گزارشی کوتاه از متن و حاشیه روز چهارم جشنواره فجر سی‌وهشتم

روز چهارم جشنواره فجر چگونه گذشت؟ فیلیمو شات با پوشش کامل اخبار و حواشی در کنارتان خواهد بود.


ستاره‌بازی

روز چهارم جشنواره فجر فعالیتش در کاخ رسانه‌ای را در حالی آغاز کرد که روز شلوغ تماشاگران و سلبریتی‌ها در انتظارش بود. روزی که «درخت گردو» به کارگردانی محمدحسین مهدویان به‌عنوان مهم‌ترین فیلم با شلوغ‌ترین و جنجالی‌ترین نشست خبری به نمایش درآمد و تاثیر نمایش دو فیلم دیگر را کمرنگ کرد. دو فیلم دیگر، یعنی «آن شب» به کارگردانی کوروش آهاری و «دوزیست» به کارگردانی برزو نیک نژاد، نیز هرکدام در جایگاه و ژانر خود ویژگی‌هایی دارند که نقدهایی مثبت و منفی از اهالی رسانه دریافت کردند. بااین‌حال، «درخت گردو» چه از جهت دست گذاشتن روی سوژه‌ای ملی که برگرفته از ماجرایی واقعی در حادثه بمباران شیمیایی سردشت است و چه از جهت بازیگران ستاره‌ای که در فیلم ایفای نقش می‌کردند، می‌تواند مهم‌ترین فیلم سال پیش‌روی سینمای ایران باشد.

یک تولید مشترک آبرومند

سینمای ایران در ژانر ترسناک تابه‌حال هیچ حرف مهمی برای گفتن نداشته است؛ هم به دلیل نبود علاقه در سینماگران برای پرداختن به این ژانر و هم به دلیل کمبود توانایی و امکاناتی که برای ساخت اثری در ژانر وحشت موردنیاز است. اقبال عمومی تماشاگران هم از دلایلی است که توجه کارگردانان و تهیه‌کننده‌ها را به ساختن چنین فیلم‌هایی کمتر کرده است. بااین‌حال، در «آن شب» که اولین فیلم کوروش آهاری است یک اثر ترسناک را می‌بینیم که از دیگر آثار ایرانی ژانر وحشت سروگردنی بالاتر است. فیلم، تولید مشترک ایران و آمریکاست؛ یک اثر کم‌بازیگر، کم‌لوکیشن و پر از جزئیات و نمادهایی که در ژانر ترکیبی وحشت-روانشناسی قرار می‌گیرند. ایفای نقش شهاب حسینی در «آن شب»، چهره متفاوتی از او را نشان می‌دهد که باعث می‌شود در اکران عمومی، تماشاگران زیادی جذب فیلم شوند. همچنین «آن شب» شانس زیادی برای حضور در جشنواره‌های بین‌المللی را دارد که باعث ایجاد امیدواری بین سینماگران برای تولیدات مشترک خارجی خواهد شد.

زهر بی‌پایان جنگ

وقتی یک حادثه ملی اتفاق می‌افتد، ابعاد مختلفی از درگیری را برای هر فرد ایجاد می‌کند؛ قصه‌های شنیده و ناشنیده‌ای دارد که حتی بعد از گذشت سی سال از آن، سالن سینما را ملتهب و گریان می‌کند. مهدویان با «درخت گردو» این التهاب را بین تماشاگران آورد و پیام‌های مهم ملی و جهانی را به تصویر کشید. مستندنگاری‌های او در این فیلم، بسیار دقیق است و چون داستان یک خانواده واقعی را روایت می‌کند، برای پایبندی به این واقعیت‌ها مراحل سختی را در پیش‌تولید و تولید طی کرده است. ستاره اول این فیلم، داستان واقعی خانواده مولان‌پور در جریان حادثه بمباران شیمیایی است و ستاره‌های بعدی به دنبال این داستان ردیف می‌شوند: قادر، با بازی درخشان پیمان معادی که نقش اصلی «درخت گردو» را دارد و پدری بسیار بااحساس در مواجهه با خانواده آسیب‌دیده از بمباران است که اشک بیننده در سکانس‌های متعدد بازیگری‌اش جاری می‌شود.

البته این همراهی احساسی نه‌تنها مصنوعی و زائد بر فیلمنامه نیست، بلکه فقط پیمان معادی می‌توانست از پس ایجاد چنین لحظه‌هایی بربیاید. به همین دلیل است که از زمان پایان دومین فیلم روز چهارم جشنواره فجر همه اهالی رسانه، او را شایسته سیمرغ بلورین نقش اول می‌دانند. بازیگر دیگری که به‌عنوان نقش مکمل مرد در «درخت گردو» ایفای نقش می‌کند، مهران مدیری است که جدا از اضافه شدنش به تیم بازیگری برای اقبال گیشه به این فیلم، یک دلیل شخصی برای بازی در «درخت گردو» داشته است: به گفته خود مدیری، بازی در این نقش، فرصتی برای ادای دین او به جنگ و مردم کردستان بوده است..

مهدویان مانند تمام فیلم‌های گذشته‌اش، علاوه بر بازگویی خط اصلی داستان، موضوعی فرامتنی را هم برای به تصویر کشیدن در «درخت گردو» انتخاب کرده است؛ این انتخاب را در سکانس‌های پایانی، با ادامه پیدا کردن داستان در دادگاه بین‌المللی لاهه و برای دادخواهی از آن حادثه هولناک می‌بینیم. اتفاقی که باعث می‌شود فیلم ظرفیت‌های بین‌المللی اکران در جشنواره‌های خارجی را داشته باشد و صدایی از جنایت‌های علیه بشریت را به جهان برساند.

خنده‌های پس از تلخی

«دوزیست» آخرین فیلم روز چهارم جشنواره فجر بود که از ترکیب عجب بازیگرانش مثل مانی حقیقی، جواد عزتی، هادی حجازی‌فر و پژمان جمشیدی تا تغییر رویکرد کارگردان طنزپرداز آن یعنی برزو نیک‌نژاد به فیلمی اجتماعی، انتظارها را بالا برده بود. حضور دلگرم‌کننده سعید پورصمیمی به‌عنوان بازیگری که همه ما خاطره‌های خوشی از او داریم در فیلم «دوزیست»، هرچند کوتاه اما جذاب است و هادی حجازی‌فر هم در نقشی وارد شده که متفاوت‌تر از ایفای نقش‌های قبلی اوست. نیک‌نژاد در این فیلم هم مانند «زاپاس» تصمیم دارد موضوعی مهم و تلخ را بیان کند اما این بار به‌جای زبان طنز، قصه‌گویی در قالب فیلم اجتماعی را انتخاب کرده است.

همانطور که از اسم فیلم «دوزیست» برمی‌آید، قرار است قصه‌هایی از دوگانگی‌های درونی و بیرونی مردم جامعه را ببینیم؛ همان‌که نیک‌نژاد از آن به‌عنوان جبر زمانه نام می‌برد و می‌گوید: « ما در جامعه آدم‌هایی را داریم که به جبر زمانه مجبور هستند دوزیست زندگی کنند؛ زیرا اگر این‌گونه نباشند، له می‌شوند.» با قرار گرفتن «دوزیست» در بین ده فیلم منتخب مردمی طی روزهای گذشته از جشنواره فیلم فجر، به نظر می‌رسد نیک‌نژاد موفق شده است این زندگی دوگانه را به خوبی مطرح کند و مانند آثار طنز گذشته‌اش از جمله «زاپاس» و «لونه زنبور»، اکران عمومی موفقی هم در انتظارش باشد.


شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.