد شیفتگان آثارش اضافه می‌شود.
ماجرای عاشقانه پرچالش میان الیزابت و دارسی آن‌قدر کشش و جذابیت دارد که تاکنون ده‌ها اقتباس از «غرور و تعصب» با عنوان اصلی «Pride and Prejudice» در سینما و تلویزیون صورت گرفته و به معنای واقعی کلمه این رمان مایه غرور و تعصب انگلیسی‌هاست. با وجود فهرست طولانی اقتباس‌ها از رمان جین آستن، احتمالا در حافظه نزدیک مخاطبان سینما فیلم جو رایت که سال ۲۰۰۵ ساخته شده و کیرا نایتلی و متیو مک‌فیدن نقش‌های اصلی آن را ایفا کرده‌اند، بیشتر ماندگار شده. جالب اینجاست که رایت در اولین تجربه کارگردانی‌اش تصمیم گرفت تا هم در فرم و هم در بازخوانی قصه دست به ابتکاراتی بزند که فیلمش شبیه دیگر اقتباس‌های متعارف و همیشگی از رمان نباشد. گذشت زمان نشان می‌دهد که تصمیماتش درست از آب درآمده‌اند.

فیلم عاشقانه غرور و تعصب

۶- «خواستگاری» محصول ۲۰۰۹

این هم یکی از آن نمونه‌های عجیب است، فیلمی که توسط منتقدان خیلی تحویل گرفته نشده ولی در گیشه فروخته و در میان مردم هم محبوبیت زیادی دارد. احتمالا بخش عمده‌ای از موفقیت فیلم را باید مدیون نمک و جذابیت ذاتی ساندرا بولاک و رایان رینولدز بدانیم و البته ذات این جنس از کمدی – رمانتیک ها که ریشه‌هایش برمی‌گردد به کمدی‌های اسکروبال در دوران فیلم‌های کلاسیک آمریکایی که قصه‌شان را بر اساس تقابل‌های جنسیتی و سیر عشق تا نفرت شخصیت‌ها بنا می‌کردند.
در «The Proposal» قصه درباره خانم سردبیری است که به دلیل مشکلات مهاجرتی در معرض خطر از دست دادن کارش قرار می‌گیرد و به ناچار از دستیارش می‌خواهد که صوری نقش نامزدش را بازی کند؛ رییس و زیردستی که چشم دیدن همدیگر را ندارند باید برای مدتی تظاهر کنند به عاشق و معشوق بودن و از جایی به بعد آن‌قدر در نقش‌شان فرو می‌روند که کار بیخ پیدا می‌کند. با این قصه، باید منتظر کلی موقعیت بامزه و کل‌کل میان شخصیت‌های اصلی باشید.
با این که ازدواج اجباری و صوری در کمدی-رمانتیک‌ها ایده نویی نیست و نمونه‌های مشابه زیاد دارد، موفقیت «خواستگاری» باعث شده که مورد اقتباس و بازسازی در کشورهای دیگر هم قرار بگیرد.

درباره فیلم «خواستگاری» در وبسایت IMDb بخوانید

فیلم خواستگاری

۷- «لالالند» محصول سال ۲۰۱۶

دیمین شزل پس از موفقیت «ویپلش» به فکر گامی بزرگ‌تر افتاد اما باز روی همان چیزی دست گذاشت که ظاهراً دغدغه همیشگی‌اش بوده و هست: عشق و موسیقی. «لالالند» خیلی زود تبدیل شد به یک پدیده و جوایز مهم سال را درو کرد، چرا که به شیوه‌ای غیرمنتظره سعی در بازآفرینی حال و هوای موزیکال‌های عصر طلایی هالیوود و پیوند زدن آن به دنیای معاصر را داشت و حاصل آن برای نسل‌های گذشته خاطره‌انگیز و برای نسل جدید شگفت‌انگیز بود.
در عین تصویر تلخ از تسلیم ناخواسته‌ عشق در برابر جبر زمانه، «لالالند» فیلمی شیرین و گرم در ستایش رویا و باور داشتن به آن است و قصه‌اش را در نسخه‌ای خیال‌انگیز از شهر همیشه بیدار لس‌آنجلس روایت می‌کند.
با وجود محبوبیت جهانی «La La Land»، این ساخته دیمین شزل منتقد هم کم ندارد و خیلی‌ها نگاه آن به عشق را ناپخته و مسیر قصه را حاصل دستکاری فیلمساز برای رسیدن به نتیجه فعلی می‌دانند که به دلیل حال و هوای خاص و متفاوت، تماشاگران را زیادی ذوق‌زده کرده. چه با منتقدان موافق باشید و چه نه، هرطور حساب کنید نمی‌شود از موسیقی متن سحرآمیز و حضور دوست‌داشتنی اما استون و رایان گاسلینگ گذشت.

