فیلم ترسناک ایرانی یا ترسیدن با لهجه فارسی

هروقت که بحث ژانر در سینمای ایران پیش می‌آید، با موضوع فقر تکنیکی و کمبود تجربه لازم برای بومی‌سازی ژانرهای سینمایی مواجه‌‌بوده‌ایم؛ موضوعی که در قدمت چند دهه‌ای سینمای ایران هنوز به صورت مشکلی حل‌نشده باقی مانده است. در میان ژانرها هم اوضاع برای ژانر وحشت از همه سخت‌تر است؛ ژانری که شاید کمترین توجه و تجربه را از جانب سینماگران ایرانی به همراه داشته و با وجود این، همواره برای مخاطبان سینمای ایران مورد کنجکاوی بوده؛ آن هم در شرایطی که چه در ادبیات مدرن و چه در افسانه‌های فولکلور و باورهای عامیانه، پتانسیل بالای این ژانر قابل مشاهده است.
به همین دلیل، در فیلیمو شات به سراغ ژانر وحشت در سینمای ایران، از سال‌های دور تا همین امروز، رفته‌ایم و به زمینه‌های موفقیت یا شکست و نمونه‌های قابل بحث از فیلم های ترسناک ایرانی پرداخته‌ایم.


چرا ترس و فیلم ترسناک؟

میل به تجربه اضطراب کنترل‌شده و هراس باعث شده است که ژانر وحشت به یکی از پویاترین بخش‌های صنعت سرگرمی و سینما تبدیل شود.

جواب این سوال هم ساده و هم سخت است؛ مسلما وقتی از کسی که فیلم ترسناک دوست دارد، درباره‌ این سرگرمی و علاقه‌مندی‌اش بپرسید، خیلی ساده می‌گوید: «چون خوشم می‌آید.» کار وقتی سخت می‌شود که بخواهیم علت و ریشه‌ این علاقه را کشف کنیم. فقط فیلم ترسناک هم نیست؛ بخش عمده‌ای از تجهیزات و وسایل شهربازی‌ها هم هیجان و اضطرابی غیرقابل وصف را به جان مردم تزریق می‌کنند؛ هیجانی که در زندگی روزمره کمتر تجربه‌اش می‌کنیم. قطعا هیچکس دوست ندارد که از ارتفاع زیاد سقوط کند و بعد از برخورد به زمین مثل گوجه فرنگی له شود! اما تجربه‌ امن و بی‌خطر سقوط می‌تواند برای هر کسی جذاب باشد.
همین میل به تجربه هراس و اضطراب کنترل‌شده باعث شده است که ژانر وحشت در طول بیش از یک قرن گذشته به یکی از پویاترین بخش‌های صنعت سرگرمی و سینما تبدیل شود. تا جایی که می‌شود گفت بازی‌های ویدیویی ترسناک و سرگرمی‌های جمعی و فیزیکی مانند اتاق‌ فرار، از دل فیلم های ترسناک بیرون آمده‌اند. این میل به ترسیدن در میان مخاطبان ایرانی هم وجود داشته و دارد، اما سینمای ایران کمتر قادر بوده است تا به آن پاسخ درخوردی بدهد.

