هنر خنداندن؛ پرویز پرستویی چگونه گیشه‌ها را فتح می‌کند؟

آخرین ساخته مصطفی کیایی با فروشی بیش از ۳۷ میلیارد تومان، پرفروش‌ترین فیلم سینمای ایران در سال گذشته بوده است و با شکستن رکورد فروش «هزارپا» فاصله زیادی ندارد. فیلمی که با واکنش‌های ضدونقیضی مواجه شده است و بسیاری، عامل موفقیت آن را بها دادن به فرهنگ عامه‌ زیرزمینی و سانسور شده در گفتمان رسمی می‌دانند. اما در این میان نباید از یک نکته غافل شد: بازگشت پرویز پرستویی، ستاره سال‌های دور سینما به ژانری که تسلطش را به آن در دهه‌های گذشته اثبات کرده بود.
«مطرب»، داستان خواننده‌ای درجه‌دو را روایت می‌کند که پس از سال‌ها سعی دارد تا برای برگزاری یک کنسرت از کشور خارج شود. پرستویی نقش ابراهیم خوش‌لحن را ایفا کرده است و بار اصلی فیلم را به دوش می‌کشد. برای تماشاگران کم‌سن‌وسالی که شاید به دیدن پرستویی در نقش‌های کمدی عادت ندارند، «مطرب» غافلگیرکننده است. پس بد نیست تا به دو دهه قبل برگردیم و با مرور کارنامه این بازیگر یگانه در تاریخ سینمای ایران، به یاد بیاوریم که پرستویی چگونه بارها توانسته است درعرصه کمدی گیشه سینمای ایران را تسخیر کند.
برای مرور نقش‌های کمدی کارنامه پرویز پرستویی با فیلیمو شات همراه باشید.


«آدم برفی» محصول سال ۱۳۷۳

تعریف می‌کنند که بعد از همان نمایش‌های اولیه از «آدم‌برفی»، فریدون جیرانی درباره بازی پرستویی نوشته بوده است که به‌زودی به بازیگری پولساز در سینمای ایران تبدیل می‌شود. همین که کنار اکبر عبدی زن‌پوش حضور داشته باشی و زیر سایه او قرار نگیری، دستاورد بزرگی است؛ چه برسد به پرستویی که مخاطب سینمای ایران بیشتر او را با نقش‌های موجه و سنگین در فیلم‌ها و سریال‌هایی چون «امام علی» و «آپارتمان» می‌شناخت.

پرستویی در «آدم‌برفی» نقش جواد کلک وردست اسی دربه‌در (داریوش ارجمند) را بر عهده دارد و تلاش می‌کند تا تمام مناسک و ملزومات نقش وردست در فیلمفارسی‌ها را به جا بیاورد. هرجا که در صحنه حضور دارد، ریتم و لحن صحنه را با حرافی و نمک ریختن یا بده و بستان با سایر بازیگرها کنترل می‌کند. «آدم‌برفی» نه‌تنها اولین حضور پرستویی در عرصه کمدی است، آخرین حضور او در نقش مکمل نیز حساب می‌شود؛ بعد از این به‌ندرت پیش آمد که پرستویی نقش مکمل بازی کند.

«لیلی با من است» محصول سال ۱۳۷۵

با وجود این که فیلم موفقی بود و باعث شد که پرستویی دیده شود و کمال تبریزی در سینمای ایران جهش چشمگیری را تجربه کند، نسخه مینی‌سریال و طولانی‌تر «لیلی با من است» در تلویزیون بیشتر دیده شده است. صادق مشکینی، فیلمبردار ساده‌ای است که ظاهر و باطنش با هم فرق می‌کند. فیلمبردار عروسی است و نوار غیرمجاز تکثیر می‌کند اما برای ماموریت تهیه گزارش به جبهه می‌رود، درحالی‌که از ترس شهید شدن دارد سکته می‌کند. کمدی سوءتفاهم‌ها در جبهه مدام تشدید می‌شود؛ وقتی که تلاش صادق برای دور زدن و برگشتن به خانه نتیجه عکس می‌دهد و آخر کار در خط مقدم با آرپی‌جی تانک‌های عراقی را می‌ترکاند!

امروز شاید «لیلی با من است» خیلی عجیب‌وغریب به نظر نرسد اما در سال‌های میانی دهه هفتاد، این نوع شوخی با گفتمان رسمی و حاکم در جامعه تابو و حرف مگو بود و پرستویی، تبریزی و رضا مقصودی (نویسنده فیلمنامه) با ظرافت و تعادل، موفق به اجرای آن شدند. این تجربه موفقیت‌آمیز کارنامه پرویز پرستویی در ایفای نقشی با وجود دوگانگی لحن و کاراکتری که دارد حقیقت وجودی خود را پنهان می‌کند، بعدا در «مارمولک» به کمکش آمد.

«مرد عوضی» محصول سال ۱۳۷۶

سال ۱۳۷۷، سه فیلم از پرویز پرستویی اکران شد: «آژانس شیشه‌ای»، «روانی» و «مرد عوضی»؛ به دلیل شرایط اکران آن سال‌ها، در مواردی حتی ممکن بود سه فیلم را همزمان در سینماها ببینید.
در ادامه‌ رویکرد جدید حوزه‌ هنری برای توجه بیشتر به مخاطب و اصل قرار دادن سرگرمی، محمدرضا هنرمند با یک کمدی هجوآمیز و دیوانه‌وار به سینماها آمد. «مرد عوضی» درباره‌ دانشمند بدبختی بود که فرمولی جدید و جادویی برای پودر لباسشویی پیدا کرده است اما کسی تحویلش نمی‌گیرد. مرگ اتفاقی او و صاحب یک کارخانه بزرگ مواد شوینده، باعث می‌شود که پزشکان در اقدامی نادر و مخفیانه مغز او را در سر رییس کارخانه، داریوش جم با نقش‌آفرینی پرویز پرستویی جای بگذارند. جم بعد از به هوش آمدن، به آدم جدیدی تبدیل می‌شود اما خاطرات گذشته و تناقضات کنار آمدن با زندگی جدید دست‌بردار نیست.

همین الان هم با تماشای چنین کمدی عجیب و دیوانه‌واری که سه دهه قبل در سینمای ایران ساخته شده است، فک‌تان به زمین می‌خورد؛ تماشاگران آن موقع که جای خود داشتند. مسلما بدون حضور پرستویی در نقش اصلی، «مرد عوضی» ممکن بود به کمدی لوس و بی‌مزه‌ای تبدیل شود اما پرستویی که لحن را درک کرده و از فانتزی آن آگاه است، خودش را به خوبی با موقعیت‌های جفنگ فیلم تطبیق می‌دهد.
تماشاگران سینمای ایران در آن زمان پی بردند پرستویی چهره‌ای است که برای سینما رفتن می‌توانند به او اطمینان کنند؛ در هر لحن و ژانری.

«مومیایی ۳» محصول سال ۱۳۷۸

موفقیت «مرد عوضی» به سازندگانش اجازه داد تا دیوانه‌بازی‌های خود را با شدت و حرارت بیشتری تکرار کنند؛ تا حدی که در تمام این سال‌ها هیچ‌وقت پیش نیامد که این فیلم بدون حذف و سانسور از رسانه ملی پخش شود!
یک مومیایی باستانی در کشور پیدا شده است و به معرض نمایش گذاشته می‌شود. جناب سروان قربانی رییس کلانتری منطقه، که به دلیل بدهی فعلا کلانتری در یک ساختمان نیمه‌کاره مستقر شده، وظیفه حفاظت از مومیایی را بر عهده دارد. مومیایی به سرقت می‌رود و تصور عمومی بر این است که قربانی در این سرقت نقش داشته، درحالی‌که قربانی برای به انجام رساندن ماموریت و حفظ آبرو دربه‌در دنبال مومیایی و سارقانش می‌گردد…

فضای فیلم حتی از این هم دیوانه‌وارتر است؛ تا جایی که پرستویی، تمام مدت مدل خسرو خسروشاهی در دوبله آلن دلون حرف می‌زند و بازیگرها وسط کار شروع می‌کنند به اسلوموشن حرکت کردن! تکه‌های سیاسی به مسائل روز هم فقط بخشی از کمدی فیلم را تشکیل می‌دهد. در این میان، اجرای پرستویی مثال‌زدنی است؛ تمام صحنه‌ها و لحظاتی که می‌توانست لوس و جلف از آب دربیاید، به مدد اجرای جدی پرستویی روده‌برکننده از کار درآمده است و هرگز احساس نمی‌کنید که بازیگری در این سطح و جایگاه دارد خودش را کوچک می‌کند.
بعد از «مومیایی ۳» همه از پرستویی و هنرمند انتظار یک کمدی عجیب دیگر را داشتند اما آن‌ها تصمیم گرفتند که از این جلوتر نروند. فیلم متفاوتی مانند «عزیزم من کوک نیستم» نیز قربانی همین انتظارات برای تماشای کمدی شد.

«عشق شیشه‌ای» محصول سال ۱۳۷۸

تماشاگرانی که به دیدن کمدی از پرستویی عادت کرده بودند، بار دیگر برای دیدن فیلمی به سینماها رفتند که نام خسرو شکیبایی و افسانه بایگان هم روی پوستر آن دیده می‌شد؛ بازیگرانی که به معنای واقعی کلمه فقط یک‌بار از جلوی دوربین فیلم رد می‌شوند! سیاهی‌لشگر شکست‌خورده‌ای که در سینما به رویاهایش نرسیده، قاتلی را اجیر می‌کند تا او را بکشد. در این میان عاشق دختری می‌شود و تصمیم می‌گیرد تا نقشه قتل را متوقف کند، اما دیگر دیر شده… . می‌شد حدس زد که پرستویی به‌واسطه آشنایی و همکاری‌های قبلی‌اش با رضا حیدرنژاد حاضر شده در این فیلم ظاهراً کهنه و نه‌چندان سطح بالا بازی کند و تمام تلاش خود را هم برای نجات فیلم انجام داده است. با وجود این و گرچه تماشاگری که برای دیدن کمدی دیگری از پرستویی به سینما رفته بود، خیلی هم سرخورده از سالن بیرون نمی‌آمد، در کارنامه سینمایی پرویز پرستویی نقطه درخشانی حساب نمی‌شود.

«مارمولک» محصول سال ۱۳۸۲

برای تمام کسانی که در آن فیلم همکاری داشتند، «مارمولک» هنوز هم جنجالی‌ترین و شاید تأثیرگذارین اثر کارنامه‌شان است. با وجود این که فیلم در دو مقطع توقیف شد و اکران محدود و کوتاهی داشت، در طول این سال‌ها آن‌قدر دیده شده که حتی دیالوگ‌های آن به فرهنگ‌عامه راه پیدا کرده است؛ خلافکاری که با لباس یک روحانی سعی دارد از مرز فرار کند اما به‌تدریج هم روی اطرافیانش تاثیر می‌گذارد و هم خودش تحت تاثیر قرار می‌گیرد.
فیلم ممکن بود به‌سادگی از دست برود و از تعادل خارج شود اگر پرستویی را در نقش اصلی نداشت که در هرلحظه درک و تحلیل درستی از نقش دارد و به خوبی می‌تواند اندازه میان شوخی و جدی را در موقعیت‌های مختلف حفظ کند. رضا مثقالی (پرستویی) با وجود نابلدی‌اش در تمام لحظات سعی دارد تا خودش را در هیبت یک روحانی به اطرافیان و درنتیجه تماشاگر بقبولاند و از دل همین موقعیت تناقض‌آمیز کمدی خلق کند، امری که به یکی از نقاط اوج کارنامه بازیگری پرویز پرستویی منجر شده است.

بعد از «مارمولک»، پرستویی تصمیم گرفت که از کمدی فاصله بگیرد و در انتخاب نقش‌هایش سختگیرتر شد. بخشی به سلیقه و انتخاب شخصی‌اش برمی‌گشت و جنبه دیگری از این تصمیم، به دلیل حضور پرتعداد کمدین‌های تلویزیونی در سینما و بعد از آن تغییر موج فیلم‌های کمدی با ظهور ستاره‌هایی چون رضا عطاران بود.
برای همین، نهایت حضور کمدی در کارنامه پرویز پرستویی در دو دهه گذشته را می‌توان تیپ‌های کوتاه و گذرایش در «کتاب قانون» و فیلم فانتزی «لس‌آنجلس- تهران» در نظر گرفت.
«مطرب»، بازگشت موفق و بدون حرف‌وحدیث پرستویی به عرصه کمدی بعد از ۱۵ سال است و حالا باید دید که پرستویی موسفید و کارکشته، برای ایفای نقش‌های کمدی دیگر در سینمای ایران باز هم وسوسه خواهد شد یا «مطرب» یک استثنا باقی خواهد ماند.


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.