فریادها و نجواها در پردیس ملت؛ در جشنواره فجر امسال چه خبر خواهد بود؟

آنچه در ادامه می‌خوانید، مربوط به ستون ویژه فیلیمو شات در روزنامه هفت صبح است که طی سی‌و‌هشتمین دوره جشنواره فجر، به‌صورت روزانه با شما همراه خواهد بود. افتتاحیه جشنواره روز گذشته برگزار شد و ما در دومین گام، به ویژگی های جشنواره فجر ۹۸ می پردازیم که به آن چهره‌ای منحصربه‌فرد بخشیده است.


همان‌طور که در ستون قبلی هم گفتیم، در این دوره از جشنواره فیلم فجر همانند دوره‌های قبلی، در طول تماشای فیلم‌ها و البته سروکله زدن با حواشی پس‌وپیش از نمایش، حواسمان می‌رود پی فردها، ایده‌ها و تم‌های حاضر در آثار. این که چه کسانی فیلم‌ها را ساخته‌اند و از دل ساخته‌هایشان چه حرف‌هایی بیرون کشیده می‌شود. از این منظر، جشنواره امسال یک مورد خاص و متفاوت به شمار می‌آید، قبل از رفتن به سراغ فیلم‌ها، باید به مختصات، مشخصات و همچنین ویژگی های جشنواره فجر سی‌و‌هشتم دقت کنیم.

در جستجوی هویت

ترکیب نهایی فیلم‌‌های حاضر در جشنواره فجر (که بخشی از آن برمی‌گردد به سلیقه هیئت انتخاب)، ممیزی‌های فرامتنی و مهم‌تر از همه شرایط تولید در سال گذشته، بیانگر یک نکته مهم است: بیش از هر زمان با فیلمسازانی مواجهیم که هنوز سعی در تعریف هویت خود دارند.
حتی فیلمسازانی از نسل‌های قبلی مثل مسعود کیمیایی، ابراهیم حاتمی‌کیا و مجید مجیدی به جای آن که با همان هویت و شناسنامه‌غالب خودشان به جشنواره بیایند، سعی کرده‌اند که تعریف تازه‌ای از خود و سینمایشان ارائه دهند. کیمیایی برای اولین بار بعد از شاید دو دهه، فیلمی ساخته که در آن خبری از بازیگران کاریزماتیک و واجد شمایل ستارگی نیست. داستان «خون شد» هم ساده و جمع‌وجورتر (این به معنای عمیق نبودن نیست) از آن است که پشت ایده‌ها و حرف‌های بزرگ مولفش پنهان شود. این چالشی تازه برای فیلمسازی در آستانه دهه نهم زندگی‌اش به‌حساب می‌آید که می‌خواهد ثابت کند هنوز زمان بازنشستگی‌اش فرانرسیده است. مجید مجیدی بیش از یک دهه را به ساختن بیگ‌پروداکشن‌های بین‌المللی گذرانده و عملا از جریان اصلی سینمای ایران فاصله گرفته. «خورشید» بازگشت مجیدی به شکلی از فیلمسازی است که کمال آن به «بچه‌های آسمان» و «آواز گنجشک‌ها» منجر شده بود؛ گرچه همان فیلم‌ها برای شرایط امروز سینمای ایران زیادی ساده و مهربانانه‌اند. حاتمی‌کیا بعد از تلاش برای ساخت تریلرهای نفسگیر با مایه‌های سیاسی، با یک‌مشت پیرمرد سوار بر تراکتور به دنبال روایتی معترض به وضعیت امروز ایران است. چه موفق و چه ناموفق، از هر سه نفر آن‌ها در جشنواره امسال فیلم‌ها و چهره‌های تازه‌ای خواهیم دید.

در میان باقی حاضران جشنواره، اکثرا با فیلمسازانی مواجهیم که نهایتا روی پله فیلم دوم یا سوم در کارنامه خود ایستاده‌اند و برای تثبیت به گامی محکم نیاز دارند. امثال سامان سالور، کیوان علیمحمدی و نیکی کریمی هم که در دهه هشتاد با فیلم‌های تجربی به سینمای ایران آمدند، بعد از چند تجربه، خواستند شانس خود را در سینمای بدنه دنبال کنند، اما گذار برای آن‌ها خیلی سخت و طولانی شد؛ درنتیجه، فیلم‌های امسال برایشان حکم نوعی بازگشت را دارد. در این میان، محمدحسین مهدویان را هم می‌بینیم که می‌خواهد شتاب و رشد خود را حفظ کند و از شر برچسب‌هایی که منتقدان به او زده بودند، خلاص شود.
در مورد بازیگران هم با مورد مشابهی مواجهیم. خبری از ستاره‌های همیشگی نیست که جشنواره با آن‌ها روی‌دربایستی دارد و انگار جایزه دادن بهشان وظیفه است. در عوض، نام‌هایی که از الان کنجکاوی‌ها را برانگیخته، برای نمایشی متفاوت از شمایل قبلی خود با چالشی سخت مواجه بوده‌اند.

حرف‌های بزرگ، حرف‌های کوچک

امسال تعداد فیلم‌هایی که ریخت‌وپاش‌های اساسی در تولید داشته‌اند به انگشتان دو دست هم نمی‌رسد، فیلم‌هایی که مسیری غیر از اقتصاد وابسته به گیشه را در سینمای ایران طی کرده‌اند. در عوض، حرف‌های بزرگ را هم باید در همین فیلم‌ها جستجو کرد؛ آثاری که محصول یک نگاه، جریان یا تفکرند و برای بیان حرفی بزرگ و موثر، چنین تولیدی را تدارک دیده‌اند. حالا این که فرایند تولید چطور پیش رفته و نتیجه کار چقدر با ایده‌های اولیه سازگار شده، بحث دیگری است.
در کنار این، به فیلم‌های جشنواره که نگاه می‌کنیم، فاصله از جریان اصلی و سینمای بدنه بیشتر می‌شود. تعداد فیلم‌های ارزان و بدون بازیگرِ چهره کم نیست. خیلی از فیلمسازها، که هنوز صفحات و خطوط زیادی در کارنامه آن‌ها دیده نمی‌شود، صرفِ فیلم ساختن برایشان یک چالش حل‌نشدنی بوده است؛ پس چاره‌ای نداشته‌اند جز این که تا می‌توانند گام خود را آرام، کوچک و مطمئن بردارند که حداقل بتوانند یک فیلم را به‌پایان برسانند. در کنار روایت‌های کلان و معدودی که گفتیم، جشنواره پر خواهد بود از خرده‌روایت‌هایی از جامعه امروز ایران. باید دید که در این روایت‌های خرد و کوچک، تا چه حد می‌توانیم نگاه‌های تازه، ایده‌های نو و حرف‌های بزرگ پیدا کنیم. کار سختی خواهد بود!


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.