نگاهی به فیلم‌های روز چهارم سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر؛ در ستایش ژانر

آنچه در ادامه می‌خوانید، مربوط به ستون ویژه فیلیمو شات در روزنامه هفت صبح است که طی سی‌و‌هشتمین دوره جشنواره فجر، به‌صورت روزانه با شما همراه خواهد بود. در ششمین گام، نگاهی داریم به فیلم های روز چهارم جشنواره فجر امسال؛ با ما همراه باشید.


موضوع روز

اولین اثر نمایش‌داده‌شده در میان فیلم های روز چهارم جشنواره فجر، «آن شب» ساخته کوروش آهاری بود؛ فیلم، برای کسانی که پیش از تماشای آن اطلاعاتی در مورد فیلم نداشتند، یک غافلگیری محسوب می‌شود. این غافلگیری نه ناشی از کیفیت فیلم، که به‌خاطر تلاش آهاری و دیگر عوامل برای ساخت فیلمی مستقیماً بر اساس الگوهای ژانر است. «آن شب» قرار است یک فیلم ترسناک و وهم‌آلود با حال‌وهوایی یادآور «درخشش» ساخته استنلی کوبریک باشد (ارجاعات مستقیمی به فیلم کوبریک در «آن شب» قابل‌ردیابی است). نتیجه نهایی، فیلم چندان قدرتمندی نیست و این اتفاق به‌خصوص به‌خاطر معایب آشکار در فیلمنامه اثر رخ داده است. با وجود این، اولین ساخته آهاری این نکته را به ما یادآوری می‌کند که استفاده از قواعد کلاسیک ژانر تا چه حد در سینمای ایران مورد غفلت واقع شده است. ژانر، اساساً مفهومی است که برای طبقه‌بندی فیلم‌های آمریکایی پدید آمد و بسیاری از کارشناسان به این نکته اشاره کرده‌اند که مفهوم ژانر در درجه اول متعلق به سینمایی است که از وجوه صنعتی قدرتمندی برخوردار باشد. اما دلیل نمی‌شود که در سینمای ایران که وجه صنعتی قدرتمندی ندارد، از پرداختن به الگوهای ژانر غافل شویم.

سینمای ژانر، در ذات خود نماینده هنر محافظه‌کار است؛ چون از تقسیم‌بندی‌های گذشته تبعیت می‌کند اما قرار نیست دست و پای فیلمساز را بسته و او را برده خود کند. درواقع، رابین وود نظری عکس این دارد: به گفته او، ژانر به‌تنهایی نمی‌تواند منجر به بازتاب کیفیت‌های درجه‌یک شخصی شود اما ابزاری فراهم می‌کند که کیفیت‌های شخصی به کمک آن می‌توانند غنی‌ترین بیان‌ها را پیدا کنند. به گفته وود، هنرمندی که از اصول ژنریک دور می‌شود، درواقع آزادی کمتری دارد چون همیشه گرفتار مشکلاتی درزمینه ابداع قالب خود است. با این توضیح، «آن شب»، حتی اگر فیلم خوبی نباشد، اثر قابل‌اعتنا و محترمی است چون به یاد ما می‌آورد که چطور این امکان را تا حد زیادی نادیده گرفته‌ایم که از ژانر به‌عنوان فرصتی برای ارتباط با مخاطب عام استفاده کنیم. سینمای ما معمولاً مفهوم ژانر را کنار گذاشته است اما شاید وقت آن رسیده باشد که بیش از گذشته از الگوهای غنی ژانرهای مختلف برای افزایش تنوع محصولات تولیدشده در سینمای ایران استفاده کنیم.

چهره روز

چه فیلم را دوست داشته باشیم و چه نه، «درخت گردو» فیلم مهمی در کارنامه محمدحسین مهدویان محسوب می‌شود. ما مهدویان را با ویژگی‌هایی از جمله پرداختن به تاریخ معاصر ایران و روایت مسائلی در ارتباط با امنیت ملّی می‌شناسیم. «درخت گردو» هم هر دو مورد را دارد. اما در این‌جا با غیر ایدئولوژیک‌ترین فیلم مهدویان روبه‌روییم. «درخت گردو» روایتی از بمباران ناجوانمردانه سردشت در سال ۱۳۶۶ است؛ اما نه از دید مقامات مسئول، بلکه از نگاه مردم. فیلم‌های قبلی مهدویان همگی به‌شکلی به سطوح بالای مملکت مرتبط می‌شدند؛ حتی در «لاتاری» که شخصیت اصلی در ظاهر یکی از مردم عادی بود، این یک مقام امنیتی بود که وارد می‌شد و ماجرا را به سرانجام می‌رساند. اما در «درخت گردو» خبری از حضور این مقامات نیست. مهدویان و نویسندگان فیلمنامه، تمام‌قد در کنار پدری می‌ایستند که عزیزانش را در فاجعه سردشت از دست داده است و رنج و عذاب او را با جزییات به تماشاگر منتقل می‌کنند. به همین علت، کسانی که با امید تماشای یک «فیلم سیاسی» دیگر از مهدویان به سراغ «درخت گردو» بروند، احتمالاً سرخورده خواهند شد. همین جهت‌گیری باعث شده تا «درخت گردو» به احساسات‌برانگیزترین فیلم محمدحسین مهدویان تبدیل شود. مهدویان تقریباً از هیچ فرصتی برای برانگیختن احساسات تماشاگر نمی‌گذرد و این، البته، در مواردی به پاشنه آشیل فیلم هم تبدیل می‌شود. افراط در احساسات‌گرایی (با استفاده از تمهیداتی گاه دم‌دستی همچون حرکت آهسته یا موسیقی پرحجمی که در اکثر صحنه‌های فیلم شنیده می‌شود و انگار در تلاش است تا مدام اشک تماشاگر را دربیاورد) گاه به سانتی‌مانتالیسم پهلو می‌زند اما نمی‌توان این را انکار کرد که اجرای بسیار خوب مهدویان در برخی از لحظات کلیدی فیلم (به‌خصوص در نیمه اول) در کنار موارد دیگری همچون بازی به‌اندازه و دقیق پیمان معادی در نقش اصلی، قابلیت تأثیرگذاری عمیقی بر تماشاگر دارد.

مهدویان که از همان ابتدای راه به‌عنوان یک فیلمساز استراتژیک شناخته شده (همان دسته از فیلمسازانی که مخالفان، آن‌ها را با لحنی غالباً تحقیرآمیز «سفارشی‌ساز» می‌نامند) در «درخت گردو» بیش از همیشه از آن تصویر فاصله گرفته است. برای همین است که «درخت گردو» از فیلم‌های مهم جشنواره فجر است و شاید حتی آغاز دوره جدیدی از فیلمسازی مهدویان محسوب شود.

دیالوگ روز

«از همه خانواده‌م فقط همین عکسا موندن. نگاه کنید. به چهره بی‌گناهشون نگاه کنید. اما من نیومدم تنها از درد خودم بگم. نه. مردم زیادی رو می‌شناسم که رنج‌شون از من بیشتره. زیاد. جنایت سردشت فراموش شد. صدای ما هرگز شنیده نشد.»
از فیلم «درخت گردو»


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.