مصاحبه با سام قریبیان؛ پوست اندازی سینمای ایران و مسیر جدید نمایش فیلم

فیلم سینمایی «خروج» آخرین ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا، از ۲۴ فروردین و پیش از اکران در سینما، در سرویس وی‌او‌دی فیلیمو به‌صورت آنلاین اکران خواهد شد. این اقدام هوشمندانه و جسورانه تحت عنوان «سینمای آنلاین» شناخته می‌شود.
سینمای ابراهیم حاتمی‌کیا در سبک، لحن و ادبیات دغدغه‌مند است؛ «خروج»، آخرین ساخته این فیلمساز هم از این ویژگی‌ها دور نیست و این فیلم روایتگر زندگی گروهی پنبه‌کار شهرستانی است که محصولشان بر اثر بارش شدید باران آب خورده و وعده‌هایی که به آنها داده شده، پوچ درآمده. این گروه تصمیم می‌گیرند برای اعتراض به وضعیتشان نزد هیئت دولت در نهاد ریاست جمهوری بروند.
در «خروج»، فرامرز قریبیان، پانته‌آ پناهی‌ها، کامبیز دیرباز، سام قریبیان ، محمدرضا شریفی‌نیا، گیتی قاسمی، جهانگیر الماسی به‌عنوان بازیگران اصلی به ایفای نقش پرداختند.
اکران آنلاین فیلم سینمایی «خروج»، بهانه گفت‌وگو با سام قریبیان است که علاوه بر بازیگری، نویسندگی و کارگردانی را تجربه کرده و در آخرین کار فرامرز قریبیان به‌عنوان بازیگر در کنار او بازی کرده است. با فیلیمو شات همراه باشید.


سام قریبیان درباره نحوه ورودش به حرفه بازیگری گفت: «ورود من به دلیل حضور هم پدر و هم مادر در حرفه سینما، ادبیات و سرگرمی امری اجتناب‌ناپذیر بود؛ اما ادامه یافتن و دوام در این حرفه، پس از ۳۵ سال فعالیت، فقط به دلیل علاقه و مطالعات آکادمیک این رشته نبوده است؛ بلکه کار با افراد مختلف به‌خصوص کارگردانان حرفه‌ای با دیدگاه‌ها و روش‌های کاری متفاوت، هریک همچون دانشکده‌ای تخصصی برای شخص من، فرصت یادگیری بیشتر را فراهم آورد. شما وقتی با پیشکسوتانی چون فرامرز قریبیان، کیومرث پوراحمد، کامران قدکچیان، مرحوم ایرج کریمی، مرحوم سجادی حسینی تا حرفه‌ای‌هایی چون ابراهیم حاتمی‌کیا، محمدحسین لطیفی و مصطفی کیایی کار می‌کنید می‌توانید با دقت و با توجه به روش کار هرکدام، بسیاری موارد ریزودرشتی را یاد بگیرید که هم در کار خود و هم در فیلم‌های سایر کارگردانان در جهت مثبت استفاده شود. در کل، برای من هرلحظه، طی این طریق جنبه آموزشی، یادگیری و تجربه‌اندوزی داشته و دارد.»

«اولین و مهم‌ترین رکن سینما برای من قصه‌گویی است.»