نمایی از فیلم ترسناک ایرانی شب بیست و نهم

تاریخ وحشت

در حالی که شاید بتوان قدمت ژانر وحشت را با خود سینما برابر دانست و از جریان سینمای اکسپرسیونیستی آلمان در دهه‌های آغازین قرن بیستم به‌عنوان منشأ و منبع الهام برای ساخت فیلم های ترسناک در سال‌های بعدی یاد کرد، سینمای ایران خیلی دیر به این ژانر روی آورده است.
در درجه اول، خودِ سینما به‌عنوان جلوه‌ای از تجدد و مدرنیسم برای مردم سنت‌زده‌ ایران سوغاتی بود که برای پذیرفته شدن به زمان نیاز داشت؛ چه برسد به ژانر وحشت که احتمالا با نگاه عرفی جامعه در آن زمان چندان سازگار نبوده است. اما به تدریج نمایش درام‌های جنایی، تریلرهای معمایی و فیلم های ترسناک ایرانی نیز پا می‌گیرد و طرفداران خودش را پیدا می‌کند. در دهه‌ سی و چهل که سینمای بومی هنوز به تعریف مشخص و عینی نرسیده، الگوی غالب در فیلمسازی، تقلید از آثار خارجی و نمایش جلوه‌های تجدد در فیلم‌هاست. در همین دوران، ساموئل خاچیکیان به‌عنوان یک استعداد در سینمای ایران جلوه می‌کند؛ تکنسینی کاربلد که بیشتر از ملودرام‌های عاشقانه‌ رایج آن زمان، شیفته‌ درام‌های جنایی روز دنیاست و سعی در بازآفرینی نسخه‌های ایرانی آن‌ها دارد. بعدها در سینمای ایران از خاچیکیان با صفات و القابی چون “هیچکاک ایران” یا “استاد وحشت” و “استاد دلهره” یاد می‌شود اما در مورد فیلم‌های خاچیکیان باید چند نکته را مدنظر داشت: در درجه اول این که خاچیکیان تریلرهای جنایی و معمایی می‌ساخت نه فیلم ترسناک و آثار مهم او مانند «چهارراه حوادث»، «ضربت»، «دلهره» و «سرسام» که در فاصله‌ سال‌های ۱۳۴۰ تا ۴۴ ساخته شده‌اند، به دلیل سروشکل بصری اکسپرسیونیستی (گاه حتی اغراق‌آمیز) و استفاده از موسیقی هراس‌آور، مورد توجه قرار می‌گیرند؛ در حالی که آن فیلم‌ها را به سختی می‌توان ترسناک دانست. البته در همان سال‌ها فیلم‌هایی چون «شیطان‌صفتان» هانری ژرژ کلوزو و «روانی» آلفرد هیچکاک (که به نوعی فیلمسازان الهام‌بخش خاچیکیان هم بودند) برای مخاطبان سینما در تمام دنیا شدیدا ترسناک و هراس‌آور محسوب می‌شدند.

جدا از این که در سال‌های بعدی با جریان جدید فیلمفارسی و موج نوی فیلم‌های ایرانی، آثار خاچیکیان هم مخاطبان خود را به تدریج از دست دادند، به سختی می‌شد در سینمای ایران سهمی برای ژانر وحشت در نظر گرفت که دلیل عمده‌ آن را باید محدودیت‌های فنی و تولید در نظر گرفت. برای همین، در شرایطی که فیلم‌های ترسناک خارجی همچون «جن‌گیر» و «طالع نحس» در سینماهای ایران فروشی خیره‌کننده داشتند، سابقه فیلم ترسناک ایرانی را باید به تجربیات ناکامل و لحظاتی مرموز و هراس‌آور در فیلم‌هایی خارج از این ژانر محدود دانست.

برخورد نزدیک با فیلم ترسناک ایرانی

در تاریخ‌نگاری‌هایی که اخیرا درباره فیلم های ترسناک ایرانی صورت گرفته، معمولا از فیلم‌هایی چون «طلسم» و «شب بیست و نهم» به‌عنوان اولین تلاش‌ها برای بومی‌سازی ژانر یاد می‌شود؛ در حالی که تجربه‌ «زنگ‌ها» ساخته‌ محمدرضا هنرمند در سال ۱۳۶۴ را هم می‌توان در قالب ژانر تریلر موردبررسی قرار داد.

فیلم زنگ ها

«طلسم»، اولین تجربه سینمایی داریوش فرهنگ در مقام کارگردان و محصول سال ۱۳۶۵، جزو نمونه‌های قابل‌توجه در جریان اصلی سینمای دهه‌ شصت است؛ فیلمی با فضای مرموز و تا حدودی رعب‌آور که از جنس ملودرام‌های خانگی و درام‌های اجتماعی دهه‌ شصت نیست ولی باز بیشتر از آن که یک فیلم ترسناک به معنای کلاسیک آن باشد، تحت‌تاثیر فرم‌گرایی از جنس بهرام بیضایی قرار دارد که به فضایی هذیانی نزدیک می‌شود، چیزی که تا حدودی مشابه آن را می‌توان در «شاید وقتی دیگر» و «پرده آخر» هم مشاهده کرد که نقطه مشترک تمام آن‌ها، جدا از سبک‌گرایی بیضایی و همکاران سابقش، فضاسازی در خدمت قصه‌ای معمایی است. «طلسم»، در سال‌های بعد هیچ‌وقت در قالب نوار ویدیو یا سی‌دی منتشر نشد، (مهاجرت سوسن تسلیمی بازیگر اصلی فیلم نمی‌تواند تنها دلیل آن باشد) و به همین دلیل برای نسل‌های بعدی مخاطبان، فیلمی نادیده و ناشناخته است.

