گزارشی کوتاه از متن و حاشیه روز سوم جشنواره فجر سی‌وهشتم

روز سوم جشنواره فجر چگونه گذشت؟ فیلیمو شات با پوشش کامل اخبار و حواشی در کنارتان خواهد بود.


رد سیمرغ بر «روز صفر»

هرچند که با گذشت سه روز از جشنواره فیلم فجر هنوز کاخ رسانه‌ای به حال و هوای اصلی جشنواره نرسیده است و به نظر بسیاری، با یکی از کم‌رمق‌ترین دوره‌های جشنواره ملی فیلم روبه‌رو هستیم، بااین‌حال روز سوم جشنواره فجر با اکران فیلم «روز صفر»، رد سیمرغ را بر سالن‌های کاخ رسانه‌ای به‌جا گذاشت. «روز صفر»، اولین فیلم سعید ملکان است که برای آن پروانه ساخت سینمایی گرفته است و به همین دلیل، با وجود سال‌های طولانی فعالیتش در سینما، یک فیلم اولی محسوب می‌شود. شروع روز سوم جشنواره هم با نمایش «روز صفر» بود که در ادامه، با فیلمی از گروه هنر و تجربه به نام «ابر بارانش گرفته» و فیلمی در رثای رشادت‌های دوران مقدس یعنی «آبادان یازده شصت» به‌پایان رسید. فیلم‌هایی که به روز سوم جشنواره فجر طعم سیاست و عملیات امنیتی دادند و البته فیلمی با طعم مرگ اما به دور از خشونت جنگ هم اکران شد.

یک وطن پرستی تمام‌عیار

پس از آنکه «روز صفر» به‌عنوان اولین تجربه کارگردانی سعید ملکان، در سکوت خبری و تنها با انتشار یکی دو عکس از گریم بازیگرها در روز سوم جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، کنجکاوی‌ها درباره این تریلر سیاسی- قهرمانی به‌پایان رسید. فیلم، شرح ماجرای دستگیری عبدالمالک ریگی در ایران است که با تکیه‌بر مستندات موجود، اگر آن دستگیری انجام نمی‌شد چند ساعت بعد، شهرهای مختلف در معرض یک عملیات انتخاری گسترده از جانب گروهک ریگی قرار می‌گرفتند که به مرگ هزاران تن منجر می‌شد. ملکان برای شرح این داستان، قهرمان اصلی را با نقش‌آفرینی امیر جدیدی وارد کرده است. همان که روزنامه‌ها، جمشید آریای دهه ۹۰ معرفی‌اش می‌کنند و آنچنان یک‌تنه تمام قهرمانی‌ها و رشادت‌های فیلم را جلو می‌برد که گویا در دنیای واقعی هم به همین اندازه توانمند است. آنطور که سعید ملکان می‌گوید، فقط امیر جدیدی می‌توانسته این نقش را بازی کند چون آمادگی بدنی لازم و توانایی کار با اسلحه را داشته است.

«روز صفر» یک فیلم کاملا سیاسی است اما قهرمانش را آنقدر دقیق توصیف می‌کند و نمادهای غرور ملی را با دقت به‌کار می‌برد که به یک فیلم سیاسی-احساسی تبدیل و برای جامعه ارزشمند می‌شود. فیلم، از کیفیت فنی بالایی هم برخوردار است و تمام سکانس‌های درگیری عملیاتی یا جلوه‌های فنی و تکنیکی از اولین تجربه بسیار موفق کارگردانی سعید ملکان خبر می‌دهد. به نظر می‌رسد با توجه به موضوع اصلی فیلم و همچنین نقش‌آفرینی امیر جدیدی در کنار کیفیت بالای کارگردانی، فیلم «روز صفر» در میان لیست سیمرغ قرار گرفته باشد.

مرگِ خوب، مرگِ با‌اجازه

مجید برزگر را با فیلم‌های تجربه‌گرا اما مورد اقبال عمومی، از جمله «پرویز» می‌شناسیم که در اکران عمومی بسیار موفق بود. این فیلمساز که با فیلم‌هایش نگاه زیبایی‌شناسی متفاوتی را به نمایش می‌گذارد در «ابر بارانش گرفته» که در روز سوم جشنواره فجر به نمایش درآمد، یک سوژه بسیار تلخ را به‌آرامی و در پلان‌های بسیار زیبای شمال به تصویر می‌کشد. البته که نیمه اول فیلم به‌کندی پیش می‌رود اما از نیمه دوم، نزدیکی شخصیت‌های اصلی با سوژه‌ای که محور داستان است به جذابیت اثر کمک می‌کند. این کندی نیمه ابتدایی، برای دوستداران سینمای برزگر نه عجیب است و نه خسته‌کننده، و البته با دیالوگ‌های مفهوم‌گرا و فسلفی متناسب با تم فیلم به لذت بیشتر هم منجر می‌شود. داستان، درباره پرستاری است که خارج از وظیفه اصلی‌اش نسبت به بیماران با شرایط خاص، مثل پیرمرد کهنسال در مواجه با روزهای آخر زندگی یا بیمار مرگ مغزی، دغدغه فکری دارد و نسبت به مرگ خودخواسته آن‌ها احساس مسئولیت می‌کند. اتانازی یا مرگ راحت موضوعی است که پرداختن به آن، هم از جهت علم پزشکی و هم از جهت فلسفه قابل‌بحث و پر سوال است. همین بحث‌ها و سوال‌ها، علاوه بر اینکه شهامت برزگر در پرداختن به این سوژه را نشان می‌دهد در نشست خبری فیلم هم باعث التهاب شد و البته در پایان بدون نتیجه‌گیری ماند.

صدای آبادان، صدای جنگ

سومین فیلم به نمایش درآمده در کاخ رسانه‌ای جشنواره فجر در روز سوم ، یک فیلم تمام و کمال درباره جنگ بود؛ «آبادان یازده شصت» به کارگردانی مهرداد خوشبخت که تا پیش‌ازاین سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی زیادی را از او دیده‌ایم در «آبادان سیزده شصت» با وفاداری به مستندات، روایتی رسانه‌ای از روزهای ابتدایی جنگ را نشان داده است. از آنجایی که دفاع مقدس، سوژه‌ای است که فیلم‌های زیادی درباره آن ساخته شده و در سینمای ایران تبدیل به یک ژانر شده است، هر سال در جشنواره فجر هم شاهد فیلم‌هایی با این مضمون هستیم. اما تازگی روایت، مطرح کردن زوایای کمتر دیده‌شده و وفاداری به واقعه‌ای که مستندات زیادی از آن وجود دارد، مواردی است که وجه تمایز این فیلم‌ها را مشخص می‌کند؛ اتفاقی که در «آبادان سیزده شصت» افتاد و سوژه جذابش یعنی نشان دادن حال و هوای رادیو ملی آبادان پس از سقوط خرمشهر مخاطبان سینمای رسانه را راضی نگه داشت.


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.