۲۰ نمونه از بهترین فیلم های کمدی و خنده دار ایرانی را بشناسید

سال‌های سال است که کمدی به ژانر غالب سینمای ایران تبدیل شده، چه از جانب تهیه‌کنندگانی که مسلما به چرخه تولید و بازگشت سرمایه آثارشان فکر می‌کنند و چه مخاطبانی که سینما همچنان یکی از سرگرمی‌های اصلی آن‌هاست. با وجود این، طی چند دهه‌ گذشته کمدی‌های ایرانی هم مسیر پرفرازونشیبی را طی کرده‌اند، طوری که کمدی‌های موفق دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ به‌هیچ‌وجه نه از نظر ساختار، نه مضمون و نه شرایط تولید با هم قابل‌مقایسه نیستند. یکی از راه‌های بررسی احوال اجتماعی هر ملت نگاهی به فرهنگ‌عامه است و در ایران نیز سینمای کمدی می‌تواند بهترین تبلور ممکن از جریان محصولات فرهنگی عامه‌پسند باشند.
البته همیشه لازم نیست که برای بحث‌های جامعه‌شناسی به دنبال مرور فیلم های کمدی باشیم و پیشنهاد دادن مجموعه‌ای از فیلم‌ها هم می‌تواند برنامه‌ای خوب برای یک سرگرمی چندساعته پای تلویزیون باشد.
در ادامه، مروری خواهیم داشت بر فیلم های کمدی ایرانی طی حدودا پنج سال اخیر که از لحاظ فروش در گیشه و شبکه نمایش خانگی جزو موفق‌ترین‌ها بوده‌اند، تا هم مخاطبان کمدی‌های ایرانی ببینند که چه گزینه‌هایی پیش‌روی آن‌هاست و هم نگاهی داشته باشیم به دلایل استقبال از این فیلم‌ها. با فیلیمو شات همراه باشید.


۱- «مطرب» محصول ۱۳۹۸

پرفروش‌ترین فیلم سال گذشته و البته کل تاریخ سینمای ایران (بر اساس قیمت، نه تعداد بلیت فروخته‌شده) که باید دید با توجه به وضعیت کرونا امسال فیلم دیگری می‌تواند به رکورد آن نزدیک شود یا نه. مخصوصا موفقیت این فیلم مصطفی کیایی ازآن‌جهت غافلگیرکننده بود که در شرایط اجتماعی ملتهب کشور، در پاییز و زمستان گذشته به روی پرده رفت و توانست گیشه‌ها را تسخیر کند.
قصه، درباره‌ خواننده‌ای کوچه‌بازاری است که گل کردن کارش همزمان می‌شود با انقلاب و برای چهار دهه فرصت خواندن پیدا نمی‌کند. بعد از سال‌ها، قرار است کنسرتی در ترکیه برگزار شود و این خواننده دوباره روی صحنه برود. در این میان، کلی ماجرای ریزودرشت دیگر پیش می‌آید و… .
عناصر اصلی فیلم مانند پرداختن به فرهنگ عامه‌پسند زیرزمینی در دهه‌های گذشته، بازگشت پرویز پرستویی به ژانر کمدی، حضور الناز شاکردوست در پولسازترین دوران فعالیت کاری‌اش و جاذبه‌های توریستی استانبول، همه می‌توانند برای تضمین موفقیت فیلم کافی باشند. شاید «مطرب» یک کمدی صد در صد نباشد اما چسبی که لحن‌ها، خرده داستان‌های مختلف و موقعیت‌های پراکنده آن را کنار هم قرار می‌دهد، تلاش برای خنداندن و سرگرم کردن مخاطب است؛ و این را هم نباید فراموش کرد که فیلم به موضوعاتی پرداخته و اشاره کرده که تقریبا در سینمای ایران اگر نگوییم بی‌سابقه، کم‌سابقه است.

فیلم کمدی مطرب

۲- «هزارپا» محصول ۱۳۹۶

زمانی که فیلم «هزارپا» در حال ساخت بود، یعنی تابستان ۹۶، اکثرا حدس می‌زدند که ترکیب رضا عطاران و جواد عزتی و حال‌وهوای قصه، توجه و کنجکاوی مخاطبان سینمای ایران را حسابی برمی‌انگیزد اما دیگر کسی انتظار شکست رکوردها و جابه‌جا کردن استانداردهای فروش در گیشه را نداشت. سال ۹۷، «هزارپا» تمام فیلم‌ها را در فروش جا گذاشت تا ابوالحسن داوودی بار دیگر و بعد از سال‌ها ثابت کند که همچنان می‌تواند فیلم کمدی بسازد؛ هرچند که کمدی‌های موفقش مانند همین «هزارپا» یا «نان، عشق و موتور ۱۰۰۰»، «جیب‌برها به بهشت نمی‌روند» و «من زمین را دوست دارم» در جنس و لحن هیچ شباهتی به همدیگر نداشته باشند.
قصه، درباره‌ خلافکار خرده‌پایی است که وقتی می‌فهمد پرستار ثروتمند یک آسایشگاه جانبازان و معلولین جنگی نذر کرده که با یک جانباز ازدواج کند، از نقص عضو خودش استفاده می‌کند تا خودش را جانباز جا بزند و پرستار را تحت‌تاثیر قرار دهد. غافل از این که گروهی از منافقین، هویت جعلی او را با یکی از فرماندهان جنگ اشتباه می‌گیرند و به فکر انتقام می‌افتند.
فیلم، تمام ویژگی‌های مورد انتظار از کمدی‌های عطاران را دارد و مهم‌ترینش بازی با ریاکاری و تابوهای اجتماعی است که این بار با تم نوستالژی دهه‌ هفتاد شمسی هم ترکیب شده. فیلم سینمایی «هزارپا» به‌اندازه‌ کافی موقعیت‌ها و شوخی‌های فکرشده دارد، اما نویسندگان فیلمنامه ترجیح داده‌اند که صحنه به صحنه‌ اثر را هم از شوخی‌های کلامی پر کنند.
این را هم فراموش نکنید که نسخه‌ عرضه‌شده در شبکه نمایش خانگی از نسخه‌ به نمایش درآمده در سینماها، مدت‌زمان طولانی‌تری دارد.

