۱۰ فیلم برتر ژانر تریلر در تاریخ سینما؛ از «انگل» تا «طلسم‌شده»

از بین تمامی ژانرهای سینما، شاید تعریف ژانر «تریلر» از همه سخت‌تر باشد؛ این ژانر شامل فیلم‌‎های مهیج، دلهره‌آور و تعلیقی می‌شود. مخفی‌کردن اطلاعات از تماشاگر، سکانس‌های تعقیب و گریز و مبارزه، موقعیت‌های خطرناک و تضاد کاراکترها یا وجود یک نیروی خارجی تهدیدکننده از مؤلفه‌های ژانر تریلر هستند. آیا واقعاً تفاوتی بین یک فیلم تریلر و یک فیلم نوآر وجود دارد؟ آیا تریلرها همان فیلم‌های اکشن یا فیلم‌های ترسناک تلطیف‌شده با ته‌مایه‌هایی از دیگر ژانرها هستند؟ تعریف فیلم تریلر و شناخت تفاوت آن با ژانرهای مشابه آن‌قدر دشوار است که بسیاری تنها به این جمله بسنده می‌کنند: «نمی‌دانم تریلر چیست اما وقتی تماشاگر یک فیلم باشم که المان‌های خاصی داشته باشد، متوجه خواهم شد که این فیلم، یک فیلم تریلر است.»
با فیلیمو شات همراه باشید تا با معرفی ۱۰ فیلم برتر ژانر تریلر، کمی بیشتر با این ژانر آشنا شویم.


همانطور که گفتیم اگرچه تعریف فیلم‌های تریلر دشوار است اما برخی المان‌های کلیدی در تمامی آنها وجود دارد: مضامینی همچون بی‌قاعده و متغیر بودن حقیقت، ماهیت غیرقابل‌انکار ظلم بشر و ته‌‎مایه‌هایی همچون سایه، رویا، جنایت، پارانویا، توطئه و تعلیق، عناصر تشکیل دهنده اکثر فیلم‌های تریلر هستند. شاید بهترین راه برای شناخت بیشتر، تماشا و بررسی بهترین فیلم‌های ژانر تریلر باشد.

آثاری که در ادامه معرفی می‌شوند علاوه بر دلایل بی‌شمار، به یک دلیل اساسی انتخاب شده‌اند: آنها به تعریف مؤلفه‌های ژانر تریلر کمک کرده‌اند.

۱- «سکوت بره‌ها»

آنتونی هاپکینز و جودی فاستر در نمایی از فیلم سکوت بره‌ها

فیلم «سکوت بره‌ها» (با عنوان اصلی «The Silence of the Lambs») شاهکار جاناتان دمی است. این اثر با روایت داستان یک کارآموز جوان اف‌بی‌آی که مأموریت دارد برای پیدا کردن قاتلی زنجیره‌ای با روان‌پزشکی ترسناک معروف به دکتر هانیبال لکتر صحبت کند، در مرز بین فیلم‌های تریلر و فیلم‌های ترسناک قرار گرفته است. «سکوت بره‌ها» که در سال ۱۹۹۱ اکران شده، جزو معدود فیلم‌های ترسناکی است که برنده جایزه اسکار شد.

«سکوت بره‌ها» از آن دسته آثار ترسناک، خشن و پر از صحنه‌‎های خون‌ریزی نیست، اما موضوع فیلم کاملاً وحشتناک است. کلاریس استارلینگ (با بازی جودی فاستر) با آرزوی تحقق عدالت به اف‌بی‌آی پیوسته است؛ او چندان شجاع نیست اما ترسش را زیر پوسته پلیسی‌اش پنهان کرده و با ارائه و مصمم سعی در حل پرونده قتل‌های زنجیره‌ای دارد. کلاریس می‌خواهد به کمک روان‌پزشکی خونخوار و محبوس در بند به نام دکتر هانیبال لکتر (با بازی آنتونی هاپکینز) قاتلی سریالی معروف به بیل بوفالو (با بازی تد لواین) را دستگیر کند. اگرچه شکار یک قاتل زنجیره‌ای به اندازه کافی جذاب است اما جاناتان دمی از این پیش‌زمینه خونین به عنوان راهی برای کندوکاو پویایی جنسیت، زندگی عاطفی و ترومای روحی شخصیت اصلی فیلم استفاده می‌کند.


نقد فیلم «سکوت بره ها» را در فیلیمو شات بخوانید؛ شیرجه در اعماق ذهن دیگران


انتقادات پیرامون نحوه برخورد فیلم با مسئله تراجنسیتی، درست و به‌جاست اما داستان آن‌قدر ظریف و دقیق به تصویر کشیده شده که فیلم می‌توانست بسیار بیشتر موردتحسین قرار گیرد. «سکوت بره‌ها» توانست ۵ جایزه اسکار دریافت کند: بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اصلی مرد برای آنتونی هاپکینز، بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای جودی فاستر، بهترین کارگردانی برای جاناتان دمی و بهترین فیلمنامه اقتباسی برای تد تلی. این فیلم امتیاز ۸.۶ را از آی‌ام‌دی‌بی، ۹۶ را از راتن تومیتوز و ۸۵ را از متاکریتیک دریافت کرده و در جایگاه بیست‌وسومین فیلم برتر تاریخ از دیدگاه آی‌ام‌دی‌بی قرار گرفته است.

بنر سکوت بره ها

۲-«غریزه اصلی»

فیلم «غریزه اصلی» (با عنوان اصلی «Basic Instinct») به کارگردانی پل ورهوفن در سال ۱۹۹۲ ساخته شده است. اگرچه آثار ورهوفن همیشه در مرز بین فیلم خوب و فیلم بد گام برمی‌دارند اما باید اذعان کرد از لحاظ هنری نبوغ‌آمیز هستند. «غریزه اصلی» شاید با یک صحنه به‌خصوص و جذاب با بازی شارون استون بر سر زبان‌ها افتاده باشد اما بی‌شک نمی‌توان فیلم را تنها به این نوع صحنه‌هایش خلاصه کرد.

«غریزه اصلی» ۲۸ سال پیش اکران شد اما در همان زمان هم نوآوری زیاد در به تصویر کشیدن روابط میان انسان‌ها داشت. جانت ماسلین، منتقد ادبی روزنامه نیویورک تایمز، در ستایش «غریزه اصلی»، آن را با آثار آلفرد هیچکاک مقایسه کرده بود و این اوج آرزوهایی هنری هر کارگردانی است. اما همانند بهترین فیلم‌های تاریخ سینما که همیشه مخاطبانشان را به دو دسته کاملاً موافق و کاملاً مخالف تقسیم می‌کنند، این فیلم نیز هواداران پرشور و مخالفان سرسختی دارد.

فیلم «غریزه اصلی» داستانی قتل یک ستاره سابق موسیقی راک به نام جانی باز را روایت می‌کند. پس از بررسی‌ها مشخص می‌شود که قاتل، یک زن بوده و این موضوع کارآگاه نیک کوران (با بازی مایکل داگلاس) را به کاترین (با بازی شارون استون)، محبوبه ثروتمند جانی، مظنون می‌کند. ماجرا زمانی جالب می‌شود که نیک متوجه می‌شود کاترین در یکی از رمان‌هایش جنایتی کاملاً مشابه با قتل جانی را توصیف کرده است. اما کاترین ادعا می‌کند که کسی برایش پاپوش دوخته. در ادامه، حوادثی رخ می‌دهند که بیننده را تا انتها میخکوب فیلم می‌کنند.

شارون استون و مایکل داگلاس در فیلم غریزه اصلی

۳-«یادگاری»

هواداران سینما قطعاً حس خوبی نسبت به سال‌های پایانی قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم دارند. یکی از فیلم‌هایی که در آن دوران ساخته شد، «یادگاری» (با عنوان اصلی «Memento») بود؛ داستانی مرموز و عجیب به روایت کریستوفر نولان. این فیلم، شاید تنها فیلم جریان بدنه سینما باشد که داستانش را به طور کامل رو به عقب روایت کرده است. نولان در «ممنتو» داستان مردی به نام لئونارد شلبی (با بازی گای پیرس) را روایت می‌کند؛ کسی که حافظه کوتاه‌مدت خود را از دست داده و حالا با کمک عکس‌ها، یادداشت‌ها و خالکوبی‌ها سعی دارد قاتل همسرش را پیدا کند.


نگاهی به کارنامه‌ سینمایی کریستوفر نولان؛ رؤیاهایت را بزرگ‌تر کن


اگرچه ممکن است «یادگاری»، زیبایی‌شناسی دیگر آثار نولان را نداشته باشد اما ژست آوانگارد در پس غرور احمقانه فیلم نشانه‌ای از جاه‌طلبی بلندپروازانه برای یک فیلم جریانه بدنه است. نولان به هر طریقی که توانسته، داستانی جذاب با یک پایان رضایت‌بخش ارائه داده است.

۴- «انگل»

«انگل» (با عنوان انگلیسی «Parasite») یک فیلم کره‌ای به کارگردانی بونگ جون-هو است که در سال ۲۰۱۹ ساخته شد. این اثر یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر سینما در سرتاسر جهان است چرا که موضوع و داستان فیلم به دغدغه‌هایی جهان‌شمول می‌پردازد. آکادمی اسکار با اعطای ۴ تندیس ازجمله جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم بین‌المللی به شایستگی از «پاراسایت» تقدیر کرد.

اگرچه فیلم با چند پیچ‌وتاب واقعاً غیرمنتظره، به خوبی حس و حال یک داستان مرموز و تعلیق‌آمیز را به مخاطب منتقل می‌کند، اما «انگل» همچنین تفسیری تند، تلخ، آشکار و نیمه مارکسیستی از دشواری‌های فرار از فقر و اختلاف طبقاتی روزافزون ارائه می‌دهد. بونگ جون-هو پیش از آن که منتقدان عام نبوغش را تحسین کنند، مجموعه‌ای از فیلم‌های شگفت‌انگیز و متحیرکننده ساخته، اما «انگل» بهترین فیلم او تا حال حاضر است.

۵- «جاده مالهالند»

کابوس‌های عمیق و غیرقابل دسترس دیوید لینچ (خالق آثاری همچون سریال «توئین پیکس» (با عنوان اصلی «Twin Peaks») و فیلم «مخمل آبی» (با عنوان اصلی «Blue Velvet»)) برخی از تفرقه‌آورترین فیلم‌های تاریخ سینما را خلق کرده‌اند؛ هوادارانش عاشق استقبال کم‌نظیر او از سورئالیسم هستند و مخالفانش او را برای خلق احساسات زجرآور سرزنش می‌کنند.


شفاف‌سازی فیلم جاده مالهالند و جهان‌بینی دیوید لینچ


درست است که فیلم «جاده مالهالند» (با عنوان اصلی «Mulholland Drive») قصه‌ای منسجم ندارد اما اگر بتوانید منطق رویاها را درک کنید، چیزی عجیب و غریب و دیوانه‌کننده در مورد کیهان‌شناسی ارعاب‌آور لینچ در وجودتان ریشه خواهد کرد. هیچ‌کس نمی‌تواند زیبایی الهام‌گرفته از ژانر نوآر در این فیلم را انکار کند؛ همانطور که هیچ منتقدی نمی‌تواند قدرت نائومی واتس در بازیگری را انکار کند. واتس در این فیلم نقش هنرپیشه جوانی را ایفا می‌کند که برای بازی در هالیوود از کانادا به لس‌آنجلس آمده است. آشنایی او با یک زن مرموز اتفاقاتی پیچیده را رقم می‌زند که توصیف داستان فیلم در چند خط را عملاً غیرممکن می‌کند. تنها کاری که آن را به شما توصیه می‌کنیم دیدن چندباره فیلم و مطالعه در مورد آن است.

بنر جاده مالهالند

۶- «بانوی انتقام»

فیلم‌های انتقام‌جویی کره‌ای در اصل بخشی مهم از ژانر تریلر هستند. فیلم «بانوی انتقام» (با عنوان اصلی «Lady Vengeance») به کارگردانی پارک چان-ووک یکی از همین آثار است اما چنان که باید مورد تحسین قرار نگرفته است. «بانوی انتقام» در واقع سومین فیلم از سه گانه انتقام این کارگردان است. پس از دو فیلم «همدردی با آقای انتقام» (با عنوان انگلیسی «Sympathy for Mr. Vengeance») و «اولدبوی» (با عنوان انگلیسی «Oldboy»)، پارک چان-ووک آخرین فیلم این تریلوژی را در سال ۲۰۰۵ منتشر کرد. این سه فیلم برخلاف اکثر سه‌گانه‌ها ارتباط زیادی با هم ندارد اما هر سه فیلم المان‌های ژانر تریلر را به تصویر کشیده‌اند.

بنر پیر پسر

«بانوی انتقام» نتوانست محبوبیت دو فیلم قبلی را تکرار کند اما با این حال هنوز هم می‌توان آن را اثری منحصر به فرد و جذاب دانست. داستان فیلم در مورد زنی است که پس از ۱۳ سال حبس به جرم آدم‌ربایی و قتل یک پسربچه، به تازگی از زندان آزاد شده و حالا می‌خواهد از کسی که او را بی‌گناه به زندان انداخته انتقام بگیرد. بازی لی یونگ آئه (بازیگر نقش یانگوم در سریال «جواهری در قصر») در این فیلم کم‌نظیر است و همین باعث شده او جوایز زیادی برای این نقش دریافت کند.

فیلم بانوی انتقام

۷- «میزری»

«میزری» نام رمانی در ژانر تریلر روان‌شناختی به نویسندگی استیون کینگ است. کینگ در این رمان داستان نویسنده‌ای مشهور به نام پل شلدن را روایت می‌کند که می‌خواهد آخرین بخش کتابش را با مرگ قهرمان به پایان برساند. شلدن در راه بازگشت به خانه بر اثر لغزندگی جاده تصادف می‌کند و وقتی چشم باز می‌کند، خود را اسیر کسی می‌بیند که از قضا عاشق نوشته‌های شلدن است.
فیلم «میزری» (با عنوان اصلی «Misery») اثری فوق‌العاده با فضایی تاریک و تعلیق‌آمیز به کارگردانی راب رینر است. کتی بیتس با بازی دیوانه‌وار خود در این فیلم به یک نماد برای نقش‌های ترسناک سینما تبدیل شد. در صحنه‌‎ای از فیلم شاهد شکسته‌شدن پا هستیم و این سکانس یکی از تهوع‌آورترین لحظاتی است که در تاریخ سینما به تصویر کشیده شده است. نکته جالب این‌جاست که آثار استیون کینگ صدهابار مورد اقتباس قرار گرفته‌اند اما «میزری» تنها فیلم اقتباس شده از آثار اوست که برنده جایزه اسکار شده؛ البته این اسکار مربوط به نویسندگی نیست و جایزه اسکار تنها به بازی کتی بیتس اعطا شده است.

۸- «رانندگی»

منتقدان ادعا می‌کنند که فیلم نئو-نوآر نیکلاس ویندینگ رفن نمونه‌ای ناشیانه از غلبه سبک به متن است، اما تعداد روزافزون هواداران سبک خاص فیلم «رانندگی» یا «راندن» (با عنوان اصلی «Drive») نشان می‌دهد که وقتی این غلبه به شکل درست انجام شده باشد، فیلمی موفق خلق خواهد شد. مناظر وحشیانه درهم‌آمیخته با لامپ‌های نئونی، دیالوگ‌های مینیمالیستی در مورد هستی، طراحی زیبا و اغراق‌آمیز لباس‌ها و موسیقی متأثر از سبک ایتالو دیسکو به نگارش جانی جول تمام ویژگی‌هایی هستند که این اثر را منحصر به فرد می‌کنند.

فیلم «رانندگی» ما را با نوع دیگری از فیلم‌های اکشن آشنا می‌کند؛ جایی که المان‌های این ژانر به‌شکلی هنری به تصویر کشیده می‌شوند. حسین امینی، فیلمنامه‌نویس ایرانی‌تبار، بر اساس کتابی به همین نام نوشته جیمز سالیس، داستان یک راننده بدلکار (با بازی رایان گاسلینگ) را روایت می‌کند که روزگارش را با بدلکاری در سینما، کار روزانه در گاراژ مکانیکی و رانندگی شبانه برای خلافکاران سپری می‌کند. جلب شدن توجه او به همسایه‌اش (با بازی کری مولیگان) و پیدا شدن سروکله یک سرمایه‌گذار ثروتمند، اتفاقاتی را در ادامه رقم می‌زنند که ما را تا انتها مجذوب فیلم می‌کنند.

۹– «طلسم‌شده»

مگر می‌شود جایی واژه تعلیق مطرح شود و نامی از آلفرد هیچکاک بزرگ به میان نیاید. اگر کسی وجود داشته باشد که بتوان نگارش اولیه المان‌های ژانر تریلر را به او نسبت داد، آن فرد کسی نیست جز آلفرد هیچکاک. آثار محبوب‌تر یا تحسین‌شده‌تر او همچون «پنجره عقبی» (با عنوان اصلی «Rear Window») و «روانی» (با عنوان اصلی «Psycho») قطعاً شایسته حضور در فهرست فیلم‌های برتر ژانر تریلر بودند اما سکانس‌های رویایی فیلم «طلسم‌‎شده» (با عنوان اصلی «Spellbound»)، که ما را به یاد نقاشی‌ها و تفکرات سالوادور دالی می‌اندازند، اثری جادویی خلق کرده‌اند که مخاطب را درگیر داستان جنایی وحشتناک فیلم می‌کند.
فیلم «طلسم‌شده» داستان دکتری جوان به نام آنتونی ادواردز (با بازی گریگوری پک) را روایت می‌کند که به سِمَت مدیریت یک مرکز روان‌پزشکی منصوب شده، اما کمی بعد معلوم می‌شود که این جوان، دکتر واقعی نیست و در حقیقت، بیماری روانی اما بی‌گناه است که خود را جای دکتر ادواردز جا زده است. در این میان، عشق دکتر پترسن (با نقش‌آفرینی اینگرید برگمن) باعث می‌شود تا او سعی کند این جوان را نجات دهد. هیچکاک در این فیلم بیش از یک پیچ و تاب آوانگارد ارائه داده است: دو قاب قرمز که در پایان‌بندی فیلم ظاهر می‌شوند و نمونه‌ای اولیه از استفاده تجربی از رنگ در سینمای جریان بدنه را به تصویر می‌کشند.

۱۰- «چشمان کاملاً بسته»

فیلم «چشمان کاملاً بسته» (با عنوان اصلی «Eyes Wide Shut») شاید کمتر از دیگر آثار استنلی کوبریک مورد توجه قرار گرفته باشد؛ به نظر می‌رسد داستان‌هایی که حول محور فرقه‌های شیطانی می‌چرخند از دیدگاه عموم مناسب روایت نیستند. «چشمان کاملاً بسته» یا «چشمان بازِ بسته» داستان دکتر ویلیام هارفورد (با بازی تام کروز) و همسرش آلیس (با نقش‌آفرینی نیکول کیدمن) را روایت می‌کند. پس از شرکت در یک میهمانی، ویلیام و آلیس به خانه برمی‌گردند و بحث آنها پیرامون روابط و مونولوگ آلیس در باب خاطرات عشقش نسبت به مردی دیگر، حسادتی در دل ویلیام ایجاد می‌کند که او را به یک مراسم مخفی بالماسکه می‌کشاند؛ جایی که اتفاقاتی عجیب و مرموز برای ویلیام رخ می‌دهند.


کارنامه فیلمسازی استنلی کوبریک؛ کاوش در معنای زندگی


هنگام ساخت فیلم، تام کروز و نیکول کیدمن در دنیای واقعی زن و شوهر بودند و تنش بین آنها در زندگی زناشویی به خوبی باعث باورپذیری فیلم شده است. آنها چندی بعد از هم جدا شدند اما دید سینمایی زیبای کوبریک در این فیلم به طور کامل به تصویر کشیده شد. کوبریک در این فیلم فضایی مالیخولیایی، مضطرب‌کننده و دلگیر خلق کرده است که بیننده را متحیّر می‌کند.

تام کروز در نمایی از فیلم چشمان کاملا بسته

برای آشنایی با انواع ژانرهای سینمایی با فیلیمو شات همراه باشید


منبع: The Manual

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.