درباره فیلم «لا لا لند» در وبسایت IMDb بخوانید

فیلم لالا لند

۸- «گرگ و میش» محصول سال ۲۰۰۸

در عالم سینما کم نیست تعداد فیلم‌هایی که گروهی از مردم ازشان متنفرند و گروهی دیگر دیوانه‌وار همان فیلم‌ها را دوست دارند. تماشای این فیلم‌ها می‌تواند اشک هر دو گروه را در بیاورد؛ گروه اول از سر اکراه موقع تماشای زورکی و گروه دوم هنگام تماشای چندباره فیلم و از شوق و لذت. مجموعه فیلم‌های «گرگ‌ و میش» در همین دسته قرار می‌گیرد که در عین نقدها و نظرات منفی بی‌شمار کشته و مرده دارد.
با رونق اقتباس از رمان‌های نوجوانانه یا اصطلاحا یانگ ادالت در هزاره جدید، مجموعه رمان استفانی مه‌یرز هم در مسیر اقتباس قرار گرفت و خیلی زود به اثر محبوب تین‌ایجرها، به ویژه دخترها تبدیل شد، چرا که جنبه‌های عاشقانه در قصه به فانتزی آن غلبه دارد. قصه درباره مثلث عشقی میان یک دختر و دو پسر است، اما چون یکی از پسرها خون‌آشام است و دیگری گرگینه و این دو گونه از دیرباز با هم سر جنگ داشته‌اند، کار به جاهای باریک می‌کشد. جنبه‌های فانتزی و جلوه‌های ویژه را که بزنید کنار، اصل ماجرا درباره بحران‌های عاطفی دخترانه در دوران بلوغ و جوانی است. برای همین شاید قسمت اول بهترین فیلم مجموعه باشد چون روی همین موضوع تکیه بیشتری داشته است.
از دیگر نکات قابل توجه «Twilight» انتخاب بازیگران هوشمندانه آن است و می‌بینیم که بعد از یک دهه هم رابرت پتینسون و هم کریستن استوارت جزو مهم‌ترین ستاره‌های نسل خود به حساب می‌آیند.

درباره فیلم «گرگ و میش» در وبسایت IMDb بخوانید

فیلم گرگ و میش

۹- «وقتی هری با سالی ملاقات کرد» محصول سال ۱۹۸۹

اگر «آنی هال» وودی آلن بعد از چند دهه همچنان به‌عنوان بهترین فیلمی شناخته می‌شود که درباره ذات یک رابطه عاطفی و نقاط پیدا و پنهان آن ساخته شده، «When Harry Met Sally» هم می‌تواند مدعی عنوان بهترین کمدی-رمانتیک تاریخ باشد که در عین شیرینی و جذابیت در روایت قصه دوستی پرفرازونشیبی که به یک عشق ختم می‌شود، نگاهی پخته و بالغانه به رابطه عاطفی و این نیاز ناگزیر انسانی دارد.
قصه درباره دختر و پسری با نقش‌آفرینی بیلی کریستال و مگ رایان است که برای سال‌ها دوست نزدیک هم هستند بدون آن که با هم وارد رابطه شوند. و برای حفاظت از این دوستی، در برابر کششی که میان‌شان احساس می‌شود با تمام وجود مقاومت می‌کنند. اما…؛ برای فهمیدن آن اما حتما باید فیلم را ببینید.
فیلم را راب راینر کارگردانی کرده که در دهه هشتاد یکی از استعدادهای درخشان هالیوود بود و فیلمنامه را نورا افران نوشته که همچنان به‌عنوان یکی از بهترین زنان نویسنده در تاریخ سینمای آمریکا شناخته می‌شود و توانایی‌اش در دیالوگ‌نویسی و خلق عاشقانه‌های گرم و دوست‌داشتنی تکرارشدنی نیست. نکته اینجاست که در همکاری میان این کارگردان و نویسنده، هردوی آن‌ها به نمونه‌ای عینی برای پرداخت شخصیت‌ها تبدیل شده‌اند، طوری که شخصیت هری یادآور راب راینر است و سالی بازتاب‌دهنده نورا افران.

