قسمت سوم سریال می خواهم زنده بمانم | اهمیت اجرا و پرداخت

قسمت سوم سریال می خواهم زنده بمانم نیز منتشر شد؛ این سریال که باحال و هوای دهه شصت عجین شده و تیتراژ آن با صدای دل‌نشین همایون شجریان اجرا می‌شود، مجموعه‌ای زیباست که لذت تماشای آن تا مدت‌ها در خانه اول ذهن مخاطب باقی می‌ماند. برای نقد و بررسی قسمت سوم سریال می خواهم زنده بمانم با فیلیمو شات همراه باشید.


تیتراژ سریال عاشقانه می خواهم زنده بمانم با صدای همایون شجریان
همه چیز درباره سریال می خواهم زنده بمانم + نقد | شروعی فراتر از انتظار
بهترین سریال‌های شبکه نمایش خانگی


تا به این لحظه که به قسمت سوم سریال می خواهم زنده بمانم رسیده‌ایم، مهم‌ترین ویژگی سریال روشن بودن تکلیف آن با خودش است؛ سازندگان این اثر می‌دانستند که دارند یک محصول عامه‌پسند برای طیف گسترده‌ای از مخاطبان می‌سازند اما تمام تلاش خود را کرده‌اند که کار خود را به نحو احسن انجام دهند و در تله‌ کف انتظارات باقی نمانند.

همین احترام گذاشتن به‌کار و جدی گرفتن جوانب مختلف آن موجب واکنش متقابل بینندگان خواهد شد که می‌فهمند سریال نمی‌خواهد آن‌ها را دست‌کم بگیرد و به هر قیمتی فقط وقت پر کند.

این رویکرد از متن شروع‌شده و تا اجرا ادامه دارد. نمی‌شود گفت که در تمام لحظات و صحنه‌ها داریم یک اثر درخشان می‌بینیم، اما به‌سختی ممکن است لحظه‌ای را پیدا کنید که از استانداردها و انتظارها عدول کرده باشد. برای بررسی دقیق‌تر بیایید از متن شروع کنیم. در این سه قسمت هنوز بخش عمده‌ای از کار به معرفی شخصیت‌ها و موقعیت‌ها اختصاص دارد. در تمام صحنه‌ها شاهد ارائه اطلاعات به بیننده هستیم و خبری از کنش‌ها و دیالوگ‌های زائد برای پر کردن زمان نمایش سریال نیست. برای معرفی شخصیت‌ها صحنه‌‌های جذابی نوشته‌شده که اطلاعات کلیدی را در پس‌زمینه کنش کلی صحنه جاسازی کرده است. همین تلاش در بهتر نوشتن، در اجرا هم دیده می‌شود؛ طوری که خیلی از صحنه‌ها می‌توانست خلوت، ساده و ارزان‌تر برگزار شود تا طبق سنت همیشگی تولیدات سینمایی و تلویزیونی ایران، کار به‌اصطلاح سریع‌تر جمع شود. خوشبختانه فعلاً تعادل در متن و اجرا حفظ‌شده و در هر اپیزود چند صحنه قابل‌توجه دیده‌ایم که آن قسمت را بالا می‌کشد. طبعاً میزان تأثیرگذاری صحنه‌ها با توجه به تفاوت بازیگرها و شخصیت‌ها متغیر است و قسمت سوم می خواهم زنده بمانم کاراکتر امیر شایگان (حامد بهداد) برگ برنده این اثر بوده و خط داستانی مربوط به کاوه (علی شادمان) و سروکله زدنش با خلاف‌کارها ابزار اصلی سازندگان برای دور شدن از کلیشه‌های قابل پیش‌بینی ملودرام‌های عاشقانه است.

پدرام شریفی در سریال می خواهم زنده بمانم

ذات قصه هم دور نیست از آن چیزی که در تمام این سال‌ها رمان‌های عاشقانه و عامه‌پسند در جستجویش بوده‌اند؛ رابطه عاشقانه که مسیر آن به‌وسیله تقدیر و عواملش سد می‌شود. تا اینجا نویسندگان قصه به طرز هوشمندانه‌ای موفق شده‌اند که این دست تقدیر راوی قصه را به خوبی پشت روابط علت و معلولی پنهان کنند و برای نمایش بحران و تنگنا، شاهد ایده‌های تحمیلی یا تصمیمات غیرمنطقی از سوی شخصیت‌ها نبوده‌ایم.

می‌خواهم زنده بمانم فعلاً که شروع قابل قبولی داشته و هرچند الگوی روایی و سیر قصه آن قابل پیش‌بینی بوده، اجرا و پرداخت تروتمیزش آن را حفظ کرده. مهم ازاینجا به بعد است که باید دید در پرده بعدی، قصه چه مسیری را دنبال می‌کند و سریال مهره‌هایش را چطور کنار هم می‌چیند؛ عیار واقعی کار سازندگان سریال در چند قسمت بعدی مشخص می‌شود و باید دید که سرنوشت شخصیت‌ها چه خواهد بود.

تماشای قسمت سوم سریال می خواهم زنده بمانم

شاید برایتان جالب باشد
1 نظر
  1. تانیا می گوید

    سلام میخواستم بدونم که به جز این سه سریالی که در حاله پخشه چه سریالهایه دیگه ایی دارن برای پلتفرم فیلیمو ساخته میشت

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.