نگاهی به روز هفتم سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر

آنچه در ادامه می‌خوانید، مربوط به ستون ویژه فیلیمو شات در روزنامه هفت صبح است که طی سی‌و‌هشتمین دوره جشنواره فجر، به‌صورت روزانه با شما همراه خواهد بود. در هشتمین گام، نگاهی داریم به فیلم های روز هفتم جشنواره فجر امسال؛ با ما همراه باشید.


موضوع روز

در بسیاری از فیلم‌های سینمای ایران به خواسته‌های بصری تماشاگر کم‌توجهی می‌شود و یکی از این کم‌توجهی‌ها، فضاسازی‌های تکراری است که انگار بدون تغییر از فیلمی به فیلمی دیگر منتقل می‌شوند. با وجود این، فیلم های روز هفتم جشنواره یعنی «لباس شخصی» ساخته امیرعباس رفیعی، «خروج» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا و «آتابای» ساخته نیکی کریمی، فضاهایی ویژه را به تصویر می‌کشند که نمونه‌های مشابه پرشماری در سینمای چند سال اخیر ایران ندارند. در «لباس شخصی»، با بازسازی ساختمان‌ها و خیابان‌های تهران در اوایل دهه ۱۳۶۰ روبه‌روییم (که البته تعداد این دسته از فیلم‌ها، به‌خصوص بعد از موفقیت «ماجرای نیمروز»، رو به افزایش به نظر می‌رسد)؛ بخش زیادی از «خروج» در جاده می‌گذرد و نماهای متعددی با محوریت عناصر طبیعی می‌بینیم؛ و جغرافیای «آتابای» هم طبیعت نسبتاً خشک اما بکر شمال غربی کشور است. همین تفاوت فضاهای به نمایش درآمده در این آثار با شکل مرسوم فضاسازی سینمای ایران می‌تواند برای گروهی از تماشاگران جذاب باشد. اما مرحله بعدی، استفاده دراماتیک از این فضاسازی است. «لباس شخصی» از مرحله بازسازی محیط دهه ۱۳۶۰ فراتر نمی‌رود؛ این یعنی طراح صحنه، طراح لباس و چهره‌پرداز از جمله موفق‌ترین عوامل فیلم بوده‌اند. اما به‌ندرت از این فضاسازی به شکل دراماتیکی برای انتقال حسّ و حال یک صحنه خاص استفاده شده است. برخی از نماهای «خروج» هم بیشتر زیبا (و طبق اصطلاح رواج یافته، «کارت‌پستالی») هستند تا مؤثر از لحاظ دراماتیک. در این میان، فیلمِ کریمی از نظر بهره‌گیری دراماتیک از فضای به تصویر کشیده شده، بیش از دو فیلم دیگر قابل‌توجه است. کریمی در دقایقی موفق می‌شود درونیات شخصیت اصلی را از طریق نماهای طبیعی به تماشاگر منتقل کند و همین، به یکی از برگ‌های برنده تازه‌ترین ساخته او تبدیل می‌شود.

چهره روز

در روزی که دو فیلم پرسروصدای «لباس شخصی» و «خروج» در سالن رسانه به نمایش درآمدند، این نیکی کریمی بود که با «آتابای» ما را غافلگیر کرد. «آتابای»، پیشرفتی قابل‌توجه در مسیر فعالیت کریمی در مقام کارگردان محسوب می‌شود. او بدون افتادن در دام اطوارهای مرسوم روشنفکریِ سطحی و پرداختن به شعارهای مدِ روز (که متأسفانه در اکثر موارد به شکلی سطحی و تکراری بیان می‌شوند)، سعی می‌کند تمرکزش را روی روایت مناسب داستان و هدایت بازیگران بگذارد و در این راه، موفق عمل می‌کند. آن‌چه در «آتابای» بکر به نظر می‌رسد، صرفاً فضای به تصویر کشیده شده نیست بلکه جنس روایت و نحوه پیشبرد آن هم از نقاط قوت فیلم محسوب می‌شوند. در این راه، باید به دیگر چهره مؤثر «آتابای» اشاره کرد: هادی حجازی‌فر.

فیلمنامه حجازی‌فر از نظر خلق شخصیتی چندبُعدی (کاظم آتابای با بازی خود حجازی‌فر)، پرداختن به جنبه‌های مختلف شخصیت او و گسترش کاراکتر در طول روایت داستان، نمونه‌ای قابل‌قبول از خلق یک درام شخصیت‌محور به شمار می‌رود. البته باید توجه داشت که با فیلمنامه‌ای بدون نقص روبه‌رو نیستیم: در معدودی از موارد، به نظر می‌رسد بار بخش اعظم اطلاعات‌رسانی به عهده دیالوگ‌هایی گذاشته شده که انگار صرفاً برای همین هدف نوشته شده‌اند و به همین دلیل، چندان تأثیرگذار به نظر نمی‌رسند؛ داستان عاشقانه فیلم هم دیر آغاز می‌شود و هم آن‌قدر در مرکز توجه نبوده است که تمرکز بر آن برای مخاطب پیش‌بینی‌شده و دارای مقدمه مناسب باشد؛ و برخی از ویژگی‌های شخصیت اصلی به شکلی گذرا و در قالب صحنه‌هایی کوتاه معرفی می‌شوند و این، به یکدستی شخصیت‌پردازی ضربه می‌زند. اما درمجموع، به نظر می‌رسد که جنبه‌های مثبت فیلمنامه کار آن‌قدر هست که بتوان نقاط ضعف آن را تا حدی نادیده گرفت. از سوی دیگر، حضور حجازی‌فر در قامت شخصیت اصلی پذیرفتنی به نظر رسیده و حتی این‌گونه احساس می‌شود که با نوعی دگرگونی تدریجی در بازی او روبه‌رو هستیم. حجازی‌فر، کار را با نمایش ویژگی‌هایی آغاز می‌کند که پیش از این در بازیش زیاد دیده بودیم اما به‌تدریج به سمت آرامش و سکونی حرکت می‌کند که نشان‌دهنده قابلیت‌های او در جنبه‌ای جدید است؛ جنبه‌ای که (پس از شهرت حجازی‌فر با آثار محمدحسین مهدویان و (اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم)، دقیقاً به خاطر همین مسیر) تاکنون چندان موردتوجه قرار نگرفته بود. حجازی‌فر با «آتابای» نشان می‌دهد که هم فیلمنامه‌نویس مؤثری است، هم می‌تواند بار یک فیلم را به‌عنوان بازیگر نقش اصلی به دوش بکشد و هم قابلیت ایفای نقش‌هایی بسیار متفاوت از مردِ میانسالِ برون‌گرا، خشن و عصبی را دارا است.

دیالوگ روز

«- حالا خدا کنه حاجت بده.
+ کی حاجت بده؟
– امامزاده پاستور! کاشف واکسن ضد هاری!»
از فیلم «خروج»


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.