همچنان «شب بیست و نهم» ساخته‌ مرحوم حمید رخشانی به‌عنوان یکی از اولین فیلم های ترسناک ایرانی و البته نمونه‌ای موفق، شهرت و جایگاه تاریخی خود را حفظ کرده است. داستان فیلم را در اصل می‌توان به‌عنوان ملودرامی در نظر گرفت که در فضای سنتی اتفاق می‌افتد و به خرافات عوامانه آلوده شده است‌. فیلم به خوبی با تمهیدهای سینمایی ابتدایی و بیشتر با تکیه بر ترس ذاتی و آشنایی قبلی مخاطب با قصه‌ها و شایعات مربوط به پدیده‌هایی چون جن و آل موفق می‌شود که برای تماشاگرش فضایی هراس‌آور خلق کند؛ گرچه امروز بعید است که کسی با دیدن آن دچار ترس و لرز شود. نکته‌ قابل‌توجه دیگر، حضور ساموئل خاچیکیان به‌عنوان تدوینگر اثر است که می‌توان حدس زد به فیلم یاری فراوانی رسانده.

در حالی که به نظر می‌رسید «شب بیست و نهم» الگوی مناسبی برای ساخت فیلم ترسناک ایرانی باشد، این مسیر در سال‌های بعد ادامه پیدا نکرد که احتمالا دلایل آن را باید در سیاست‌های مدیریت فرهنگی، نیاز بازار و تغییر سلیقه‌ مخاطب در دهه‌ هفتاد جستجو کرد؛ طوری که مثلا فیلمی مانند «ساحره» ساخته‌ داوود میرباقری به‌عنوان تلاشی برای احیای ژانر تریلر با اقتباس داستانی از صادق هدایت در مقایسه با دیگر آثارش اقبال کمتری به همراه دارد و «روز فرشته» بهروز افخمی هم با وجود بهره بردن از فضای فانتزی و عناصر ماورایی، ذاتا یک کمدی است.

فیلم ساحره

تلاش برای بومی‌سازی ژانر وحشت

در دهه‌ هشتاد سینماگران ایرانی ناگهان به فکر ساخت فیلم ترسناک می‌افتند؛ شاید دلیل آن را بشود فراگیری مجدد تماشای فیلم‌های خارجی با کمک سی‌دی و دی‌وی‌دی در نظر گرفت و البته سیاست‌های جدید مدیریت فرهنگی که با ابداع واژه‌هایی چون سینمای معناگرا به نمایش عناصر ماورایی در آثار سینمایی علاقه نشان می‌دهند. تا جایی که موج ساخت سریال‌هایی با تم ماورایی و پرداختن به نقش اجنه و شیاطین در زندگی روزمره نیز بالا می‌گیرد؛ چیزی که در گذشته، با سیاست‌های فرهنگی در سینما و تلویزیون چندان جور در نمی‌آمد. بنابراین در دهه‌ هشتاد تولید فیلم‌های ترسناک ایرانی ، به ویژه آثاری که رد و نشانی از عناصر ماورایی در خود داشتند، رونق بیشتری پیدا می‌کند؛ البته تمام فیلم‌های ترسناک آن دهه، شبیه به هم نیستند.
محمدعلی سجادی که همیشه علاقه‌اش به تریلرهای هیچکاکی را ابراز کرده و درصدد ساخت چنین فیلم‌هایی هم بود، در اوایل دهه‌ هشتاد «اثیری» را جلوی دوربین برد؛ فیلمی معمایی با حضور یک روح سرگردان و راز یک قتل که الهامات آشکاری دارد از «روح» جری زوکر و «سرگیجه». جدا از محدودیت‌های تکنیکی، فیلم با وجود تلاش برای روایت قصه‌ای نو، در فیلمنامه نیز ضربه می‌خورد و به خیلی از سوالات احتمالی تماشاگر جواب قانع‌کننده‌ای نمی‌دهد.

