واکنش اولیه منتقدان به «آبادان یازده ۶۰» ساخته مهرداد خوشبخت؛ صدای جنگ

سابقه نداشته است که در جشنواره فیلم فجر، اثری از سینمای دفاع مقدس را شاهد نباشیم. سومین روز از جشنواره هم کار خود را با نمایش «آبادان یازده ۶۰» ساخته جدید مهرداد خوشبخت، کارگردان باسابقه سینمایی و تلویزیونی به‌پایان برد. فیلمی که روایتی ناگفته و ناشنیده دارد از اهمیت رادیو آبادان در روزهای ابتدایی جنگ دارد؛ از واکنش منتقدان به آن معلوم است که «آبادان یازده ۶۰» را به‌عنوان اثری صادقانه و بدون ادعاهای آنچنانی پذیرفته‌اند.
واکنش اولیه تعدادی از منتقدان به «آبادان یازده ۶۰» را در فیلیمو شات مرور می‌کنیم.


مریم قربانی‌نیا: «آبادان یازده ۶۰» با تلفیقی از صحنه‌های واقعی و مستند، روایتگر تلاش خبرنگاران و کارمندان رادیو ملی نفت آبادان برای اطلاع‌رسانی به مردم و ترغیب آنها به ایستادگی و دفاع در روزهایی است که پس از سقوط خرمشهر، آبادان نیز در معرض خطر سقوط قرار داشت. جلوه‌های ویژه میدانی و بصری در این فیلم به کمک تصاویر مستند موجود توانسته است حال و هوای آن‌روزهای آبادان و جنگ را به خوبی به تصویر بکشد و قصه‌ای حماسی را روایت کند.

بهمن عبدالهی: «آبادان یازده ۶۰» در میان آن دسته از فیلم‌هایی قرار می‌گیرد که تلاش می‌کنند یک واقعه تاریخی (اینجا تاریخ جنگ) را بازسازی کنند؛ تلاشی که کم و بیش به بار نشسته و برای کسی که از تاریخ جنگ تحمیلی عراق علیه ایران چیزی نمی‌داند یا کمتر می‌داند، می‌تواند تماشایی باشد. ساخت فیلمی اینچنین دو مشکل اساسی پیش‌روی سازندگان قرار می‌دهد: نخست، وفاداری به واقعیات تاریخی و مستندات و دوم، ایجاد یک درام که باید تماشاگر را تا انتها به دنبال خود بکشاند. مهرداد خوشبخت، بعد از ساخت چند فیلم در این عرضه دست به تجربه زده و می‌توان گفت که موفق عمل کرده‌است. گرچه در نیمه اول داستان، جذابیت‌های داستانی و ساختاری کمتر حالتا خبری دارد، در نیمه دوم فیلم را بهتر پیش می‌برد. سادگی در روایت و ترکیب آرشیو مستند با تصاویر بازسازی‌شده، از نقاط قوت فیلم است و بازیگران هم تلاش خوبی از خود نشان می‌دهند؛ خصوصا حسن معجونی در نقش مسیو.

امید ذاکرنیا: اولین فیلم با مضمون جنگ که در سومین روز جشنواره اکران شد؛ فیلم، داستانی بر اساس واقعیت را درباره نقش مهم رادیو آبادان در روزهای ابتدایی جنگ، سقوط خرمشهر و حصر آبادان روایت می‌کند. فیلم آنقدر موضوع جذاب و پر از تعلیقی دارد که ناخودآگاه تا آخرین لحظه‌ها دنبالش خواهید کرد. اما واقعیت این است که از لحاظ ساختاری، با وجود لحظه‌های خوب در دام کلیشه‌پردازی‌های رایج این نوع سینما گرفتار می‌آید. هنوز هم وقتی پای تیر و تفنگ وسط می‌آید، ناخودآگاه سینمای ایران دست‌ها را به نشانه تسلیم بالا می‌آورد.

علی ملاصالحی: برگی گمشده در ماجرای حصر آبادان را به تصویر می‌کشد که تماشایش برای علاقه‌مندان این مدل فیلم‌های دفاع مقدسی توصیه می‌شود؛ بی‌ادعا، ساده و استاندارد که ارزش یکبار تماشا، حتی در تلویزیون را دارد.

بهنام شریفی: یک فیلم به‌اندازه و قاعده که در حد و حدود خود تٲثیر می‌گذارد. گرچه موتور درامش دیر راه می‌افتد و ساختار روایی نویی ندارد، اما از زاویه‌ای تازه به مقوله جنگ نگاه می‌کند. مخاطب، نگران سرنوشت شخصیت‌ها می‌شود و تعلیق نهایی تٲثیرگذار است. بازی خوب علیرضا کمالی و بازی‌های کم‌وبیش تٲثیرگذار فیلم جزو نقاط قوت فیلم هستند. هرچند استفاده از تصاویر آرشیوی و سکانس‌های جنگی نهایی از لحاظ کارگردانی، کمابیش تلویزیونی هستند.


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.