کارگردان «۳۶۰ درجه»، معتقد است : «اولین و مهم‌ترین رکن سینما برای من قصه‌گویی است. قصه‌هایی که شخص من علاقه دارم بیان کنم، در ذات خود خارج از بحث ژانر شناسی، پتانسیل بالایی برای روایت به شیوه نوآر و نئو نوآر دارند؛ شاید ریشه آن هم در فیلم‌هایی باشد که از ابتدا با آنها سینما را دیدم و تجربه کردم. به آمریکا و حتی فقط سینما هم محدود نمی‌شود؛ سینمای آلمان، فیلم‌ها و ادبیات نئو نوآر اسکاندیناوی، معماری سبک آرت دکو، ادبیات معمایی انگلیسی و فرانسوی، حتی در مقیاس وسیع‌تر، آثار سایبر نوآر مانند «بلید رانر» یا جهان‌های موازی چون دنیای «گاتهام»، «بتمن»، «مدمکس» و «ترمیناتور» همگی از یک شیوه ابرازگرایی استفاده می‌کنند و آن هم طرح سوال، معما و روانشناختی فرد و جامعه به‌صورت توأمان هست. حالا هر کس در جهان کاری خود، من‌جمله سینما، در حد و اندازه خودش می‌تواند این‌گونه از روایت را تجربه کند.
«۳۶۰ درجه»، «گناهکاران» و «عالیجناب» در همین راستا نوشته و کارگردانی شده‌اند. حتی در آثاری هم که به‌عنوان بازیگر حضور داشته‌ام و یا نقشی را پذیرفته‌ام مثل «خط ویژه»، «رهایی» تا آخرین کارم فیلم «خروج»، ساخته جناب حاتمی‌کیا هم شما رد این علاقه به شیوه قصه‌گویی را می‌بینید.

بازیگر فیلم سینمایی «خروج»، اکران آنلاین این فیلم را کار هوشمندانه‌ای دانست و در ادامه گفت: «بعید می‌دانم در شرایط کنونی تا مرداد بتوانیم شرایط مناسب اکران در سینما را فراهم بیاوریم. اکنون جهان در شرایط بغرنجِ پاندمی است. مشابه چنین اتفاقی را پس از جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸ به علت آنفلونزای اسپانیایی داشتیم که نتیجه‌اش تغییر همیشگی و پوست‌اندازی صنعت سینمای آمریکا و جهان برای همیشه بود که سیستم استودیویی برای فیلمسازی را به وجود آورد. در ایران، به فرض که کرونا در اردیبهشت تحت کنترل قرار گیرد (که متاسفانه بعید میدانم)؛ تا شورای اکران، پخش‌کنندگان، سینما داران و وزارت ارشاد بخواهند سازوکار مناسبی برای اکران فیلم‌ها راه‌اندازند و از آن‌طرف هم مردم حس امنیت و آرامش کنند تا با خیال راحت به سینما بروند و در کنار دیگران، در محیطی امن فیلم ببینند، زمان زیادی سپری خواهد شد. آمار رسمی می‌گوید هرساله شاهد ساخت حدود ۱۰۰ فیلم سینمایی در ایران هستیم که به‌سختی ۵۰ تای آنها امکان اکران پیدا می‌کنند و بالای ۵۰ فیلم دیگر قربانی می‌شوند. از حدود ۵۰ فیلم اکران شده، شاید ۶ الی ۷ فیلم به سود برسند و شاید ۵ الی ۶ فیلم دیگر خرج تولیدشان را به‌زور درمی‌آورند؛ درنتیجه بقیه اکران ضرر است. پس هوشمندانه‌ترین کار این است که فیلم‌هایی را که هدف اصلی آنها دیده شدن است در امن‌ترین و بهترین شرایط برای مخاطب، به این شیوه عرضه کنیم. به نظرم در مسیر یک پوست‌اندازی و رسیدن به شیوه‌ای جدیدی از نمایش فیلم هستیم که دارد خودش را آرام‌آرام و با تجربه کردن نمایان می‌کند.»

قریبیان، تجربه بازی با پدر را بعد از ۲۶ سال تجربه‌ای بسیار جذاب، آموزنده، شیرین حتی سختی توصیف کرد و افزود: «۲۶ سال قبل در فیلم «ترانزیت» ساخته مرحوم علی سجادی حسینی، با آقای قریبیان پدر، در نقش پدر و پسر ظاهر شدیم. آن موقع من ۱۴-۱۵ سالم بود ولی می‌دانستم در حال گذراندن تجربه بسیار درخشانی هستم و سعی کردم در حد خودم از لحظه‌لحظه آن بهره ببرم. پس از فیلم «ترانزیت» با آقای قریبیان قرار گذاشتیم که همزمان باهم در مقابل دوربین به‌عنوان بازیگر کار نکنیم و اگر همکاری می‌کنیم یکی از ما جلوی دوربین و دیگری پشت دوربین باشد. چنانچه از سال ۱۳۷۲ این قرار پابرجا بود تا پاییز ۹۸ که هردوی ما با پیشنهاد جذاب آقای حاتمی کیا شگفت‌زده شدیم. »

سام قریبیان با بیان اینکه من همیشه از پیشنهادات خوب استقبال می‏‌کنم و پیشنهاد بازی در فیلم «خروج» در زمان مناسب و شرایط مناسب از طرف آقای حاتمی‌کیا مطرح شد، ادامه داد: «حضور مقابل جناب فرامرز قریبیان (نه به‌عنوان پدر بلکه به‌عنوان یک بازیگر درجه‌یک) هم فرصت طلایی به‌حساب می‏‌آمد. ابتدا بسیار نگران بودم و با خود آقای حاتمی‌کیا هم نگرانی‌ه‏ایم را در میان گذاشتم؛ چون ایشان با اتنخاب من ریسک بزرگی را متحمل شد. این ریسک از آن جهت بود که پدر و پسری را در کنار یکدیگر قرار می‌داد که قرار نبود در فیلم پدر و پسر باشند و با دو جنس کاراکتر متضاد در سفری همراه می‌‏شوند. مخصوصا وقتی فرزند کاراکتر رحمت بخشی (با بازی آقای قریبیان) قرار بود وجه مهم دراماتیکی از قصه را بر دوش بکشد. آقای حاتمی‌کیا به من گفتند که فکرهایشان را کرده‌‏ا‌ند و علاقه‌مند هستند که نقش پیشنهادی را بازی کنم . من هم از فرصت پیشنهادی و اعتماد آقای حاتمی‌کیا حُسن استفاده را کردم. بدون اغراق لحظه‌لحظه این اثر با تمام سختی‏هایش (که شاید در فیلم به نظر نیاید) سرشار از درس و آموختن بود.»

«در شرایط پوست انداختن هستیم و وارد چالش جدیدی در بحث اکران در سینمای ایران شده‌ایم.»

او در پایان درباره تاثیر این اقدام در سینمای ایران گفت: «در شرایط پوست انداختن هستیم و وارد چالش جدیدی در بحث اکران در سینمای ایران شده‌ایم. کاری که ۲۰ سال پیش با نتفلیکس و آمازون پرایم راه افتاد، در ایران تازه دارد به وقوع می‌پیوندد. متاسفم که عاملی چون ویروس کرونا دچار این تغییر روش شده ولی به هرحال دیر یا زود باید اتفاق می‌افتاد. در سینمای جهان هم می‌بینید فیلمی چون «آیریش‌من» ساخته مارتین اسکورسیزی با سرمایه ۱۶۰ میلیون دلاری توسط کمپانی عظیم پارامونت کنار گذاشته می‌شود و این نتفلیکس است که به‌عنوان ناجی باعث می‌شود فیلمی را که رابرت دنیرو و اسکورسیزی (به گفته خودشان) بیش از بیست سال دنبال ساخته‌شدنش بودند، به مرحله ساخت و نمایش برسانند.»

«قصد مقایسه بین شیوه کار در سینمای ایران و جای دیگر را ندارم اما با یک حساب ساده می‌شود فهمید کدام مسیر در کشور خودمان بهتر جواب می‌دهد. در سینمای کشوری ۸۵ میلیونی که به زور۵۰ فیلم اکران می‌شود و مخاطب سینماروی آن کمتر از ۱ میلیون نفر است که حاضر باشد ۲۰ هزار تومن برای هرنفر پول بلیت بدهد؛ امکانی فراهم شده که حدود ۳-۴ میلیون خانوار (میانگین ۱۵ میلیون مخاطب) با ماهی کمتر از ۲۰ هزارتومن در کل، در محیط راحت خانوادگی هر فیلمی را به‌راحتی ببیند. فکر می‌کنم مشخص است گردش مالی کدام بیشتر می‌شود.»


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.