گزارشی کوتاه از متن و حاشیه روز ششم جشنواره فجر سی‌وهشتم

روز ششم جشنواره فجر چگونه گذشت؟ فیلیمو شات با پوشش کامل اخبار و حواشی در کنارتان خواهد بود.


روز ششم جشنواره فیلم فجر در کاخ رسانه‌ای، یک روز متفاوت و کمتر سینمایی بود؛ همه‌چیز تحت تاثیر شهرآورد تهران قرار داشت و از شروع زودتر از موعد نمایش فیلم اول تا تماشاگران کم‌تعداد فیلم سانس سوم، روز ششم را متفاوت‌تر از روزهای قبل پیش برد. از همان روز قرعه‌کشی فیلم‌ها برای مشخص شدن جدول نمایش، پخش مستقیم شهرآورد تهران در برنامه نمایش گنجانده شده بود و خبرنگاران و اهالی رسانه می‌دانستند که دومین سانس از نمایش هر روز فیلم‌ها به پخش زنده فوتبال اختصاص خواهد داشت. این اقدام، تجربه متفاوتی در حال و هوای رسانه‌ای جشنواره فیلم فجر به وجود آورده بود و پاس گل سینمایی‌ها به فوتبالی‌ها بود، بااین‌حال نارضایتی برخی را هم به دنبال داشت و به اعتراض‌هایی در نشست خبری فیلم «کشتارگاه» از سوی کارگردان این فیلم منجر شد. فیلم دوم این روز هم «مردن در آب مطهر» به کارگردانی نوید محمودی بود که از کارگردان‌های پرکار این سال‌های سینمای ایران است و به خاطر مهاجرت از افغانستان به ایران در ۶ سالگی، دغدغه‌مندی این اتفاق به‌طورکلی در فیلم‌هایش مشهود است.

کشتار خاکستری

«کشتارگاه» از فیلم‌های بدشانس این دوره از جشنواره فجر بود؛ بدشانسی‌ای که البته نه در ساختار فیلم، بلکه بیشتر متوجه عوامل و نحوه نمایش آن بود و اعتراض‌های کارگردان را در نشست خبری به دنبال داشت. این فیلم که از یک داستان اجتماعی با ترکیب موضوع قاچاق گوشت و دلار بیرون آمده، با بازی باران کوثری، امیرحسین فتحی، مانی حقیقی و حسن پورشیرازی در نقش‌های اصلی و در آبادان فیلمبرداری شده است. روح اصلی فیلم، با ترکیب نور و رنگ انتخاب شده، از همان سکانس اول به بیننده القا می‌شود و اتفاقا درست-ترین انتخاب هم به جهت هماهنگی با لوکیشن‌ها و هم به جهت باورپذیری بیشتر داستان است. داستان، حول محور امیرحسین فتحی می‌گردد که از فرانسه به ایران دیپورت شده است و همراه پدرش درگیر یک جنایت ناخواسته می‌شود. فیلمنامه «کشتارگاه» علاوه بر روایت‌هایی که از موضوع دلار و قاچاق دارد، سیر تحول این شخصیت را هم در خود گنجانده که با ایفای نقش دقیق امیرحسین فتحی به خوبی از کار درآمده است. حضور او و حسن پورشیرازی به‌عنوان پدر و پسر به باورپذیری هر چه بیشتر داستان کمک می‌کند و باران کوثری هم به‌زعم منتقدان و البته تاکید کارگردان، برای فروش گیشه این فیلم در ترکیب بازیگران قرار گرفته است. بااین‌حال، «کشتارگاه» فیلمی است که با توجه به گستردگی موضوع قاچاق و بحران‌هایی که دلار در ایران دارد، نمی‌تواند واقعیت‌های این موضوعات را به‌درستی نشان دهد. البته شاید علت اصلی این باشد که فیلم‌ساختن درباره چنین مسائلی، کار ساده‌ای نیست و دسترسی به اطلاعاتی که فیلمنامه را دقیق و مستدل کند قطعا در توان فیلمسازهای داخلی نیست.

یک عاشقانه ناآرام

عشق روزهای مهاجرت، عشق سال‌های مهاجرت و عشق در مهاجرت، سه مضمون متفاوت با یکدیگرند که نوید محمودی هرکدام از آن‌ها را با پررنگ نشان دادن بحران مهاجرت مردم سرزمینش یعنی افعانستان در فیلم «مردن در آب مطهر» به تصویر کشیده است. او که کارگردان جوان و پرکاری در سال‌های اخیر سینمای ایران است و فیلم‌های موفقی مثل «چند مترمکعب عشق» و «شکستن همزمان بیست استخوان» را چه در اکران عمومی و چه در نمایش‌های بین‌المللی در کارنامه دارد، باز هم ادای دینی به هموطنان خود داشته و «مردن در آب مطهر» را با تمرکز بر مهاجران افعان ساخته است که ایران را در مسیر راه مهاجرت خود قرار می‌دهند. در «مردن در آب مطهر» بیشتر از هر چیز همدلی مهاجران را می‌بینیم که در خانه غریبه، بیشتر از وطن خودشان هوای یکدیگر را دارند و دست‌به‌دست هم می‌دهند تا روزهای غریبی با گرمای عشق، آسان‌تر بگذرد. مهاجر هم عاشق می‌شود؛ حتی اگر طول عمر آشنایی با عشقش یک روز باشد و منتظرش می‌ماند حتی اگر آخرین روز دیدارشان برای شناسایی جسد او باشد. «مردن در آب مطهر» تمام این پیام‌ها را در خود دارد و از همه مهتر اینکه با نگاهی منصفانه به ایران به‌عنوان کشور همسایه افغانستان در مهاجرپذیری تبعه‌های این کشور داستانش را بازگو می‌کند. البته که ریتم فیلم در برخی سکانس‌ها کند می‌شود و داستان با تفصیل بیشتری از سوی شخصیت‌ها مطرح می‌شود، اما وجه پررنگ آن، عشق روزهای هجرت است و تمام رنج‌ها را در قالب همین عشق بیان می‌کند و از همین جهت ارزشمند و مورد اقبال عمومی خواهد بود.


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.