درباره فیلم «وقتی هری با سالی ملاقات کرد» در وبسایت IMDb بخوانید

فیلم وقتی هری با سالی ملاقات کرد

۱۰- «فی‌الواقع عشق» محصول سال ۲۰۰۳

بعضی وقت‌ها فیلم‌ها می‌توانند به فراتر از آن چیزی تبدیل شوند که حتی خود سازندگانش هم انتظار دارند. نمونه‌اش همین فیلم «فی‌الواقع، عشق» است که به رسم رایج و پرطرفدار در سینمای دو دهه پیش قرار بوده فیلمی شامل چند داستان عاشقانه مختلف با تم کریسمس باشد و با نمایش در تعطیلات سال نو حال تماشاگرانش را خوب کند. اما فیلم آن‌قدر حال تماشاگرانش را خوب کرد که تبدیل شد به یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های قرن و شاید موفق‌ترین اثر کارنامه ریچارد کرتیس.
کرتیس یکی از فیلمنامه‌نویسان مهم معاصر است که معمولا نامش از کارگردان‌های فیلم‌ها وزن بیشتری پیدا می‌کند یا حداقل به همان اندازه مورد توجه قرار می‌گیرد. آخرین کارش «دیروز» ساخته دنی بویل بود که سال پیش اکران شد و آخرین فیلمی هم که خودش کارگردانی کرده «درباره زمان» است که چند سال قبل ساخته شده.
عنصر مشترک در تمام کارهای کرتیس، غنیمت شمردن لحظات برای عشق ورزیدن و لذت بردن از زندگی است، برای همین حتی در غم‌انگیزترین لحظات فیلم‌هایش هم مخاطب نوعی سرخوشی را تجربه می‌کند و به یاد آدم‌های عزیز زندگی‌اش می‌افتد. هروقت که نیاز داشتید به حال خوب، کافی است یکی از فیلم‌های کرتیس مثل همین «Love Actually» را تماشا کنید.

درباره فیلم «فی‌الواقع عشق» در وبسایت IMDb بخوانید

فیلم فی‌الواقع عشق

۱۱- «اکتبر» محصول سال ۲۰۱۸

حالا که عموما فیلم‌های آمریکایی و انگلیسی را مرور کرده‌ایم، بد نیست سری هم بزنیم به بالیوود و فیلم های هندی که حتی اگر در ژانر علمی-تخیلی هم ساخته شوند باز هم مایه‌های عاشقانه و اشک‌برانگیز پررنگی در آن‌ها به چشم می‌آید‌. به جای فیلم‌های بزرگ و شناخته‌شده در تاریخ بالیوود که تعدادشان هم کم نیست، گزینه پیشنهادی فیلم نسبتا جدیدی است که در میان طرفداران فیلم های جدید عاشقانه هندی یک کشف محبوب به حساب می‌آید. «اکتبر» داستان دو جوان با خصوصیات اخلاقی و رفتاری متفاوت را روایت می‌کند که هر دو در یک هتل مشغول به کار هستند. همان‌طور که انتظار می‌رود دست تقدیر ماجرا میان دو شخصیت را به گونه‌ای رقم می‌زند که چاره‌ای به جز اشک ریختن در مدت زمان تماشای فیلم نداشته باشید.

فیلم اکتبر

۱۲- «برادر من» محصول سال ۲۰۱۶

بعد از هند می‌توانیم سری هم بزنیم به ترکیه که این روزها با فیلم‌ها و سریال‌هایش خانه‌های خیلی از هم‌وطنان عزیز را اشغال کرده. خیلی از کسانی که سینمای روز جهان را دنبال می‌کنند شاید علاقه یا اعتنای چندانی نسبت به سینمای عامه‌پسند ترکیه نداشته باشند. اما اگر خواستید از این فیلم‌ها و سریال‌ها سر در بیاورید و ببینید که مردم چه چیزهایی را تماشا می‌کنند، «برادر من» با عنوان اصلی «Kardesim Benim» می‌تواند یکی از پیشنهادها باشد. فیلمی پرفروش و پرمخاطب با حضور دو ستاره محبوب این روزها یعنی بوراک اوزچیویت و مراد بز که به رابطه پر فراز و نشیب دو برادر می‌پردازد.

درباره فیلم «برادر من» در وبسایت IMDb بخوانید

فیلم برادر من

۱۳- «کریسمس پیشین» محصول سال ۲۰۱۹

«کریسمس پیشین» با عنوان اصلی «Last Christmas»، یک فیلم کمدی- رمانتیک به کارگردانی پال فیگ که داستان دختری ناراضی را روایت می‌کند. کیت (با بازی امیلیا کلارک) در یک فروشگاه کار می‌کند و از تمام جنبه‌های زندگی خود ناراضی است… با ورود تام (با بازی هنری گلدینگ) به زندگی کیت، فصل جدیدی در زندگی این دختر جوان آغاز می‌شود.

درباره فیلم «کریسمس پیشین» در وبسایت IMDb بخوانید


شاید برایتان جالب باشد
1 نظر
  1. علیرضا می گوید

    دوستان عزیز بیشتر فیلم هایی که اینجا در موردش نوشتید در فیلیمو موجود نیست خیلی جالب نیست که در وبلاگ بنویسید ولی در فیلیمو در دسترس نباشه. ممنون

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: