حفظ ریتم زندگی؛ نگاهی به فیلم‌های کارنامه کیومرث پوراحمد

در بین فیلم‌سازان بااستعدادی که کار خود را در سال‌های پس از انقلاب شروع کردند، کیومرث پوراحمد جایگاه ویژه‌ای دارد. او خیلی زود توانست با ساخت آثار بومی و توجه به شخصیت‌های کم‌سن‌وسال، نام خود را ماندگار کند. «خواهران غریب»، «اتوبوس شب» و «شب یلدا» از موفق‌ترین فیلم‌های کارنامه کیومرث پوراحمد هستند. «به‌خاطر هانیه» نیز جزو همین دست آثار است که فرصت تماشایش پس از سال‌ها فراهم‌شده است؛ به این بهانه، تصمیم داریم بخشی از آثار این فیلم‌ساز را بررسی کنیم که به مضامین مرتبط با کودکان و نوجوانان می‌پردازند. با فیلیمو شات همراه باشید.


به روز‌رسانی: فیلم سینمایی «تیغ و ترمه» از ۵ خرداد ۹۹ در سینمای آنلاین فیلیمو قابل تماشاست.


کیومرث پوراحمد که فیلم‌سازی را با ساخت دو فیلم «باران» محصول ۱۳۶۱ و «تاتوره» محصول ۱۳۶۳ با موضوع انقلاب و مقابله با ظلم شروع کرده بود، در سومین اثر خود سراغ داستانی ‌با محوریت زندگی یک نوجوان رفت. «بی‌بی چلچله» محصول سال ۱۳۶۳، اقتباسی از رمانِ «درخت زیبای من» اثر نویسنده‌ی برزیلی، ژوزه مائورو ده واسکونسلوس است و داستان زندگی پسربچه‌ای به نام مجید را روایت می‌کند. مجید زندگی خانوادگی سختی دارد و توسط ناپدری‌اش مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد. او درنهایت مجبور می‌شود با پنهان شدن در کامیونِ جوادآقا (با بازیِ داوود رشیدی) از خانه فرار کند. اما جوادآقا، مجید را پیدا می‌کند و گوشمالی‌‌اش می‌دهد. مجید که دیگر هیچ مأمنی ندارد تصمیم می‌گیرد آن‌قدر قوی شود که جوادآقا را بُکشد. او شروع به شاگردی نزد یک پهلوان می‌کند و در اوقات فراغتش با یک درخت دردودل می‌کند. اما پس از مدتی می‌فهمد زندگی سخت‌تر از چیزی است که انتظار داشته است. «بی‌بی چلچله» فیلمی ‌تلخ، انسانی و به‌یادماندنی است؛ اثری موفق در کارنامه کیومرث پوراحمد که با عبور از یک مسئله تلخ، لطافت موجود در زندگی را به بیننده منتقل می‌کند.

«آلبوم تمبر» محصول ۱۳۶۵، نسبت به «بی‌بی چلچله» داستانی ساده و کودکانه دارد. محمد و کاظم دو نوجوان یزدی هستند که آلبوم تمبر جمع می‌کنند و همین موضوع، آنها را به دوستانی صمیمی تبدیل کرده است. اما زمانی که آلبوم تمبرِ محمد گم می‌شود، این دوستی به دشمنی تبدیل می‌شود. پوراحمد با استفاده از چند نابازیگر، جلوه‌ای واقعی به اتفاقات فیلم «آلبوم تمبر» داده است.

در «گاویار» محصول سال ۱۳۶۶، با زندگی جواد، پسر نوجوانی که چوپان گاوها (گاویار) شده، همراه می‌شویم. یکی از روزها، حادثه‌ای رخ می‌دهد و طی آن یکی از گاوها زیر کامیون می‌رود. جواد برای اثباتِ حقانیتش نزد صاحب گاوها، تصمیم می‌گیرد هر طور شده صاحب کامیون را پیدا کند. این موضوع، جواد را راهی شهر می‌کند. «گاویار»، داستان پذیرفته شدنِ یک نوجوان نزد جامعه است و پوراحمد با انتخاب خط داستانی ملموس، این تغییر جایگاه را به بیننده منتقل می‌کند.

در فیلم «لنگرگاه» محصول ۱۳۶۷، پوراحمد دوباره به موضوعِ خشونت خانگی می‌پردازد؛ با این تفاوت که این بار نوجوان‌های فیلم موفق می‌شوند از خانه فرار کنند اما خیلی زود می‌فهمند محیط خانه، حتی باوجود پدری سخت‌گیر، امن‌تر از اجتماعی‌ است که می‌خواهد از آن‌ها خلاف‌کارانی کوچک بسازد. پوراحمد در «لنگرگاه» با ایجاد تعادل در پرداختن به خشونت‌های موجود در زندگیِ نوجوانان، به خوبی نشان می‌دهد رفتار اشتباه والدین در برخورد با نوجوانان می‌تواند صدمات جبران‌ناپذیری در پی داشته باشد اما نباید از یاد بُرد که تنها راه نجات نوجوانان همین والدین هستند. «لنگرگاه»، یکی دیگر از آثار موفق کارنامه کیومرث پوراحمد است.