فیلم کمدی هزارپا

۳- «تگزاس ۲» محصول ۱۳۹۸

موفقیت «تگزاس ۲» چند نکته را در فیلم های کمدی ایرانی ثابت کرد: اول این که زوج پژمان جمشیدی و سام درخشانی ترکیب جذابی برای سینماروهای ایرانی است که هنوز از تمامی ظرفیت آن‌ها استفاده نشده. دوم این که فروش قسمت اول اتفاقی نبوده و جذابیت‌های بازیگران و لوکیشن خارجی تنها دلیل آن نیست و آخرسر هم این که دنباله‌سازی در سینمای ایران، حالا حالاها جواب می‌دهد.
قصه، کمی بعد از ماجراهای قسمت اول اتفاق می‌افتد. ساسان، بهرام و آلیس به ایران برمی‌گردند و رفقای قدیمی متوجه می‌شوند که پدر و مادرشان با هم ازدواج کرده‌اند! در حالی که گروهی از قاچاقچیان مواد مخدر از برزیل آن‌ها را تعقیب کرده‌اند و قرار نیست که همه‌چیز امن‌وامان باشد… .
یکی از نکات جذاب درباره‌ «تگزاس» شلوغی عامدانه و موقعیت‌های متنوع و رنگارنگ آن است، درست مانند پوسترهای طراحی‌شده برای فیلم. این موقعیت‌ها چه منطقی به نظر برسند و چه نه و فارغ از این که با چه دقت و جزییاتی طراحی شده‌اند، به هدف خود می‌رسند که خنداندن مخاطب است. حال این موقعیت‌ها می‌تواند مخلوط شدن اشتباهی کوکایین با آش نذری باشد، گیر افتادن خلافکارهای برزیلی در ترافیک چهارشنبه‌سوری یا تلاش برای معاوضه مجسمه‌های نلسون ماندلا با پله! شخصیت‌های جدیدی هم که به فیلم اضافه شده‌اند در نوع خودشان جذاب‌اند؛ ژاله صامتی همان چیزی است که انتظارش را دارید و مهدی هاشمی هم چیزی که اصلا انتظارش را ندارید!

فیلم کمدی تگزاس ۲

۴- «رحمان ۱۴۰۰» محصول ۱۳۹۸

احتمالا پرحاشیه‌ترین فیلم سال گذشته همین است. هنوز فروش بالای «رحمان ۱۴۰۰» در گیشه به یک ماه هم نرسیده بود که فیلم به دلایل ممیزی از پرده پایین کشیده شد. چند وقت بعد هم نسخه‌ قاچاق فیلم لو رفت و بالاخره چندی قبل، فرصت تماشای نسخه‌ مورد تایید و قانونی آن در شبکه نمایش خانگی فراهم شد.
کارمند رده پایین یک اداره که وضع زندگی درست‌وحسابی ندارد، وقتی که می‌فهمد به دلیل بیماری خیلی زنده نخواهد ماند، با همدستی یکی از همکاران نقشه می‌کشد تا کاری کنند که او به‌دست آقازاده‌ رییس کشته شود و با پول دیه، آینده خانواده‌اش را تضمین کند. اما هیچ‌چیز طبق نقشه پیش نمی‌رود و اوضاع مدام بدتر می‌شود.
فیلم سینمایی «رحمان ۱۴۰۰» مخلوط عجیبی از ترفندهای روز در جامعه و بازار فیلم های کمدی ایرانی البته به شکلی دور از انتظار است. هم محمدرضا گلزار و مهران مدیری را دارد که با وجود حضور نسبتا کوتاه خود بیشترین سهم از تبلیغات فیلم را داشته‌اند، هم بار کمدی خود را بر دوش سعید آقاخانی و بهرام افشاری گذاشته که اخیرا ستاره موفق‌ترین کمدی‌های تلویزیونی بوده‌اند و هم با گوشه و کنایه‌های یواش به مسائل سیاسی و اجتماعی روز، روی موضوعات پرحاشیه‌ای مانند فساد، ریاکاری، اختلاف طبقاتی و مشکلات جنسی دست می‌گذارد. درنهایت، شبیه یک پارتی شلوغ و پرسروصدا است که لازم نیست مهمانانش بدانند دقیقا در آن چه می‌گذرد بلکه قرار است در آن خوش بگذرانند.

