۷ فیلم با موضوع شیوع ویروس ؛ بعد از تماشا دستانتان را بشویید!

از زمان شیوع طاعون در قرون‌وسطی، بیماری‌های واگیردار به یکی عوامل اصلی شر در داستان‌ها تبدیل شده‌اند. در قرن بیستم و با ظهور مهندسی ژنتیک و شیوع بیماری‌های ویروسی جدید مانند ایدز و ابولا، این ترس بیشتر هم شد؛ تا جایی که می‌توانیم نمود آن را در فیلم‌ها و سریال‌های بیشماری مشاهده کنیم. حال که شیوع ویروس کرونا به یک نگرانی جهانی تبدیل شده و به کشور ما هم راه پیدا کرده، تماشای فیلم هایی با موضوع شیوع ویروس های مرگبار جنبه و ابعاد دیگری هم پیدا کرده است. به همین مناسبت، در فیلیمو شات مروری داشته‌ایم بر چند نمونه مشهور و تاثیرگذار در سینما و تلویزیون که با رویکردهای متفاوت به سراغ این موضوع رفته‌اند؛ آثاری که تماشای دوباره آن‌ها در شرایط کنونی می‌تواند تجربه‌ای جالب و گاه حتی ترسناکی باشد!


«دیوانگان» یا «Crazies» محصول ۱۹۷۳

در فهرست فیلم هایی با موضوع شیوع ویروس و بیماری‌های خطرناک، یکی از قدیمی‌هاست؛ ساخته‌ جرج رومرو پدرخوانده‌ زامبی‌ها در سینما که مثل دیگر آثارش با وجود تولید ارزان و حتی فقیر، پر است از کنایه‌های سیاسی تندوتیز. داستان در شهر کوچکی در پنسیلوانیا اتفاق می‌افتد. بر اثر یک اشتباه، آب آشامیدنی شهر آلوده و ویروسی به نام تریکسی که قرار بوده یک سلاح بیولوژیک باشد در میان مردم اپیدمی می‌شود. هر کس که به ویروس آلوده شود، دچار جنون می‌شود و با از دست دادن کنترل اعصاب و روانش، دست به جنایت و خودکشی می‌زند. دولت سعی دارد هر طور شده جلوی درز خبر و گسترش ویروس به مناطق دیگر را بگیرد، حتی به قیمت نابودی شهر و تمام ساکنان آن. قهرمانان قصه مردمانی هستند که از یک‌سو با ماموران دولتی مواجه‌اند و از سوی دیگر با دیوانگان خطرناکی که به ویروس آلوده شده‌اند.
«دیوانگان» در زمان اکران شکست خورد اما مانند اکثر کارهای رومرو به‌مرورزمان محبوبیت بیشتری پیدا کرد و الان جایگاه یک فیلم کالت را دارد؛ تا جایی که در سال ۲۰۱۰ نسخه‌ جدیدی از آن را بازسازی کردند که فیلم نسبتا موفقی هم شد.

فیلم با موضوع شیوع ویروس

«شیوع» یا «Outbreak» محصول ۱۹۹۴

در زمان خودش، فیلم به‌شدت موفق و پرفروشی بود و حتی نسخه‌ ویدیویی آن هم در ایران با استقبال مواجه شد. «شیوع» به‌صورت غیرمستقیم به فراگیر شدن ابولا، یکی از مرگبارترین ویروس‌های شناخته شده تا آن زمان و حتی امروز، در آفریقا و تلاش برای مهار آن اشاره می‌کرد و کتاب معروفی به نام «منطقه ممنوعه» الهام‌بخش آن بود. تصویری که فیلم ولفگانگ پیترسون از نقش نیروهای نظامی آمریکا در تهدیدهای بیولوژیکی و پشت پرده‌ شیوع بیماری‌های مرگباری چون ابولا به نمایش می‌گذاشت، در آن زمان جالب‌توجه بود اما حالا بعد از گذشت دو دهه، «شیوع» چیزی فراتر از یک فیلم استودیویی استاندارد به نظر نمی‌رسد.
از جمله نکات جذاب فیلم در تماشای دوباره، حضور بازیگران در آن زمان جوان و تازه‌واردی مثل کوین اسپیسی و پاتریک دمپسی در کنار ستارگان اصلی فیلم داستین هافمن، رنه روسو و مورگان فریمن است.
هر وقت به دنبال فیلم های با موضوع شیوع ویروس ها و بیماری‌های مرگبار بودید، این یکی از اولین پیشنهادها خواهد بود.

«۲۸ روز بعد» یا «Days Later 28» محصول ۲۰۰۲

شهر در اثر شیوع ویروس آلوده شده است و معدود بازمانده‌ها برای نجات از دست زامبی‌ها کار سختی دارند. این یک خط داستانی و فضای کلی در فیلم‌ها و سریال‌های ترسناک است؛ اما رویکرد فرمی متفاوت دنی بویل باعث شده تا «۲۸ روز بعد» نه‌تنها شبیه هیچ فیلم دیگری نباشد، بلکه بعد از بیست سال همچنان به‌عنوان یکی از بهترین نمونه‌های این‌گونه حساب شود.
بویل که به دلیل فیلم‌های تجربی‌اش در دهه‌ نود مشهور شده بود، اولین فیلمنامه‌ الکس گارلند (که بعدها به چهره‌ای سرشناس در میان طرفداران ژانر علمی-تخیلی تبدیل شد و با «فراماشین» تحسین‌های فراوانی دریافت کرد) را با کمک آنتونی داد مانتل فیلمبردار آثار توماس وینتربرگ در جریان جنبش هنری مدرن دگما۹۵ جلوی دوربین برد. البته دوربین دیجیتال که آن زمان هنوز بافت تصاویرش به ویدیو نزدیک بود و کمتر در جریان اصلی سینما موردتوجه قرار می‌گرفت.
در شرایطی که بریتانیا در اثر شیوع ویروس نابود شده است، شخصیت اصلی قصه با نقش‌آفرینی کیلین مورفی جوان تازه از کما بیدار می‌شود و پی می‌برد که بیست‌وهشت روز قبل دنیا زیرورو شده. همچنان تصویر فیلم در فصل‌های ابتدایی از لندن خالی از سکنه کم‌نظیر است؛ به‌هرحال همه فیلم‌های زامبی‌ای که قرار نیست شبیه «رزیدنت اویل» باشند!
موفقیت فیلم باعث شد که چندی بعد دنباله‌ آن هم با عنوان «۲۸ هفته بعد» ساخته شود که باز هم فیلم موفقی بود؛ ولی همان‌طور که تمام عوامل تغییر کرده بودند، رویکرد روایی و فرمی قسمت دوم هم کاملا متفاوت بود.

فیلم با موضوع شیوع ویروس

«میزبان» یا «The Host» محصول ۲۰۰۶

احتمالا بعد از بردن چهار جایزه‌ اسکار، بونگ جون هو خوشحال‌ترین مرد این روزهای آسیاست. اما بیش از یک دهه قبل بود که موفقیت «خاطرات قتل» به او جسارت داد تا فیلمسازی را در ابعاد بزرگ‌تری دنبال کند و نتیجه‌اش تبدیل‌شدن «میزبان» به پرفروش‌ترین فیلم تاریخ کره‌ جنوبی تا آن زمان بود. گرچه فیلم درباره‌ ماجرای پیدا شدن یک هیولا در خیابان‌های سئول است، بخشی از قصه به قرنطینه‌ مردمی برمی‌گردد که با هیولا تماس نزدیک داشته‌اند، چون هیولا ناقل یک ویروس خطرناک هم تشخیص داده شده است. تصویر فیلم از فضای قرنطینه در سطح شهر و تلاش شخصیت‌های اصلی برای فرار و نجات دیگر اعضای خانواده، تکان‌دهنده است و شاید شبیهش را در کمتر اثر دیگری ببینید.
حالا که به سراغ کره‌ای‌ها رفته‌ایم، بد نیست که یادی کنیم از فیلم دیگری که بعدا رکورد فروش را در سینماهای این کشور شکست: «قطار بوسان». مثل خیلی از فیلم‌های ترسناک، اینجا هم ماجرا درباره‌ شیوع یک ویروس مرگبار و تبدیل‌شدن افراد آلوده به زامبی است، اما رویکرد کره‌ای‌ها، با وجود تولید ارزان‌تر، فرق می‌کند و برخورد مردم عادی و دولت با یک بیماری درمان‌ناپذیر در حال گسترش به‌شدت تاثیرگذار ازکاردرآمده و می‌توان تاثیر فرهنگی همسایگی با کشوری چون کره شمالی را در روند دراماتیک قصه دید.

«فرزندان بشر» یا «Children of Men» محصول ۲۰۰۶

شهرت فیلم در میان علاقه‌مندان سینما بیشتر بابت دستاوردهای فنی آلفونسو کوآورون و امانوئل لوبسکی (فیلمبردار) در خلق صحنه‌های اعجاب‌انگیز است اما کسی اتمسفر فیلم را به این سادگی‌ها از یاد نخواهد برد. برخلاف اکثر فیلم های مربوط به شیوع ویروس و بیماری‌های واگیردار، اینجا قصه درباره اپیدمی یا تلاش برای مهار بیماری نیست و در آینده نزدیک توصیف‌شده در فیلم، نسل بشر قدرت تولید مثل را به دلیل شیوع یک بیماری مرموز در سال‌های گذشته از دست داده است. «فرزندان بشر»، قصه‌اش را سال‌ها پس از وقوع فاجعه اصلی روایت می‌کند و با آن که به جای وحشت زیستی در اصل به دنبال نمایشی از بحران معنویت در تمدن مدرن است، تصویری حیرت‌انگیز را از دنیایی نشان می‌دهد که تمام ارکان تمدن در آن کارایی خود را زیر سایه وحشت و ناامیدی از دست داده و مردم هم به بقا در چنین شرایطی راضی شده‌اند.
ربطی به فیلم ندارد اما شخصیت منفی رمان «دوزخ» اثر دن براون (که سال‌ها بعد نوشته شد)، هم با نقشه‌ای مشابه سعی دارد تا در مناطق پرجمعیت استانبول با انتشار ویروسی که حاصل مهندسی ژنتیک است، توان تولیدمثل در نسل بشر را کاهش دهد؛ به‌منظور جلوگیری از افزایش جمعیت زمین و نجات آیندگان. ایده‌ای که در اقتباس سینمایی ناموفق از رمان تغییر پیدا کرده است.

