واکنش اولیه منتقدان به «مغز استخوان» ساخته حمیدرضا قربانی؛ مصائب یک مادر ناچار

سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر به نیمه رسیده است و شور و هیجان در پردیس ملت، فیلم به فیلم بیشتر می‌شود. امروز، جشنواره کار خود را با نمایش «مغز استخوان» ساخته جدید حمیدرضا قربانی شروع کرد. واکنش منتقدان به این فیلم، بیشتر حول محور فیلمنامه چرخید.
قربانی که در میان سینمایی‌ها به‌عنوان دستیار اصغر فرهادی شناخته می‌شود؛ در اولین تجربه کارگردانی خود به سراغ «خانه‌ای در خیابان چهل و یکم» رفت که به موضوع قصاص و بحران اخلاقی درون یک خانواده می‌پرداخت. «مغز استخوان» که پریناز ایزدیار، بابک حمیدیان و جواد عزتی در آن ایفای نقش کرده‌اند باز هم درباره یک چالش انسانی و اخلاقی است؛ مادری که باید برای نجات جان فرزندش از سرطان، تصمیمی سخت بگیرد.
واکنش اولیه تعدادی از منتقدان به «مغز استخوان» را در فیلیمو شات مرور می‌کنیم.


امید ذاکرنیا: فیلمی با داستانی پیچیده ساخته حمیدرضا قربانی که چهره‌های مطرحی چون پریناز ایزدیار، بابک حمیدیان و جواد عزتی در آن بازی می‌کنند. بهار (قهرمان فیلم)، به خاطر نجات جان بچه‌اش حاضر است دست به هر کاری بزند و در این راه از خانواده گرم و شوهرش می‌گذرد. فیلم، پا به دنیای مسائل شرعی و حقوقی می‌گذارد و احتمالا از این نظر در معرض نقدهای تخصصی زیادی قرار می‌گیرد و پتانسیل خبرساز شدن را دارد.

سید آریا قریشی: مقدمه‌چینی مناسبی دارد و شخصیت اصلی، هدف و موانع اصلی بیش‌رویش را به ما معرفی می‌کند. با وجود این، داستان از جایی عملاً منحرف می‌شود؛ ناگهان با خط داستانی جدیدی روبه‌رو می‌شویم که به‌درستی به خط اصلی متصل نشده است، راه خود را می‌رود و نیمه‌کاره هم رها می‌شود. و البته کم‌توجهی به خط اولیه داستانی باعث می‌شود تا پایان‌بندی فیلم، بدون مقدمه و ناگهانی به نظر برسد.

بهنام شریفی: داستانک‌های فیلم آن‌قدر زیاد هستند و چنان گره پشت گره شکل می‌گیرد که فیلمنامه‌نویس نمی‌داند چگونه داستان را ببندد. امتیاز فیلم، بازی‌های خوب عزتی و ایزدیار است. «مغز استخوان» به‌شدت تحت الگوی فیلمنامه‌نویسی فرهادی است؛ تفاوت، در میزان منطقی بودن گره‌هاست. این حجم از پیچ‌خوردگی در یک روایت، کمی تا قسمتی غیرمنطقی است.

بهمن عبدالهی: «مغز استخوان» یک ملودرام خانوادگی است که خوب شروع می‌شود ولی خوب به‌پایان نمی‌رسد. مشکل اصلی فیلم، این نیست؛ درواقع داستان پروپیمانی دارد که می‌تواند هر بار ماجرای تازه‌ای رو کند. ظاهر امر، درگیری زن و شوهری است برای نجات فرزند سرطانی‌شان. اما به‌تدریج قصه‌های دیگری به میان می‌آید؛ هرکدام این‌ها داستانک‌ها می‌توانند پلات یک فیلم کامل باشند؛ همه این‌ها هست و هیچکدام هم نیست. مهم‌ترین قصه فیلم، واقعیت تنهایی زن در میان عرف و قانون و مهر مادری و عشق به همسر جدید است که در میانه آنهمه ماجرا، به پرداخت لازم و کافی نمی‌رسد.
«مغز استخوان»، دچار پراکنده‌گویی است و فرصتی کامل برای پرداختن به درونیات زن و شوهر اصلی فراهم نمی‌کند. بااین‌حال می‌شود فیلم را تا انتها تماشا کرد.


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.