فیلم لنگرگاه به کارگردانی کیومرث پوراحمد

پس از فیلمِ کمدیِ «شکار خاموش» محصول سال ۱۳۶۸، پوراحمد به سراغ ساخت مجموعه‌ تلویزیونی «قصه‌های مجید» بر اساس داستانی به همین نام از هوشنگ مرادی کرمانی رفت. پوراحمد محیط داستان را از کرمان به اصفهان منتقل کرد و با انتخاب پروین‌دخت یزدانیان در نقش بی‌بی و مهدی باقربیگی در نقش مجید، حال‌وهوایی متفاوت به داستان داد. چهار فیلمِ «شرم» (۱۳۷۰)، «صبح روز بعد» (۱۳۷۱)، «سفرنامه شیراز» (۱۳۷۱) و «نان و شعر» (۱۳۷۲) از دل این مجموعه بیرون آمده‌اند؛ این فیلم‌ها به طریقی موضوعات و داستان‌های مغفول مانده را گسترش داده‌اند و به شخصیت‌ها ابعادی تازه بخشیده‌اند. فضای عمومی‌ فیلم‌های سینمایی «قصه‌های مجید»، برخلاف فضای عمومی‌ حاکم بر سریال، تلخ و اندکی آزاردهنده است؛ گویی در سریال با دنیایی طرف هستیم که با مجید سَر سازگاری دارد، اما در فیلم‌ها، زهر دنیایِ واقعی و حقیقت زندگی به داستان‌ها نفوذ کرده و کام مجید را تلخ می‌کند.

در «صبح روز بعد»، مجید ناتوان از حفظ کردنِ جدول‌ضرب، با خشونتی وحشیانه از جانب معلم‌ها و ناظم مدرسه مواجه می‌شود که به شکلی عمومی پذیرفته‌شده است و اراده‌ای برای برخورد جدی با آن وجود ندارد. گویی تنها راه آموختنِ علم و دانش به بچه‌ها، کتک زدن آن‌هاست. «صبح روز بعد»، با یادآوری فضای خوفناک مدرسه‌ها در زمان گذشته، نشان می‌دهد تمرکز بیش‌ازاندازه بر درس‌هایی که ممکن است بچه‌ها استعدادی در آن‌ها نداشته باشند، موجب دل‌زدگی آن‌ها از موضوع کلی تحصیل می‌شود.

در «سفرنامه شیراز»، این سَرخوردگی شکلی اجتماعی به خود می‌گیرد. مجید سرخوش از اینکه مدرسه تمام‌شده و برای تعطیلات قرار است به شیراز سفر کند، برنامه یک سفر رؤیایی و شیرین را در ذهن خود ترسیم کرده است. اما وقتی مقدمات فراهم می‌شود و مجید واقعاً راهی شیراز می‌شود، هیچ‌کدام از تصورات ذهنی او با واقعیت هماهنگ نمی‌شوند. تنها چیزی که از سفر به شیراز و تعطیلات نصیب مجید می‌شود سَرخوردگی‌ است؛ و طبیعتاً سوغاتی این سفر نیز یأسی خواهد بود که با خود به اصفهان بازمی‌گرداند. به‌بیان‌دیگر، «سفرنامه شیراز»، کمدی سیاهی‌ است که از معصومیت مجید بهره می‌برد تا نشان دهد پختگی در سفر با چه درد روحی عمیقی همراه است.

از سوی دیگر، در «شرم» و «نان و شعر» با مجید به‌عنوان شخصیتی آشنا می‌شویم که مرزهای بین او و بازیگرش، مهدی باقربیگی، ازمیان‌رفته است. مهدی/مجید پس از بازی در مجموعه‌ «قصه‌های مجید» در تأمین هزینه‌های زندگی به مشکل خورده است. علاوه بر این موضوع، او با حقیقت تلخی مواجه می‌شود که درکش برای نوجوانی که یک‌شبه معروف شده، اما جایگاهی پیدا نکرده، بسیار دشوار است. مجید، چه در دنیایِ داستان و چه در دنیایِ سینما، محتاج و دردمند است؛ حقیقتی که نه‌تنها او، بلکه ما نیز باید با آن کنار بیاییم.

قصه‌های مجید

سریال «قصه‌های مجید» یکی از درخشان‌ترین آثار کارنامه کیومرث پوراحمد محسوب می‌شود. او پس از پنج سال زندگی با این مجموعه، سراغ ساخت «به‌‌خاطر هانیه» رفت؛ فیلمی ‌با اتکا به فرهنگ بومی‌ مردمان جنوب کشور که پرداختی بصری و داستانی فکرشده دارد. ناخدا علو به همراه چند مرد دیگر برای صید به دریا می‌روند ولی همه به‌جز ناخدا صید دریا می‌شوند. حالا مردم، ناخدا را مسبب مرگ عزیزانشان می‌دانند و به او و خانواده‌اش حمله می‌کنند تا آن‌ها را مجبور به ترک شهر کنند. ناخدا به همراه همسر و دو فرزندش، بشیرو و هانیه، به بوشهر مهاجرت می‌کنند. هانیه فلج شده و ناخدا برای شفایِ دخترش نذر کرده شب دهم محرم تا صبح دَمام بزند، اما اجل امانش نمی‌دهد. بشیرو، که نوجوانی مغرور است، حالا مرد خانه شده و می‌خواهد نذر پدرش را ادا کند. اما پیش از هر چیز، باید راه‌ورسم مرد بودن را بیاموزد.

پوراحمد در فیلم «به خاطر هانیه» محصول سال ۱۳۷۳، با استفاده از الگویِ قدیمی سفر قهرمان داستان و بهره‌گیری از عناصرِ بومی، ‌موفق شده فیلمی ‌موجز و عمیق بسازد که صحنه‌ای اضافه ندارد و داستانش را بی‌هیچ لکنتی تعریف می‌کند: داستانِ پسری که جا پایِ پدرش می‌گذارد و بلوغ را از راهی متفاوت با سایر نوجوانان تجربه می‌کند.

فیلم به‌خاطر هانیه به کارگردانی کیومرث پوراحمد

«خواهران غریب» (۱۳۷۴) بر اساسِ رمانِ «لوتی دوتایی» اثر نویسنده‌ی آلمانی، اریش کستنر، ساخته‌شده است. این فیلم با حضورِ گرم خسرو شکیبایی و موسیقیِ دل‌انگیزِ ناصر چشم‌آذر، به‌سرعت به یکی از آثار محبوب کارنامه کیومرث پوراحمد تبدیل شد. «خواهران غریب»، داستان دو خواهر را روایت می‌کند که به دلیل جدایی پدر و مادرشان از هم جداشده‌اند، اما دست تقدیر دوباره آن‌ها را کنار هم قرار می‌دهد. «خواهران غریب» به دلیل استفاده‌ به‌جا از موسیقی و کنترلِ بخش ملودرام ماجرا، به فیلمی ‌پرفروش تبدیل شد. بااینکه بیست‌وپنج سال از زمان ساخته‌شدن «خواهران غریب» می‌گذرد، اما این اثر هنوز هم دیدنی و شنیدنی‌ است؛ فیلمی که حس خوشایندی از نوستالژی را با خود به همراه دارد و غمی شیرین را به تصویر می‌کشد.

«اتوبوس شب»، محصول سال ۱۳۸۵ بر اساسِ کتاب «داستان‌های شهر جنگی» نوشته‌ی حبیب احمدزاده ساخته‌شده است. این فیلم، آخرین اثر کارنامه کیومرث پوراحمد با محوریت زندگی یک نوجوان است. نوجوان این داستان (با بازیِ مهرداد صدیقیان) مجبور است به‌تنهایی چهل اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند. آن‌ها سوار اتوبوسی می‌شوند که راننده‌اش (با بازیِ خسرو شکیبایی) پیرمردی سردوگرم‌چشیده است. این هم‌نشینی اجباری باعث می‌شود روحیات نوجوان به‌کلی تغییر کند. «اتوبوس شب»، فیلمی ‌سیاه‌وسفید اما گرم و گیرا است. بازی فوق‌العاده صدیقیان و شکیبایی در کنار داستانی که پیش‌ازاین روایت نشده، تجربه‌ تماشایِ «اتوبوس شب» را به حسی منحصربه‌فرد در سینمای ایران تبدیل می‌کند.

کارنامه‌ کیومرث پوراحمد پر از فیلم‌ها و سریال‌های درخشان است اما آنچه همواره در آثار او تکرار شده حفظ ریتم زندگی است؛ ریتمی که آثار او را برای مخاطب به‌یادماندنی می‌کند. پوراحمد همواره کوشیده داستان‌هایی را برای تعریف کردن انتخاب کند که به بهترین شکل ممکن حال و هوای زندگی ایرانی را نشان دهند. ازاین‌رو، جای تعجبی نیست که آثار او کهنه نمی‌شوند، بلکه از نسلی به نسلی دیگر منتقل‌شده و طراوت خود را حفظ می‌کنند. در این میان، بخشی از کارنامه‌ کیومرث پوراحمد که با محوریت زندگی کودکان و نوجوانان ساخته‌شده، علاوه بر ویژگی بارز تطبیق‌پذیری بافرهنگ ایرانی، بازتاب‌دهنده‌ روحیات خاص فرزندان این سرزمین است.


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.