فیلم با موضوع شیوع ویروس

«شیوع» یا «Contagion» محصول ۲۰۱۱

این روزها همه این فیلم استیون سودربرگ را با حیرت تماشا می‌کنند و با دیدن رویکرد پیشگویانه‌ آن نسبت به شیوع ویروس جدید و بحران جهانی «کرونا»، می‌گویند که نکند توطئه‌ای در کار باشد؟ در مورد تئوری توطئه که نمی‌شود نظر داد؛ اما درباره‌ فیلم چرا.
سودربرگ زمانی فیلم را ساخت که دنیا پس از بحران یازده سپتامبر تحمل یک بحران بین‌المللی دیگر را نداشت و شیوع دو بیماری سارس و آنفولانزای خوکی و تلفات قابل‌توجه، نگرانی‌های گسترده‌ای را پیرامون یک اپیدمی مرگبار ایجاد کرده بود. سودربرگ در نظر داشت که بر اساس همین ترس عمومی یک تریلر نفس‌گیر بسازد اما نه به شیوه‌های معمول هالیوودی که نتیجه‌اش یک فیلم پرزرق‌وبرق باشد. برای همین، به همراه همکار فیلمنامه‌نویس‌اش اسکات زی. برنز تحقیق دقیق و جزیی‌نگرانه‌ای را پیرامون بیماری‌های ویروسی، چگونگی شیوع و مقابله با آن‌ها انجام دادند و سعی کردند که یک سناریوی فاجعه بر اثر آلودگی با یک ویروس کشنده را به طرزی واقع‌گرایانه و مبتنی بر ارائه‌ اطلاعات جانبی به تماشاگر روایت کنند. برای همین، حالا که بعد از ده سال فیلم را می‌بینید، میزان دقت و پیش‌بینی «شیوع» از یک بحران بیولوژیک غافلگیرکننده است.
مانند تمام کارهای سودربرگ، حضور پرشمار ستاره‌ها مانند مت دیمون، ماریون کوتیار، کیت وینسلت و… باعث شده تا تماشای فیلم برای عموم مخاطبان هم جذاب‌تر باشد.

«منطقه ممنوعه» یا «Hot Zone» محصول ۲۰۱۹

مینی‌سریالی که نشنال جئوگرافیک بهار گذشته با اقتباس دقیق و مستقیم از همان کتاب غیرداستانی ریچارد پرستون درباره شیوع ابولا منتشر کرد؛ رمانی که پیش‌تر الهام‌بخش سازندگان «شیوع» در سال ۱۹۹۴ شده بود. نکته اینجاست که همزمان با ساخت آن فیلم قرار بود که در اوایل دهه نود یک اقتباس سینمایی هم از کتاب پرفروش «منطقه ممنوعه» ساخته شود، این اتفاق نیفتاد تا سال ۲۰۱۸ که نسخه‌ تلویزیونی آن با حضور نام‌هایی چون ریدلی اسکات و جیمز وی. هارت (فیلمنامه‌نویس باسابقه‌ هالیوودی) در دستور کار قرار گرفت.
قصه در سال ۱۹۸۹ اتفاق می‌افتد، زمانی که بر اثر یک تصادف در آزمایشگاه مرکز کنترل بیماری‌ها، خطر انتشار و شیوع ویروس مرگبار ابولا در خاک آمریکا به وجود می‌آید و زمان محدودی برای جلوگیری از یک فاجعه‌ مرگبار باقی مانده است. این مینی‌سریال شش‌قسمتی با وجود سروشکل تا حدودی قدیمی‌اش، به دلیل روایت واقع‌گرایانه از چگونگی وقوع یک فاجعه‌ زیستی، با استقبال از سوی منتقدان و بینندگان مواجه شد و اگر فاصله زمان پخش آن از پدیده‌ای چون «چرنوبیل» بیشتر بود، مسلما شانس بیشتری برای دیده شدن پیدا می‌کرد.


شاید برایتان جالب باشد
6 نظر
  1. علیرضا می گوید

    سریال contanment را فراموش کردین

  2. الینا اراکلیان می گوید

    لیست خوبی بود مرسی.فیلم شیوع واقعا عالی بود و به اوضاع الان خیلی نزدیک هستش.۱۲ میمون هم فیلم خوبیست.در کل ممنون

  3. محسن می گوید

    سلام.. فیلم virouse که یک فیلم سینمایی چینی هست و من از شبکه استار ترکیه دیدم بیشتر شبیه همین واقعیت کرونا هست , ولی هر چقدر دنبالش میگردم نمیتونم پیدا کنم .

  4. میثم می گوید

    سلام
    یه فیلم بود که یه بیماری شیوع پیدا میکنه و یکی یکی حواس پنجگانه آدما از بین میره…اول فک کنم بویایی بعد حس چشایی مردم از بین میره.کسی اسمشو میدنه؟

    1. پیمان می گوید

      دقیقا بلایی که الان سر من اومده !!!!

  5. شهرزاد می گوید

    the perfect sense

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: