نگاهی به سریال «شکارچیان»؛ آل پاچینو در تعقیب نازی‌ها

مجموعه «شکارچیان» محصول کمپانی آمازون در ژانر وحشت است که با بودجه بسیار زیاد تهیه شده و در رده کیفی ب قرار دارد.
سریال «شکارچیان» از آن دست کمدی‌های سیاه است که عباراتی مانند «تقاص پس دادن» را به معنای واقعی کلمه نمایش می‌دهد تا لحظات موردنظرش را از دل تاریخ بیرون بکشد و صحنه‌هایی تکان‌دهنده خلق کند. آل پاچینو، علاوه بر انتقام گرفتن از شخصیت‌های نازی فیلم، آنها را با همه اعمال گذشته‌شان روبرو می‌کند. اگر دیدن قصاص آرزوی دیرینه‌تان است، تماشای سریال‌های آمازون را از دست ندهید؛ چراکه هرازگاهی این آرزو را برآورده می‌کنند. لازم به ذکر است که صحنه‌های شکنجه در این سریال زیاد نیست و در ساخت آنها هم خلاقیتی به‌کار نرفته است.

سازنده مجموعه «شکارچیان»، دیوید ویل و تهیه‌کننده اجرایی آن جردن بیل هستند. این سریال را می‌توان بسیار خشن و درعین‌حال بسیار احمقانه دانست؛ داستان، مانند همه داستان‌های با موضوع هولوکاست به بیننده اجازه می‌دهد که از حس انتقامی تخیلی لذت ببرد؛ در همه مکالماتی که درباره عدالت و انتقام، اخلاقیات و مسئولیت‌پذیری و درست و غلط انجام می‌شود، نازی‌ها همیشه محکوم هستند درحالی‌که با کمی تحمل و پذیرش سختی‌ها، انتخاب دیدگاهی متعادل، راه‌حل بهتری به نظر می‌رسد. درواقع می‌توان گفت افکار امروزی ما درباره آنچه در زمان نازی‌ها اتفاق افتاده، منجر به چنین روایت وحشتناکی از آن دوران شده است.

سریال شکارچیان

آل پاچینو سر نازی‌ها را می‌خواهد و برای رسیدن به آن‌ها هر کاری می‌کند

داستان در سال ۱۹۷۷ می‌گذرد. یونا هیدلبوم (با بازی لوگان لرمن)، جوان ۱۹ ساله‌ای است که در فروشگاهی کار می‌کند که کتاب‌های کمیک می‌فروشد. او هنوز با مادربزرگش، روت (با بازی جینی برلین) زندگی می‌کند که او را بزرگ کرده است. اقوام و بزرگان فامیل، او را به خاطر مذهبی نبودن و پیروی نکردن از دستورات تورات سرزنش می‌کنند، اما از سوی دیگر او هرروز با نفرت و برخورد بد افراد دین‌ستیز مواجه می‌شود. فیلم، این نفرت را در حمله قلدرانه‌ای که همراه با سیل کلمات نژادپرستانه است به‌وضوح به تصویر می‌کشد. همان شب، قهرمان کتاب‌خوان خونین‌ومالین، وحشت‌زده شاهد کشته شدن مادربزرگش توسط یک مهاجم نقاب‌دار است که به‌زور وارد خانه شده.
یونا فکر می‌کند که مادربزرگش قربانی یک سرقت بوده است؛ اما ورود یک افسر پلیس با بازی آل پاچینو همه‌چیز را تغییر می‌دهد. افسر پلیس می‌یر، مردی ریشو با قامتی خمیده است که لهجه‌ای غلیظ دارد. او توضیح می‌دهد که روت احتمالاً هدف حمله یکی از اعضای نازی قرار گرفته است! اما چرا کسی -آن هم یک نازی- باید خودش را به‌زحمت بیندازد تا مانند یک دزد وارد خانه شود و مادربزرگ یونا را به قتل برساند ؟ پاسخ این است که درواقع، مادربزرگ به سازماندهی گروهی از شکارچیان اعضای حزب نازی کمک می‌کرده است! بودجه این سازمان، توسط می‌یر تامین می‌شود که تاجری ثروتمند با شخصیتی مانند بروس وین است که پشت نقاب بتمن مخفی بود. گروه او، متشکل از جاسوس‌ها، مبارزان جنگجو، هنرمندان محکوم‌شده و افراد متخصص رمزگشایی است و همه این افراد در شکار نازی‌ها بسیار مصمم‌اند.

افراد این گروه رنگارنگ، مشخصه‌های خاص خود را دارند؛ به‌عنوان نمونه، زوج دوست‌داشتنی سال روبینک و کارول کین مدام در حال مجادله‌اند. جریکا هینتون در نقش مامور اف‌بی‌آی بسیار عالی است و دیلن بیکر و النا اولین در لباس نازی‌ها و با داشتن نشانه‌های آنها، نفرت بیننده را کاملاً برمی‌انگیزند. حتی خود پاچینو بعد از فیلم «بوی خوش زن»، در نقشی جذاب میان یک مشاور چرب‌زبان و شخصیتی خودنما که هرازگاهی فریاد می‌زند: «hoo-ah»، بازی فوق‌العاده‌ای ارائه داده است. او در این نقش همان‌قدر که تاثیرگذار است دلپذیر هم هست؛ چنان‌که بازی لرمن هم گاهی تحت‌الشعاع درخشش پاچینو قرار می‌گیرد. گرچه لرمن چنان در نقشش فرورفته که انگار خود واقعیش را کاملاً فراموش کرده است.

سریال شکارچیان

حالا یونا می‌خواهد کاری انجام دهد. پسر جوان وسوسه می‌شود که به این گروه نخبه بپیوندد تا صدها و شاید هزاران جنایتکار جنگی نازی را که به خاک ایالات‌متحده نفوذ کرده‌اند به سزای اعمالشان برساند. در دهه هفتاد میلادی، دولت آمریکا قانونی را به تصویب رساند که اخراج کسانی را که با رژیم نازی به هر نوعی مرتبط بودند بسیار ساده می‌کرد. پس از آن، زنان و مردان بسیاری به‌طور جدی به دنبال شکار جنایتکاران جنگی بودند تا آنها را از کشورشان بیرون کنند؛ اما چیزی که سریال «شکارچیان» نشان می‌دهد این است که اگر آمریکایی‌ها به‌جای عمل به قانون، خود برای مجازات نازی ها دست‌به‌کار می‌شدند چه می‌شد…

می‌یر برای تهییج و اصرار بر لزوم وجود و فعالیت گروه، مدام تکرار می‌کند که جنگ تمام نشده است؛ که جنگ برای این زنان و مردان فقط وقتی تمام می‌شود که نازی‌ها مرده باشند. یونا در ابتدا احساس می‌کند که این جنگ او نیست؛ چون او در زمان هولوکاست حتی به دنیا نیامده بود. اما سریال «شکارچیان» به‌سرعت شرایطی را مهیا می‌کند که مرد جوان در هیئت یک سرباز یهودی به شکار نازی‌ها می‌رود. از اینجا به بعد، یونا معلق است؛ او خودش را یک شکارچی می‌داند اما ضمن احساس همدلی با شکار شدگان، معتقد است که شاید راه انسانی‌تری برای وادار کردن آنها برای پاسخگویی درباره اعمال گذشته‌شان وجود داشته باشد. آیا یونای مهربان و بی‌تجربه از روش شکارچیان وحشت‌زده است؟ یا صرفا به دلیل زندگی نکردن در زمان جنگ، قدرت قضاوت عادلانه‌تری دارد؟ جنگی که دیگران را مجبور به مواجهه با شرایط غیرانسانی وحشتناکی کرده بود…

سریال شکارچیان

داستان سریال «شکارچیان» در دنیایی خشن می‌گذرد؛ چراکه آنها معتقدند هنوز در شرایط جنگی به سر می‌برند. سریال تا حدی رویاگونه به آرزوی انتقام تحقق می‌بخشد و داستان‌سرایی می‌کند. اما سیر پیچیده فیلمنامه، گاهی به نفع سریال پیش نمی‌رود. علاوه بر ماجراهای داستان، سریال با صحنه‌هایی از قتل‌عام یک خانواده و شکنجه‌های وحشیانه و خونین شروع می‌شود که نمونه‌ای است از آنچه که بر مردم در زمان هولوکاست گذشته است؛ تجربیاتی دردناک که هنوز هم به نظر نمی‌رسد که کاملا درک و پذیرفته شده باشند.

مجموعه «شکارچیان» در تحقق آرزوهای قهرمانانش، مانند فیلم «حرامزاده‌های لعنتی» ساخته تارانتینو عمل می‌کند؛ مجازات‌ها متناسب با جنایات نازی‌ها انتخاب می‌شوند و اهمیت چندانی به شرایط صلح نمی‌دهند. بیننده فیلم، احساس ناراحتی نمی‌کند چراکه می‌داند که داستان واقعی نیست و شکنجه شخصیت‌ها هم به‌راحتی نمایش داده می‌شوند چراکه سطح خشونت در فیلم بسیار بالاست.
در سریال، از توطئه‌های صحبت می‌شود که کل آمریکا را تهدید می‌کند. پس از یونا، می‌یر و تمامی گروه نه‌فقط شکارچی یا شکار، که درواقع هم شکارچی و هم شکار هستند. شرایط جنگی است و همین دلیل خوبی برای فیلمی با رده‌بندی ب درباره دوران جنگ گذشته است. این مسئله، ارتباط فیلم با روزگار حال را هم بی‌معنی می‌کند. هنوز نازی‌ها در جامعه آمریکایی مدرن حضور دارند، اما هیچ‌کس فکر نمی‌کند که راه حل برخورد با آن‌ها این است که مانند سریال «شکارچیان» شکارشان کنند، شکنجه دهند و به قتل برسانند.

فضای «شکارچیان»، فضای اضطرار است که به لزوم عمل کردن به جای انعکاس واقعیت اصرار دارد. داستان سریال، فرضیه‌ای تخیلی است که برای لذت بردن از آن بیننده باید بتواند با معجونی از خشونت و تخیل ارتباط برقرار کند. داستانی که مانند فیلم اخیر کوئنتین تارانتینو، بر اساس شرارت شکل نگرفته است. هنوز ۵ قسمت از این سریال باقی مانده است و داستان از تکثیر و ازدیاد تعداد نازی‌ها صحبت می‌کند. «شکارچیان» تا اینجا با ساختار محکمش به خوبی افسانه‌سرایی کرده است؛ افسانه‌ای که تاثیر تلخ اما سرگرم‌کننده‌اش را در بیننده باقی می‌گذارد.


منبع: Indie Wire

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.