فیلم کمدی رحمان ۱۴۰۰

۵- «نهنگ عنبر ۲: سلکشن رویا» محصول ۱۳۹۶

قسمت اول فیلم با بازسازی زیست عمومی مردم در دهه‌ شصت و هفتاد و روایت یک عشق ناکام که چند دهه طول می‌کشد، به بمب نوستالژی تبدیل شد و با وجود آسیب‌های ممیزی و مشکلات در پرداخت فیلمنامه، محبوبیت گسترده‌ای بین مخاطبان ایرانی پیدا کرد. همین برای ساخت قسمت دوم فیلم، دلیل کافی و لازم به نظر می‌رسید و باعث شد سامان مقدم که معمولا به همکاری با فیلمنامه‌نویسان سرشناس عادت داشت خودش دست به قلم شود و فیلمنامه‌ «نهنگ عنبر ۲: سلکشن رویا» را بنویسد.
فیلم سینمایی «نهنگ عنبر ۲» در ادامه قسمت اول، داستان ارژنگ و رویا را روایت می‌کند که بالاخره قرار است ازدواج کنند و در مسیر رسیدن به جشن عروسی خاطرات گذشته خود را مرور می‌کنند. در قسمت دوم، خط داستانی کمرنگ‌تر است و بیشتر تاکید بر روی موقعیت‌هایی پراکنده از دهه‌ شصت است؛ یعنی همان چیزی که به موفقیت و محبوبیت قسمت اول کمک کرده بود. در تمام لحظاتی که رضا عطاران، مهناز افشار، ویشکا آسایش و حسام نواب صفوی در نقش تین‌ایجرهای دهه شصتی در حال زدن توی سروکله هم هستند، مخاطب‌ها بهانه‌ای برای خندیدن به صحنه پیدا می‌کنند و همین می‌توانند به جذابیت فیلم برای تماشای مجدد منجر شود.

فیلم کمدی نهنگ عنبر۲

۶- «آینه بغل» محصول ۱۳۹۶

امروز منوچهر هادی به‌عنوان متخصص ساختن آثار عامه‌پسند درباره‌ طبقه مرفه و اصطلاحا فیلم‌های لاکچری شناخته می‌شود که به طرز حتی اغراق‌آمیز کارهایش پر از خانه‌ها، ماشین‌ها و لباس‌های آنچنانی است و اختلاف طبقاتی را به ابزاری برای شوخی‌های هزل‌آمیز تبدیل می‌کند. موفقیت فیلم سینمایی «آینه بغل»، که بعد از پخش سریال «عاشقانه» به روی پرده سینماها رفت، تبدیل شد به دلیل و انگیزه‌ای که هادی مسیر کاری‌اش را به‌کل تغییر دهد و برود دنبال پروژه‌های لاکچری.
قصه، درباره‌ زوج جوان و فقیری است که در آستانه‌ ازدواج در یک تصادف رانندگی آینه‌بغل ماشین گران‌قیمتی را می‌شکنند و برای جبران خسارت آن به ناچار درگیر ماجراهایی عجیب‌وغریب می‌شوند. «آینه بغل» به نوعی بازگشت محمدرضا گلزار به فیلم‌های کمدی بعد از چند سال غیبت حساب می‌شد و جواد عزتی را هم به‌عنوان پدیده‌ جدید سینمای ایران در نقش اصلی داشت که هم از پس نقش‌های متفاوت برمی‌آمد و هم در گیشه با اقبال مواجه شده بود. علاوه بر این، نازنین بیاتی و یکتا ناصر هم در نقش‌هایی ظاهر شده‌اند که تقریبا با انتظار عمومی و همیشگی مخاطب از آن‌ها همخوان است. نکته قابل‌توجه دیگر، حضور بابک کایدان در مقام فیلمنامه‌نویس است که در سال‌های اخیر خیلی از سریال‌ها و فیلم های کمدی ایرانی و عامه‌پسند را نوشته و تقریبا تبدیل شده به آچار فرانسه بازار سینمای ایران.

فیلم کمدی آینه بغل

۷- «گشت ارشاد ۲» محصول ۱۳۹۵

فیلم «گشت ارشاد» که سال ۱۳۹۰ در جشنواره فجر به نمایش درآمد، یک فیلم جنایی و اجتماعی با مایه‌های کمدی بود که از مولفه‌های فیلمفارسی به طرز هوشمندانه‌ای برای روایت قصه‌ای منطبق با زمانه استفاده می‌کرد. فیلم در جشنواره با واکنش‌های ضدونقیضی روبه‌رو شد و بعد از آن در اکران استقبال و فروش خیره‌کننده‌ای داشت که به جنجال‌های گسترده و درنهایت توقف اکران آن منجر شد. «گشت ارشاد» شاید تا آن زمان بهترین و کامل‌ترین فیلم سعید سهیلی بود که بعدا سعی کرد همان شیوه و لحن را بار دیگر با «کلاشینکف» هم تکرار کند. اما در گام بعدی تصمیم گرفت که جنبه‌های تلخ و تند «گشت ارشاد» را کنار بگذارد و دنباله‌ آن را به یک فیلم سینمایی طنز ایرانی تمام‌عیار تبدیل کند؛ نتیجه، شکسته شدن رکوردهای فروش سینمای ایران در زمان نمایش و بعد هم محبوبیت فراوان «گشت ۲» با عرضه در شبکه نمایش خانگی بود.
قصه، همچنان درباره‌ گروه سه‌نفره‌ای از خلافکارهای خرده‌پا و آسمان‌جل (با نقش‌آفرینی حمید فرخ‌نژاد، ساعد سهیلی و پولاد کیمیایی) است که به جای تلکه کردن مردم در پوشش گشت ارشاد جعلی، به دنبال روش‌های تازه برای پول درآوردن می‌گردند. فیلم در مقایسه با قسمت اول، اجرای تمیزتر و ریتم تندتری دارد و تعدادی از شوخی‌ها و موقعیت‌های آن بسیار بامزه است.

فیلم کمدی گشت ارشاد 2

۸- «من سالوادور نیستم» محصول ۱۳۹۴

بیشتر از آن که فیلم خوب و متفاوتی باشد از چند جهت به یکی از فیلم های مهم در سینمای کمدی ایرانی تبدیل شده‌است؛ اول این که در زمان خود به پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران از نظر مقدار ریالی تبدیل شد. (رکوردی که در ۶ سال گذشته بارها دست‌به‌دست شده و حتی در مواردی چند بار در یک سال!) دوم، «من سالوادور نیستم» نشان داد که تولید محصول در لوکیشن‌های خارجی و استفاده از بازیگران زن غیرایرانی، فراتر از ساختار و فیلمنامه می‌تواند در فروش و کنجکاوی تماشاگران تاثیر داشته باشد. و درنهایت، منوچهر هادی که روزگاری با سابقه‌ دستیاری اصغر فرهادی و علاقه‌اش به سینمای اجتماعی و دغدغه‌محور شناخته می‌شد، بعد از ساخت یک کمدی پرفروش مسیر تازه‌ای را دنبال کرد که سرنوشت سینمایی‌اش را برای همیشه تغییر داد.
قصه، درباره‌ یک مدیر رده‌پایین دولتی از طبقه‌ای سنتی است که طی یک سفر کاری به برزیل، مجبور می‌شود به نقشه‌ای پیش‌بینی نشده تن بدهد و به اشتباه در نقش فردی دیگر فرو می‌رود. قصه ساده است و اجرای آن هم نکته‌ی پیچیده‌ای ندارد و بخش مهمی از موفقیت فیلم را باید مدیون حضور رضا عطاران دانست که بارها نشان داده که با حس طنز و شوخ‌طبعی خودش می‌تواند فیلم‌ها را نجات بدهد و بار آن‌ها را به دوش بکشد.

فیلم کمدی من سالوادور نیستم

۹- «خوب، بد، جلف» محصول ۱۳۹۵

شوخی کردن با پشت‌صحنه‌ و دست انداختن مناسبات حاکم بر سینما (که همیشه هم مورد کنجکاوی مخاطبان سینماست)، یکی از فرمول‌های جذاب و موفق در هالیوود است که در سینمای ایران سابقه‌ چندانی ندارد. پیمان قاسمخانی، که شاید سرشناس‌ترین فیلمنامه‌نویس سینمای ایران در نگاه عموم مخاطبان باشد، در اولین تجربه‌ کارگردانی‌اش سعی کرد روی این موضوع دست بگذارد و هجویه‌ای بر سینمای ایران را با یک قصه‌ کمدی-پلیسی پیوند بزند.
در «خوب، بد، جلف»، پژمان جمشیدی و سام درخشانی در نقش نسخه‌ای خیالی و هجوآلود از خودشان ظاهر شده‌اند. پژمان و سام اینجا دو بازیگر بی‌استعداد و زردند که از سوی سرمایه‌گذار به یک فیلم تحمیل شده‌اند. مانی حقیقی (باز در نقش نسخه‌ خیالی از خودش) کارگردان فیلم که از بازیگرانش راضی نیست، آن‌ها را به یک مامور آگاهی (با نقش‌آفرینی حمید فرخ‌نژاد) می‌سپرد تا با شیوه‌ کار یک پلیس ایرانی بیشتر آشنا شوند. دخالت‌ها و کنجکاوی‌های سام و پژمان، مسیر یکی از پرونده‌های پلیس را تغییر می‌دهد و شرایط را پیچیده می‌کند.
فیلم سینمایی «خوب، بد، جلف» شاید بهترین کار قاسم‌خانی نباشد اما در میان کمدی‌های یک دهه‌ اخیر سینمای ایران، فیلمنامه به مراتب حساب‌شده و دقیق‌تری دارد و عمده‌ شوخی‌های فیلم مدیون موقعیت‌های طراحی‌شده در فیلمنامه است. بازیگران اصلی و فرعی هم حضور جذاب و به‌اندازه‌ای دارند. موفقیت فیلم خیلی سریع سازندگانش را به فکر ساخت دنباله‌ آن انداخت. اول قرار بود «خوب، بد، جلف» به صورت مینی‌سریال در شبکه نمایش خانگی ساخته شود و حتی از بهروز افخمی به‌عنوان کارگردان آن یاد می‌شد اما در نهایت، خود قاسم‌خانی و بعد از چند سال وقفه قسمت دوم را با عنوان «ارتش سری» و با حضور زوج موفق پژمان جمشیدی و سام درخشانی جلوی دوربین برد.

فیلم کمدی خوب بد جلف

۱۰- «مصادره» محصول ۱۳۹۶

ساخته‌شدن فیلم را تا حدود زیادی می‌توان تحت‌تاثیر موفقیت مجموعه «نهنگ عنبر» دانست: رضا عطاران در نقش آدمی ساده‌لوح که ناخواسته قاطی ماجراهایی بزرگ و پیچیده می‌شود و مروری بر تاریخ نوستالژیک چند دهه‌ گذشته؛ تا جایی که مثلا بازی ایران و آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۸ هم در قسمت اول «نهنگ عنبر» و هم «مصادره» کارکردی دراماتیک پیدا می‌کند. فقط تفاوت اینجاست که در «مصادره» داستان از ایران دهه پنجاه شروع می‌شود و بعد به سراغ اجتماع ایرانیان مهاجر در آمریکا می‌رود و به جای یک عشق بی‌فرجام طولانی، با یک سوءتفاهم سیاسی سروکار داریم.
اسماعیل یارجانلو مامور خرید اداره ساواک است که از ماهیت کارش هیچ اطلاعی ندارد. صاحب یک قطعه زمین شده و با خواننده‌ای خارجی ازدواج کرده. اما بعد از انقلاب ناچار می‌شود که کشور را ترک و به تنهایی بچه‌اش را بزرگ کند، در حالی که تمام فکر و ذکرش دنبال زمین مصادره‌شده‌اش است.
با این که به نظر می‌رسد قصه جا دارد برای استعاره‌ها و کنایه‌های سیاسی تندوتیز، فیلم درنهایت مسیر محتاطانه‌ای را در پیش می‌گیرد و به موضعی کم‌خطر و مصلحت‌اندیشانه می‌رسد. اولین تجربه کارگردانی مهران احمدی، که عموما به‌عنوان بازیگر شناخته می‌شود، با وجود همکاران حرفه‌ای و کاربلد در پشت و جلوی دوربین قابل‌قبول به نظر می‌رسد و اگر با تصویر فیلم از آمریکا و ساکنان آن کنار بیایید، قصه هم تقریبا بدون مشکل و لکنت پیش می‌رود. استقبال تماشاگران از فیلم سینمایی «مصادره»، آن را به یکی از بهترین فیلم های سینمایی طنز سال ۹۶ تبدیل کرد.

فیلم کمدی مصادره

۱۱- «چشم و گوش بسته» محصول ۱۳۹۷

همچنان موفقیت فیلم های سینمایی کمدی در اکران سال گذشته برای خیلی‌ها سورپرایز است؛ یک کمدی تروتمیز و خوش‌ساخت که بدون جنجال و ادعا موفق شد تماشاگرانش را سرگرم و راضی کند، تا جایی که خیلی از منتقدان «چشم و گوش بسته» را به‌عنوان نمونه یک کمدی آبرومند و استاندارد در جریان چند سال اخیر سینمای ایران معرفی کردند.
قصه، درباره‌ همراهی اتفاقی دو شاهد یک صحنه‌ جنایت است که هیچکدام به طور کامل و دقیق نمی‌دانند که چه اتفاقی افتاده، چون یکی‌شان ناشنواست و دیگری نابینا. در ادامه، پای دو شاهد به ماجراهای پیش‌بینی‌نشده باز می‌شود که زمینه‌ساز بروز موقعیت‌های کمدی مختلف است.
امین حیایی و بهرام افشاری دو نقش اصلی فیلم را بازی کرده‌اند که در طول فیلم به یک زوج ناجور درست و حسابی تبدیل می‌شوند و بخش عمده‌ای از موفقیت فیلم به دلیل توانایی آن‌ها در اجرای درست کمدی فیزیکی و زمان‌بندی شوخی‌هاست. علاوه بر آن‌ها سایر بازیگران فیلم مانند لیندا کیانی، آناهیتا درگاهی، پوریا پورسرخ و مانی حقیقی هم برای نقش‌های خود انتخاب‌های مناسبی هستند. همه این موارد باعث شده که این موفق‌ترین فیلم فرزاد موتمن حداقل در یک دهه اخیر باشد.
این نکته را هم نباید فراموش کرد که «چشم و گوش بسته» بر اساس «شر نبین، شر نشنو»، کمدی آمریکایی مشهور دهه‌ هشتاد میلادی با حضور جین وایلدر و ریچارد پرایر ساخته شده و سازندگان فیلم سعی کرده‌اند که آن ایده و طرح داستانی را در بستری بومی بازتعریف کنند.

فیلم کمدی چشم و گوش بسته

۱۲- «بارکد» محصول ۱۳۹۴

همچنان خیلی‌ها به‌عنوان بهترین و محبوبترین فیلم مصطفی کیایی از «بارکد» یاد می‌کنند. یک کمدی-جنایی خوش‌ساخت با استفاده از تمهیداتی مثل روایت غیرخطی و تکیه به فرمول‌های رایج ژانر، به دنبال فضایی متفاوت از دیگر فیلم‌های عامه‌پسند و معمول سینمای ایران است و می‌تواند یکی از نمونه‌های خوب محصولات سرگرم‌کننده در دهه‌ گذشته باشد.
یک خلافکار خرده‌پا برای استخدام به دفتر یک فعال اقتصادی سرشناس می‌رود و طی مدت‌زمان محدودی که دارد با معرفی خود و روایت داستان زندگی‌اش می‌خواهد خود را فردی واجد شرایط برای انتخاب نشان دهد. همراه با داستان‌های او به گذشته برمی‌گردیم و متوجه می‌شویم که چطور از یک دانشجوی ساده به خلافکاری بی‌دست‌وپا تبدیل شده و در پایان می‌فهمیم که تمام ماجرا بخشی از یک نقشه بزرگتر است… .
با این که نمی‌شود فیلمنامه و اجرای «بارکد» را دستاورد عجیب‌وغریبی در نظر گرفت اما در مقایسه با بازار سینمای ایران که همیشه به کف استاندارد و کمترین هزینه ممکن قانع است، این ساخته‌ کیایی به تلاشی قابل‌توجه تبدیل می‌شود. جذاب‌ترین جنبه‌ فیلم، شیمی میان زوج اصلی قصه است: این احتمالا موفق‌ترین فیلم بهرام رادان در یک دهه‌ گذشته و از معدود تجربیاتش در کمدی است. محسن کیایی هم بعد از «بارکد» جایگاهش در سینمای ایران تغییر کرد و دیگر فقط بازیگر بامزه‌ فیلم‌های برادرش نبود. سحر دولتشاهی و پژمان بازغی هم حضوری قابل‌قبول داشتند.

فیلم کمدی بارکد

۱۳- «اکسیدان» محصول ۱۳۹۶

موفقیت این فیلم کمدی ایرانی، یک زوج جذاب و غیرمنتظره را به سینمای ایران معرفی کرد: جواد عزتی و امیر جعفری و بار دیگر یادآور شد که ترکیب‌های دونفره و بده‌وبستان‌های کمیک همچنان در سینمای ایران جواب می‌دهد و برای تسخیر گیشه باید روی زوج‌های موثر حساب باز کرد. علاوه بر این، فیلم سینمایی «اکسیدان» تبدیل شد به نقطه عطفی برای بازگشت کمدی‌های ذاتا اخلاق‌گرا که با ظرافت روی مرز خط قرمزهای عرفی و اجتماعی بندبازی می‌کنند.
پسر جوانی که نامزدش او را ترک کرده و از کشور خارج شده، دنبال راهی برای خروج از کشور است. پس با یک کارچاق‌کن برای امتحان کردن روش‌های مختلف همراه می‌شود و تجربیات غیرمعمولی را از سر می‌گذراند؛ از ازدواج مصلحتی گرفته تا تظاهر به تغییر مذهب و حتی همجنس‌گرایی!
«اکسیدان» در فیلمنامه موقعیت‌های بامزه و فکرشده‌ای دارد که به واسطه‌ اجرای خوب و حضور ماهرانه بازیگران اصلی‌اش، در عمل هم به بار نشسته. موفقیت فیلم باعث شد که حامد محمدی بعد از تجربیات مختلف راهش را پیدا کند و به سراغ ساخت کمدی‌هایی اخلاق‌گرا و مماس با خط قرمزها برود.

فیلم کمدی اکسیدان

۱۴- «چهار انگشت» محصول ۱۳۹۸

موفقیت «اکسیدان» باعث شد تا سازندگان و عوامل اصلی فیلم به فکر تکرار فرمول خود بیفتند؛ یک فیلم سینمایی خنده دار ایرانی دیگر از حامد محمدی با حضور جواد عزتی و امیر جعفری، این‌بار در تایلند و با تغییر جایگاه دو بازیگر اصلی در نقش زرنگ و ساده‌لوح قصه.
یک شخصیت مذهبی و آبرومند به همراه یک کارچاق‌کن به بهانه سفر زیارتی از کشور خارج می‌شود اما هدف اصلی‌اش رسیدگی به ماجرای همسری است که چند وقت قبل در سفر به تایلند اختیار کرده بوده و می‌خواهد جلوی درز کردن خبر آن را بگیرد.
همان‌طور که تایلند در سال‌های اخیر، البته قبل از بحران‌های اقتصادی و بعد هم کرونا، به یکی از مقاصد محبوب گردشگران ایرانی تبدیل شده، سینمای ایران هم به تایلند علاقه زیادی دارد. سفر توریستی به شرق آسیا این‌بار همراه شده با شوخی درباره ریاکاری‌ سازمان‌یافته. مسیر و جنسی از کمدی که حامد محمدی پیش گرفته، یادآور فیلم های کمدی موفق کمال تبریزی در سال‌های پایانی دهه‌ هفتاد و ابتدای دهه‌ هشتاد است که در دوران خود بسیار موثر بود. نکته جالب اینجاست که با وجود تغییر فضای جامعه، هنوز خیلی از آن خط قرمزهای عرفی و اجتماعی سر جایش باقی مانده و فقط شیوه‌ شوخی کردن با آن‌ها عوض شده‌ است.

۱۵- «ما همه با هم هستیم» محصول ۱۳۹۸

مهران مدیری، محمدرضا گلزار، لیلا حاتمی، مهران غفوریان، هانیه توسلی، ویشکا آسایش، مانی حقیقی، جواد عزتی، پژمان جمشیدی، حسن معجونی، علی شادمان، سروش صحت و…؛ فارغ از قصه و کیفیت، این ترکیب عجیب بازیگران برای تمام مخاطبان فیلم های کمدی ایرانی به اندازه کافی کنجکاوی‌برانگیز و غافلگیرکننده است، حال اگر صفت “پرخرج‌ترین” فیلم تاریخ سینمای ایران (که البته مدام در حال دست به دست شدن است) را هم به عنوان “پرستاره‌ترین” فیلم ایرانی اضافه کنیم، حاصل کار می‌شود «ما همه با هم هستیم».
یک شرکت هواپیمایی در آستانه‌ ورشکستگی است و برای فرار از مشکلات، به نقشه‌ای دیوانه‌وار روی می‌آورد: سقوط عمدی و گرفتن خسارت سنگین از بیمه. در نتیجه، مجموعه‌ای از افراد مختلف که هرکدام به شکل و با انگیزه‌ای متفاوت درصدد خودکشی هستند به‌عنوان مسافران پرواز انتخاب می‌شوند تا همه چیز طبیعی به نظر برسد و کسی به سقوط شک نکند. در این میان، مسافری در دقایق آخر به اشتباه سوار هواپیما می‌شود که قصد مردن ندارد… .
ایده و خط داستانی فیلم در نگاه اول جالب به نظر می‌رسد و جای کار زیادی دارد. اما مسیری که قصه در ادامه پیش می‌گیرد و لحنی که دنبال می‌کند به گونه‌ای است که نمی‌توان آن را یک کمدی تمام‌عیار دانست. «ما همه با هم هستیم» در کارنامه کمال تبریزی که سابقه‌ ساخت انواع و اقسام کمدی‌ها را دارد خیلی عجیب نیست اما برای رضا میرکریمی که تهیه آن را بر عهده داشته تجربه غریبی است.

۱۶- «قانون مورفی» محصول ۱۳۹۷

دو فیلم آخر رامبد جوان، یعنی «نگار» و «قانون مورفی»، با وجود تضاد کامل ژانری و مضمونی، در ذات به همدیگر شباهت قابل‌توجهی دارند: هر دو با زحمت زیاد تولید شده‌اند و سعی در روایت قصه‌ای سرراست و ساده دارند که با کمرنگ شدن مرز میان خیال و واقعیت، ظاهری پیچیده پیدا کرده‌. فقط «نگار» یک تریلر جنایی و روانشناختی است و «قانون مورفی» یک اکشن کمدی.
مامور پلیس بی‌دست‌وپا و بدبختی که مدام در زندگی‌اش بد می‌آورد و تبدیل شده به مثال عینی از بدبینی و بدشانسی قوانین مورفی، برای کمک به همکار سابقش که بچه‌اش را به گروگان گرفته‌اند راهی سفر می‌شود؛ اما قوانین مورفی آنجا هم کار می‌کنند و قرار نیست که قضیه بهتر شود.
امیر جدیدی کمتر در فیلم های کمدی بازی کرده اما نشان داده که می‌تواند در موقعیت‌های غیرمعمول و عجیب، بامزه باشد. حضورش در وسط معرکه‌ «قانون مورفی» هم به گونه‌ای است که در اکثر صحنه‌ها می‌تواند از مخاطب خنده بگیرد. جنس شوخی‌ها و روایت فیلم هم احتمالا با مخاطب کم‌سن‌و‌سال‌تر بیشتر ارتباط برقرار می‌کند. عصاره «قانون مورفی» را می‌توانید در یکی از صحنه‌های معروف آن تماشا کنید: جایی که وسط یک درگیری مسلحانه با توهمات و نشئگی ناخواسته‌ شخصیت اصلی همراه می‌شویم و می‌بینیم که چطور همه اسلحه‌ها را می‌گذارند زمین و با آهنگ «بغلی بگیر» شروع می‌کنند به رقصیدن.
از دیگر بازیگران فیلم سینمایی «قانون مورفی» به تهیه‌کنندگی محمد شایسته می‌توان به امیر جعفری، مهسا طهماسبی، دانیال غفارزاده، سروش صحت، سیروس گرجستانی، هادی کاظمی، رامبد جوان و آناهیتا درگاهی اشاره کرد.

فیلم کمدی قانون مرفی

۱۷- «لونه زنبور» محصول ۱۳۹۶

برزو نیک‌نژاد در تلویزیون به‌واسطه‌ ساختن سریال‌های کمدی و همکاری در تولید آثار پرمخاطبی چون «پایتخت» و «دودکش» به شهرت رسید. در سینما هم بعد از تجربه‌ای متفاوت با «ناخواسته»، که با وجود استقبال منتقدان در جشنواره فجر اکران مناسبی را تجربه نکرد، در گام‌های بعدی به سراغ کمدی رفت. «لونه زنبور» یک نمونه از فیلم های کمدی ایرانی رایج سال‌های اخیر و البته نزدیک به جنس طنزپردازی موردعلاقه‌ نیک‌نژاد است که از ترکیب پژمان جمشیدی و محسن کیایی در نقش‌های اصلی استفاده می‌کند که پیش‌تر توانایی خود در بده‌وبستان و ترکیب‌های کمیک موفق را نشان داده بودند.
قصه فیلم، که توسط خود محسن کیایی هم نوشته شده، ‌‌پیش‌تر و به شکل‌های مختلف در چند فیلم هالیوودی و بالیوودی و حتی ایرانی هم روایت شده؛ مال مسروقه‌ باارزشی در یک ساختمان پنهان می‌شود؛ چند وقت بعد که برای برداشتن آن برمی‌گردند، آنجا تغییر کاربری داده و شخصیت‌های قصه مجبور می‌شوند تا با درست کردن هویت جعلی برای خود راهشان را به سمت آنچه پنهان‌شده باز کنند. اینجا محل موردنظر کلانتری است و زوج کمدین فیلم باید نقش سربازهای وظیفه را برای رسیدن به هدف خود بازی کنند.
«لونه زنبور» از تکیه زیاد به دو بازیگر اصلی خود ضرر نکرده و البته که هم خرده‌داستان‌ها و هم اجرای فیلم سطح قابل قبولی دارند.

فیلم کمدی لونه زنبور

۱۸- «ساعت ۵ عصر» محصول ۱۳۹۶

این که مهران مدیری بعد از حدود ۲۵ سال فعالیت در تلویزیون و ساخت سریال‌های کمدی موفق و ناموفق بالاخره تصمیم گرفت تا فیلمسازی را هم تجربه کند، در نوع خود اتفاق جالب توجهی بود و از همان ابتدای اعلام خبر ساخت «ساعت ۵ عصر» کنجکاوی‌های زیادی پیرامون فیلم ایجاد شد. در روزهای اولیه اکران، فیلم استقبال گسترده‌ای را تجربه کرد اما به مرور شرایط تغییر کرد، چرا که اولین فیلم مدیری با وجود آن که از نظر جنس نگاه و شیوه‌ اجرا چندان دور نبود از سریال‌های قبلی‌اش، در عمل سعی داشت که یک کمدی متفاوت و روشن‌فکرانه باشد؛ یعنی تا حدود زیادی متفاوت با انتظار عموم مخاطبان از فیلمی ساخته و با حضور مهران مدیری.
فیلم، روایتگر داستان وکیل نگون‌بختی با نقش‌آفرینی سیامک انصاری است که باید در جلسه دادگاه برای دفاع از موکلش حضور پیدا کند اما صبح آن روز خبردار می‌شود که قسط بانکی خانه‌اش عقب افتاده و باید برای پرداخت آن مراجعه کند. در ظاهر خیلی ساده است و زمان زیادی از او نباید گرفته شود اما مجموعه‌ای از بلاها و حوادث چنان بر سر او آوار می‌شود که تا ساعت ۵ عصر همان روز همین که فقط زنده و سالم مانده باشد جای شکر دارد!
بار اصلی فیلم را سیامک انصاری به دوش می‌کشد و سایر چهره‌ها از جمله خود مدیری، امیر جعفری، آزاده صمدی، رسول نجفیان و نگین معتضدی حضوری کوتاه در فیلم دارند.

۱۹- «لس آنجلس تهران» محصول ۱۳۹۷

این ساخته‌ تینا پاکروان که فیلمنامه آن را به‌صورت مشترک با آنالی اکبری (نویسنده رمان‌هایی با جنبه‌های خیال‌انگیز) نوشته، در واقعیت بیشتر از آن که یک کمدی باشد، فانتزی بامزه‌ای است که همین میل به فانتزی چه در روایت و چه در اجرا باعث تفاوت آن با واقع‌گرایی رایج فیلم‌های ایرانی شده.
«لس‌آنجلس تهران»، مجموعه‌ای از چند خط داستانی ریزودرشت است که به هم تنیده شده‌اند و روایت خلاصه آن خیلی هم ساده نیست؛ هم نقاشی گمشده و مشهوری را داریم که به‌صورت اتفاقی پیدا می‌شود و هم یک مرد میانسال که خانم‌های مسن به شکل عجیبی بهش نظر دارند!
از جمله نکات جالب، بازگشت پرویز پرستویی پس از سال‌ها به سینمای سرگرم‌کننده و حضور با چند گریم متفاوت است و تولید بخشی از فیلم در لس‌آنجلس. بازیگران زن فیلم نیز تا حدود زیادی حضوری متفاوت و غافلگیرکننده دارند؛ از مهناز افشار گرفته تا گوهر خیراندیش، شیرین یزدان‌بخش و ماهایا پطروسیان.

فیلم سینمایی لس آنجلس تهران

۲۰- «خالتور» محصول ۱۳۹۶

محمدحسین فرح‌بخش و عبدالله علیخانی (پویا فیلم) را می‌توان صاحب یک جریان سینمایی خاص در چهل سال اخیر قلمداد کرد که به‌تدریج کارهایشان شکل و سیاق مشخصی پیدا کرده: فیلم های کمدی ایرانی ارزان و عامه‌پسند با حضور ستاره‌های نوظهور و تولید فیلم‌هایی با حداقل دردسر و بودجه که معمولا داستان‌های آن برگرفته و نسخه به‌روزشده‌ای از فیلمفارسی‌های پرطرفدار است. با بحرانی شدن اوضاع اقتصاد سینما، تولیدات پویا فیلم هم به‌تدریج از همان چیزی هم که بود کوچکتر شد. در میان محصولات سال‌های اخیر آن‌ها «خالتور» از همه موفق‌تر بوده و با اقبال بیشتری مواجه شده است.
سه موزیسین بی‌نوا ناخواسته وارد ماجرایی پیچیده می‌شوند و زندگی فرد سرشناسی را که گرفتار توطئه بدخواهان شده نجات می‌دهند. بیشتر از خلاصه داستان، ترکیب بازیگران می‌تواند حال و هوای فیلم را توصیف کند: پوریا پورسرخ، مهران غفوریان، علی صادقی، سحر قریشی، محمدرضا شریفی‌نیا و محمدرضا هدایتی در نقش یک هندی بداخلاق به نام چی‌چی کاپور! اگر هنوز فضای فیلم برایتان آشکار نشده می‌توانید کلیپی از فیلم را ببینید که پورسرخ، غفوریان و صادقی قطعه Nothing Else Matter از متالیکا را اجرا می‌کنند. به‌هرحال تفریح کردن یکی از کارکردهای سینماست و تماشای فیلم‌های پویا فیلم هم شیوه‌ای متفاوت برای تفریح!


شاید برایتان جالب باشد
3 نظر
  1. ناربن می گوید

    فقط هزارپا😂😂😂😂😂

  2. امیر می گوید

    همشون چرتن بجز ساعت ۵ عصر و گشت ۲ و رحمان ۱۴۰۰

    از هزارپا خوشم نیومد…

  3. امیر می گوید

    همشون چرتن بجز ساعت ۵ عصر و گشت ۲ و رحمان ۱۴۰۰

    از هزار پا خوشم نیومد…

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: