واکنش اولیه منتقدان به «مردن در آب مطهر» ساخته نوید محمودی؛ مرثیه مهاجران بی‌وطن

«چند مترمکعب عشق» اولین ساخته برادران محمودی، یکی از پدیده‌های جشنواره سال ۹۲ بود. نوید در مقام نویسنده و کارگردان و جمشید در سمت تهیه‌کننده، عاشقانه‌ای تکان‌دهنده با پس‌زمینه‌ای اجتماعی درباره مشکلات مهاجران افغان ساخته بودند. محمودی‌ها با دو فیلم بعدی خود، «رفتن» و «شکستن همزمان بیست استخوان» موفق به کسب جایزه و واکنش منتقدان مثبت در جشنواره‌های بین‌المللی شدند، هرچند که فیلم‌هایشان چندان باب طبع بدنه سینمای ایران نبود. امسال، دوباره و با فیلم جدید خود به جشنواره فجر آمده‌اند. «مردن در آب مطهر» داستان تلاش جانفرسای چند جوان افغان برای مهاجرت را روایت می‌کند و بازیگران جوان و باآتیه‌ای چون علی شادمان، صدف عسگری و ندا جبرائیلی در آن ایفای نقش کرده‌اند.
ششمین روز از جشنواره فجر نیز با نمایش همین فیلم در پردیس ملت به کار خود پایان داد.
واکنش اولیه تعدادی از منتقدان را به «مردن در آب مطهر» در فیلیمو شات مرور می‌کنیم.


مریم قربانی‌نیا: قصه دردناک مهاجرانی که در بدترین شرایط و با سختی‌های بسیار، سعی در فرار از کشورشان دارند و در این راه با مشکلاتی مواجه می‌شوند، آزار می‌بینند و حتی کشته می‌شوند؛ اما بااین‌حال تمام مشکلات مهاجرت را به جان می‌خرند، چرا که نمی‌توانند شرایط بدتر کشورشان را تحمل کنند و به امید زندگی بهتر قدم در راهی می‌گذارند که پایانش نامعلوم است. نکته تلخ ماجرا اینجاست که این مسائل مختص افغان‌ها نیست، بلکه تمام مهاجران در سراسر جهان را شامل می‌شود.

علی نعیمی: «مردن در آب مطهر» ادامه منطقی آثار پیشین برادران محمودی است. فیلمی در نقد پذیرش مهاجرت و رخدادهای تلخ پیرامون آن که این بار با قصه‌ای لاغرتر سعی دارد مخاطب را نسبت به اندوه مردم افغان که در ایران زندگی می‌کنند، آگاه کند. فیلم برادران محمودی، به‌هیچ‌وجه اثری ضدایرانی نیست و هر آنچه که فراتر از فیلم به آن سنجاق شود جفا به اتمسفر اثر است. اگرچه نسبت به کارنامه خود فیلمساز اثری ضعیف به‌حساب می‌آید، باز هم در میان انبوه آثار فاقد دغدغه فیلم قابل‌احترامی است.

حمید سلیمی: درامی کم‌رمق که موتورش تازه در یک‌سوم پایانی روشن می‌شود. شخصیت‌ها و موقعیت‌های اصلی که تازگی ندارند، کلیشه‌ها، ریتم کند (که تقریبا درد مشترک تمام فیلم‌های امسال بوده) و اجرای بازیگر اصلی، عواملی هستند که لذت بردن از این محصول تازه خاندان محمودی را دشوار کرده. شائبه توهین به ایرانیان درباره این فیلم هم به‌صورت جدی مطرح شده است که من چنین چیزی را حس نکردم.

بهنام شریفی: روایت فیلم میان الگوی خرده‌پیرنگ و شاه‌پیرنگ سرگردان است؛ روایت، در حد و حدود ایده‌ اولیه‌ خود می‌ماند و پیرنگ گسترش پیدا نمی‌کند. شخصیت‌ها درست شکل نمی‌گیرند و فیلم نمی‌تواند مساله آدم‌هایش را برای مخاطبش مهم و سرنوشت آن‌ها را دارای اهمیت کند.


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.