همچنان یکی از مهمترین تجربیات سینمای ایران در ژانر وحشت «خوابگاه دختران» است که در ادامه همکاری‌های موفق محمدحسین لطیفی با ایرج طهماسب در مقام نویسنده طی آن سال‌ها رقم می‌خورد. عامل موفقیت فیلم این است که خیلی خودش را جدی نمی‌گیرد و سعی می‌کند با مختصات روز و بومی، به الگوهای فیلم‌های ترسناک تین‌ایجری نزدیک شود. جدای از توجیه درست و قابل باور برای عامل وحشت و شر در قصه، «خوابگاه دختران» درک درستی از طیف سنی مخاطبانش دارد و با انتخاب ستاره‌هایی که تازه در سینمای ایران شناخته شده‌اند، (باران کوثری، نگار جواهریان و مجید صالحی)، در جلب همدلی و همراهی مخاطبان عموما نوجوان و جوان موفق است. البته که داریم درباره‌ فیلمی مربوط به حدود بیست سال پیش و دلالیل موفقیت آن در زمان خودش صحبت می‌کنیم.

در ادامه موج سریال‌های تلویزیونی آن سال‌ها که پای شیاطین جنی را به خانه‌های مردم باز کرده بود، محمدمهدی عسگرپور هم به فکر ساخت یک تریلر ترسناک افتاد که می‌توانست نمونه مدرن و به‌روزی از «شب بیست و نهم» باشد؛ دست گذاشتن روی خرافات رایج برای پرداختن به یک توطئه و ترسی که ریشه‌های روانشناختی دارد. این فرمولی است که تقریبا چند سال بعد بهرام بهرامیان هم در «آل» پیش می‌گیرد، با این تفاوت که تلاش برای فرم‌گرایی و پرداختن به جنبه‌های روانی شخصیت‌ها باعث شده که پوسته‌ رویی و خرافی قصه خیلی زود کم‌اثر شود. با این وجود، نکته‌ قابل توجه در مورد فیلم «آل» استفاده از لوکیشن خارج از ایران برای دور زدن محدودیت و ممیزی است؛ ایده‌ای که در سال‌های اخیر نیز بارها و بارها در آثار پرفروش به کار گرفته شده.

فیلم ترسناک ایرانی آل

به غیر از فیلم‌هایی با عناصر ماورایی برای ایجاد ترس و وحشت، می‌توان به تلاش‌های دیگر برای ساخت فیلم ترسناک ایرانی در دهه‌ هشتاد هم اشاره کرد که در میان آن‌ها شاید «پارک وی» از همه مشهورتر باشد. تریلری دیگر از فریدون جیرانی که همیشه شیفته‌ سینمای هراس و شخصیت‌های روان‌پریش بود و این بار نیز سعی داشت تا به ترکیبی از یک تریلر روانشناختی و فیلم اسلشر برسد. «پارک وی» تا نیمه اول تقریبا بدون دردسر پیش می‌رود اما درست زمانی که نوبت به نمایش خشونت می‌رسد، کمبودهای فنی سینمای ایران به چشم می‌خورد؛ نکته‌ای که خود جیرانی نیز در گفتگوهایش درباره فیلم به آن اشاره کرد و توضیح داد که تازه در عمل و سر صحنه مشخص شده که توان فنی و تجربه‌ کافی برای اجرای جلوه‌های ویژه مورد نظر وجود نداشته. این مشکل در مورد دیگر فیلم‌های آن دوره، که سعی در انجام تجربیات مشابه داشتند، نیز صدق می‌کند.

علاوه بر این، نباید از موج فیلم های ترسناک ژاپنی و آسیایی هم صرف‌نظر کرد که تاثیر آن به سینمای ایران هم رسید، هرچند تلاش‌ها برای بومی‌سازی الگوهای جی‌هارور (که حتی برای هالیوود هم پدیده‌ای تازه و ناشناخته بود) به طرزی قابل‌انتظار چندان موفقیت‌آمیز نبود؛ «خواب لیلا» و فیلم ترسناک «حریم» از جمله‌ نمونه‌های شاخص از آن دسته فیلم‌ها هستند.

فیلم احضار

تجربه‌های تازه

در دهه‌ نود با نحیف‌تر شدن اقتصاد سینمای ایران و تجربیات ناموفق سال‌های قبل، تهیه‌کننده‌ها تقریبا به این نتیجه رسیدند که فیلم ترسناک ایرانی جواب نمی‌دهد. تا حدی که هنوز هم هزاران فیلمنامه ترسناک در دفاتر تولید دارند خاک می‌خورند و رقابت را به فیلم‌های کمدی یا درام‌های اجتماعی پرتنش واگذار کرده‌اند. با وجود این، دیده شدن هر چه بیشتر نسل جدیدی از فیلم‌ها و سریالهای ترسناک که دیگر تولید آن‌ها منحصر به هالیوود نبود و نمونه‌های ترکی و عربی هم از راه رسیده بودند، محبوبیت این ژانر را در میان مخاطبان ایرانی و خلأ آن در سینمای ایران را بیشتر نشان می‌داد.
نکته‌ قابل‌توجه درباره‌ سینمای دهه‌ نود این است که شاید چندان شاهد ساخته شدن فیلم‌هایی در چارچوب ژانر وحشت نبود‌ه‌ایم؛ در عوض، آثار موفقی را داشتیم که با گریز از دایره تنگ رئالیسم اجتماعیِ فیلم‌های ایرانی، به سراغ عناصر و مایه‌های فانتزی و خیالی رفتند. برای مثال می‌توان به «اژدها وارد می‌شود!» ساخته‌ مانی حقیقی اشاره کرد که از پتانسیل رازآمیز جغرافیای جنوب کشور برای خلق فضایی رعب‌آور استفاده می‌کند یا «ماهی و گربه» و «هجوم» ساخته‌های شهرام مکری که در کنار بازی‌های فرمی گوشه‌چشمی هم به ایجاد هراس و وحشت دارند.

فیلم ماهی و گربه

به نظر می‌رسد که این روند در یکی دو سال گذشته با شتاب و اقبال بیشتری هم مواجه شده است؛ به طوری که امسال در جشنواره فجر شاهد نمایش سه فیلم بودیم که با ژانر وحشت پیوندی آشکار داشتند: «شین» که تنها یک نمایش در بخش خارج از مسابقه داشت، تفاوت چندانی با فیلم های ترسناک ایرانی دهه‌های قبل ندارد و بیشتر تلاشی است برای افزودن عناصری از فیلم های ترسناک جدید و پرطرفدار مانند «احضار» (Conjuring) به فضای ملودرام‌های سنتی ایرانی. در نمونه‌ای بهتر، «آن شب» ساخته‌ کوروش آهاری و با نقش‌آفرینی شهاب حسینی را داشتیم که حداقل در فضاسازی و اجرای لحظات هولناک در مقایسه با تجربیات قبلی سینمای ایران نمونه‌ای قابل‌اعتنا است؛ و مهم‌تر از همه، «پوست» ساخته‌ برادران ارک که یکی از بهترین فیلم‌های این دوره از جشنواره بود. «پوست» از افسانه‌های پریانی و خرافه‌های رایج برای خلق یک جهان خیالی بومی استفاده‌ای هوشمندانه دارد و در لحظاتی نیز واقعا مرعوب‌کننده است.

با نگاهی به این تجربیات اخیر، به نظر می‌رسد که سینمای ایران بالاخره از نظر تکنیکی و همچنین درک چگونگی استفاده از زمینه‌های فرهنگی برای خلق آثار استاندارد و قابل‌توجه در ژانر وحشت، به بلوغ نسبی رسیده است و با غلبه بر محدودیت‌های تولید و ضعف‌های همیشگی در بخش فیلمنامه، می‌توانیم در آینده نزدیک شاهد نمونه‌هایی بهتر از فیلم‌های ترسناک ایرانی باشیم.


شاید برایتان جالب باشد
1 نظر
  1. jodi می گوید

    فیلم ترسناک ایرانی یه جس و حال دیگه ای داره که تو فیلمای خارجی نمیشه پیدا کرد.

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: