نگاهی به فیلم‌های روز دوم سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر؛ ضدّ فرهنگ

آنچه در ادامه می‌خوانید، مربوط به ستون ویژه فیلیمو شات در روزنامه هفت صبح است که طی سی‌و‌هشتمین دوره جشنواره فجر، به‌صورت روزانه با شما همراه خواهد بود. در چهارمین گام، نگاهی داریم به فیلم های روز دوم جشنواره فجر امسال؛ با ما همراه باشید.


موضوع روز

در دوتا از فیلم های نمایش داده‌شده در پردیس ملت در روز دوم سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر («شنای پروانه» و «تومان») با نمایش اَشکالی از زندگی زیرزمینی، از جمله قمار و شرط‌بندی روبه‌روییم. نکته‌ای که نمایش این سبک از زندگی را حائز اهمیت می‌کند این است که زندگی زیرزمینی و دور از عرف پذیرفته‌شده اجتماع را در سال‌های اخیر به شکل روزافزونی مشاهده می‌کنیم. انگار فیلم‌هایی ازاین‌دست، با فاصله گرفتن از آنچه نگاه رسمی در طول سال‌ها سعی در ترویج آن داشته است، به سمت نمایش الگوهای آلترناتیوی رفته‌اند که در دهه‌های گذشته به‌ندرت در فیلم‌های سینمایی مورداشاره جدی قرار می‌گرفتند.

طبعاً هیچ‌کدام از دو فیلم ذکرشده قرار نیست شکل‌های ضدّ فرهنگ عمومی زندگی روزمره را به شکلی شعاری و به‌تمامی رد کنند. «شنای پروانه» به کارگردانی محمد کارت، از جنبه‌ای یک فیلم اخلاق‌گرا است؛ این جنبه را می‌توان در تفاوت میان رفتارهای دو برادر (حجت با بازی جواد عزتی و هاشم با بازی امیر آقایی) دریافت. حجت، علی‌رغم خشونت‌ها و رفتارهای فراقانونی‌اش، هیچ‌گاه تن به برخی از رفتارهایی نمی‌دهد که هاشم درگیر آن‌هاست. با وجود این، حجت هم در همان محله‌ای بزرگ شده که هاشم در آن زندگی می‌کرده است. پس سبک زندگی او هم تحت تأثیر محیط پیرامون شکل گرفته است. حجت هم با افرادی در ارتباط است که فعالیت‌هایی غیرقانونی انجام می‌دهند. در صحنه‌ای از فیلم، او را در حال قمار می‌بینیم و وقتی کسی از حجت می‌پرسد که چرا کار او به چنین جایی کشیده، پاسخ حجت این است: «بدِ روزگار».

با وجود این، شیوه نمایش این فعالیت‌ها به‌گونه‌ای است که بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی افراد طبقات پایین جامعه محسوب می‌شود؛ و نه همچون یک لکه ننگ که باید آن را هر چه سریع‌تر پاک کرد. در «تومان» به کارگردانی مرتضی فرشباف، هم با ماجرای شرط‌بندی‌های غیرقانونی بر سر فوتبال و سوارکاری روبه‌روییم؛ اما ماجرا به این سادگی نیست که یک آدم خوب، پس از ورود به این حوزه به یک شخصیت منفی تمام‌عیار تبدیل شود. البته «تومان»، روایتی از صعود و سقوط آدم‌ها نیز هست اما باز هم ماجرا را به شکلی یک‌طرفه بررسی نمی‌کند.

به نظر می‌رسد که نمایش روزافزون شیوه زندگی بسیار دور از فرهنگ رسمی را می‌توان از دیدگاهی جامعه‌شناسانه بررسی کرد؛ دلیلش ممکن است نوعی واکنش به تلاش برای تک‌صدایی نمایاندن جامعه باشد یا نمایانگر گسترش شکاف طبقاتی. اما هر چه که باشد، به نظر می‌رسد بررسی نمایش بیش‌ازپیش ضدّ فرهنگ در آثار سال‌های اخیر سینمای ایران، می‌تواند فرصت را برای بررسی سیر تحول بخشی از جامعه ایرانی در طول دهه‌های اخیر فراهم کند.

چهره روز

محمد کارت یکی از چهره‌های سرشناس عرصه‌های مستند و فیلم کوتاه محسوب می‌شود و در اولین ساخته بلند داستانی‌اش هم به سراغ حال‌وهوایی رفته است که در آثار پیشین او دیده بودیم. اما آن‌چه «شنای پروانه» را به یک فیلم مهم از نظر فرهنگی تبدیل می‌کند، شیوه نمایش وجدان شخصی و وجدان عمومی است. شخصیت اصلی فیلم، آدمی تک‌رو و عمل‌گراست که تا ته خط پیش می‌رود و در این مسیر، توان کنار گذاشتن پیش‌فرض‌های اولیه‌اش را دارد. با این وجود، در دقایقی از فیلم چنین به نظر می‌رسد که برداشت شخصی او از مسائل، در تضاد با انتظار اطرافیانش قرار می‌گیرد؛ در چنین شرایطی، این انتخاب حجت است که شخصیت او را نزد ما شکل می‌دهد و کارت، با شجاعت و دوری از پایان غیرقطعی و ابهام‌آمیز، انتخاب فردگرایانه قهرمانش را برجسته می‌سازد. همین‌جاست که درک و برداشت شخصی از مسائل، اهمیتی بیش از مصلحت محیط اطراف پیدا می‌کند. در کمتر فیلم ایرانی این سال‌ها، چنین شجاعتی را درزمینه طرد صلاح‌دید عمومی (در این‌جا خانواده) و تأکید بر لزوم تبعیت از مسیر شخصی دیده‌ایم. حجت برای رسیدن به هدف خود، حتی زندگی خانوادگی‌اش را هم در معرض خطر قرار می‌دهد اما از خواست شخصی‌اش دست نمی‌کشد و زمانی که هدف ناخودآگاه او (که در تقابل با خواست بخشی از خانواده است) با هدف خودآگاه اولیه‌اش در تضاد قرار می‌گیرد، با قاطعیت دومی را به نفع اولی کنار می‌گذارد؛ حتی اگر این تصمیم، تأثیر بدی روی اعضای خانواده بگذارد.

حتی می‌توان پا را فراتر گذاشت و گفت «شنای پروانه» نکته‌ای را مطرح می‌کند که در این روزها (در شرایطی که حوادث رخ‌داده در ماه‌های اخیر وحدت عمومی جامعه را به‌شدت تضعیف کرده است) قابلیت توجه بیشتر را دارد. به همین دلیل است که می‌توان «شنای پروانه» را به‌عنوان فیلمی در مورد یک بحث مهم فرهنگی (و نه صرفاً یک فیلم قابل‌قبول) بررسی کرد. چنین کارکردی، برای فیلمی که تازه اولین ساخته سازنده‌اش محسوب می‌شود، یک دستاورد قابل‌توجه است و نشان از ذهن تیز خالقان اثر دارد.

دیالوگ روز

«- چطور تموم کرد؟
+ تو هواپیما ترورش کردن! چه سؤالیه آخه؟ کارتن‌خواب چه‌جوری می‌میره؟ یا زیاد می‌زنه، یا بد می‌زنه، یا یخ می‌زنه.»
از فیلم «شنای پروانه»


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.