نقد و بررسی سریال «۵۰ ایالت وحشت»؛ افسانه‌های ترسناک ایالات‌متحده آمریکا

سریال «۵۰ ایالت وحشت» (با عنوان اصلی «۵۰ States of Fright») یک مجموعه آنتولوژی ترسناک است که از ماه آوریل ۲۰۲۰ در سرویس کوییبی (Quibi) منتشر شده. این مجموعه، روایتگر داستان‌هایی وحشتناک در مورد هر یک از ۵۰ ایالت کشور آمریکا است. هر داستان به‌طور میانگین در سه قسمت ۱۰ دقیقه‌ای به تصویر کشیده شده و سم ریمی نویسنده و کارگردان اولین داستان این مجموعه با عنوان «بازوی طلایی» («The Golden Arm» از ایالت میشیگان) است. اگرچه او استعدادهایش را با آثاری همچون «مرده شریر» (The Evil Dead) و «مرا به دوزخ بکشان» (Drag Me to Hell) به اثبات رسانده اما «۵۰ ایالت وحشت» نه به‌اندازه کافی ترسناک است و نه به‌اندازه کافی مخاطب را درگیر خود می‌کند؛ البته تابه‌حال. در نقد و بررسی سریال «۵۰ ایالت وحشت» با فیلیمو شات همراه باشید.


کوییبی پلتفرمی برای پخش ویدیوهای موبایلی کوتاه است که از دو سال پیش پایه‌گذاری شده و تا به حال چند سریال اُرجینال از جمله «خطرناک‌ترین بازی» (با عنوان اصلی «Most Dangerous Game»)، «زنده بمان» (Survive) و «تلنگر» (Flipped) را پخش کرده است. با آغاز سال ۲۰۲۰، این پلتفرم تصمیم گرفت از سم ریمی، کارگردان سه‌گانه «مرد عنکبوتی» با بازی توبی مگوایر برای تهیه‌کنندگی اجرایی یکی از سریال‌هایش به نام «۵۰ ایالت وحشت» دعوت کند تا مردم بیشتری را به خرید اشتراک ترغیب کرده باشد.

سه قسمت اول سریال «۵۰ ایالت وحشت» که به ایالت میشیگان ارتباط دارد تحت عنوان «بازوی طلایی» منتشر شده است. در این داستان ما با دیو (تراویس فیمل) و هِدِر (با نقش‌آفرینی ریچل بروزناهان) آشنا می‌شویم؛ دو همکلاسی دبیرستان که حالا با همدیگر ازدواج کرده‌اند و زوجی جذاب تشکیل داده‌اند. هدر همیشه زیباترین دختر منطقه بوده و نه‌تنها او، بلکه دیو نیز از این موضوع آگاه است. این مسئله باعث شده دیو در مقایسه با هدر سطح پایین‌تری داشته باشد. حتی خریدن جواهراتی که از عهده مالی دیو خارج است نیز در مقابل زیبایی هدر ارزشی ندارد. هر زنی دوست دارد زیبا به نظر برسد اما هویت هدر در زیبایی خلاصه شده است. حالا حادثه‌ای رخ داده و دیو مجبور است فداکاری نهایی خود را انجام دهد.

ریچل بروزناهان در سریال ترسناک 50 ایالت وحشت

صرف‌نظر از همه‌چیز، تراویس فیمل و ریچل بروزناهان عملکرد خوبی داشته‌اند. بازی خانم میزل شگفت‌انگیز در نقشی تاریک، به‌تنهایی برای به اوج رساندن جذابیت این داستان کفایت می‌کند. یکی از لحظاتی که شما را شگفت‌زده می‌کند واکنش دیو با آن قدرت فیزیکی نسبت به صحنه ترسناک بیدار شدن هدر روی تخت بیمارستان است. مشکل جایی برجسته می‌شود که در قسمت سوم، ما شاهد انتهای داستان هستیم اما شخصیت‌پردازی دیو و هدر کامل نشده است. درواقع باید بگوییم ای‌کاش نویسندگان ما را بیشتر با آنها آشنا می‌کردند. بله، متوجه هستم که ما اینجا با یک فرم کوتاه از آثار ترسناک روبرو هستیم اما اگر اجازه ندهیم یک داستان ترسناک در وجود ما رخنه و رشد کند بهتر است با هوشمندی بیشتری مخاطب را متوجه اکتشافات ظریف شخصیتی کاراکترها کنیم.

«بازوی طلایی» از چند تکنیک سرگرم‌کننده و جالب برای ترساندن مخاطب استفاده می‌کند اما فرصتی برای ارائه بیشتر آنها وجود ندارد. شاید پلتفرم کوییبی با ندادن فرصت کافی به سازندگان سریال «۵۰ ایالت وحشت» باعث شده باشد آنها در القا حس تعلیق و وحشت به‌اندازه کافی موفق نباشند. به نظر می‌رسد داستان «بازوی طلایی» جایی بین قالب کوتاه‌مدت و بلند‌مدت گرفتار شده است. در سرتاسر ماجرا مخاطب حس می‌کند کارگردان با عجله در حال روایت داستان است و همین موضوع باعث کاسته شدن ظرفیت‌های ترس می‌شود.
جذابیت داستان و بازی بازیگران به حدی بالا است که بیننده دلش می‌خواهد زمان بیشتری با دیو و هدر سپری کند و روزهای خوب آنها پیش از حادثه را تماشا کند اما نقطه‌ضعف سریال زمانی برجسته می‌شود که این نیاز برآورده نمی‌شود و ما به‌سرعت شاهد سرنوشت شومشان هستیم. این موضوع آنقدر اساسی است که شاید روی تمامی قسمت‌های سریال «۵۰ ایالت وحشت» اثر بدی بگذارد.

ریچل بروزناهان و تراویس فیمل در نمایی از اپیزود بازوی طلایی

این مجموعه آنتولوژی به‌گونه‌ای طراحی شده تا افسانه‌های ترسناک مختص به هر ایالت را روایت کند. زمانی که شما با چنین داستانی روبرو می‌شوید، ناخودآگاه می‌خواهید ارتباط بیشتری با آن برقرار کنید و تا مدت‌ها آن را از یاد نبرید. نقطه قوت داستان‌ها از جایی سرچشمه می‌گیرد که ما می‌توانیم اتفاقی که برای دیو و هدر در ایالت میشیگان افتاد را در ذهنمان متصور شویم و واقعی بودن آن را بپذیریم. اما کوتاه بودن قسمت‌ها و عدم پرداخت شخصیتی باعث می‌شود شما خیلی زود آن حس رضایت و شاید کل داستان را از خاطر ببرید.
تنها چیزی که سریال «۵۰ ایالت وحشت» را از دیگر آثار پلتفرم کوییبی متمایز می‌کند منحصربه‌فرد بودن سبک آن است. شاید ویژگی چیزی باشد که با وجود فردی مانند سم ریمی به‌دست آمده است. او با جلوه‌های بصری جذاب سعی دارد محتوای ناکافی داستان را پوشش دهد. قاب‌بندی و لحن روایی ریمی در «بازوی طلایی» دلیل دیگری است که باعث شده تا ما با قصه‌ای پیوسته و مجذوب‌کننده روبرو باشیم.


۴۰ فیلم برتر ژانر وحشت؛ ترسناک‌ترین فیلمهای قرن ۲۱ را بشناسید


جفری کاتزنبرگ و مگ ویتمن (بنیانگذار و مدیرعامل کوییبی)، از کارگردانان مشهور ژانر وحشت از جمله لی کرونین (کارگردان و نویسنده فیلم «حفره‌ای در زمین» با عنوان اصلی «The Hole in the Ground»)، دنیل گلدهبار (کارگردان فیلم «وبکم» با عنوان اصلی «Cam») و رایان اسپیندل (کارگردان فیلم «مجموعه مرده‌شوی‌خانه» با عنوان اصلی «The Mortuary Collection») برای حضور در سریال «۵۰ ایالت وحشت» دعوت کرده‌اند و با توجه به این موضوع، من مطمئنم که سبک خاص این مجموعه به یکی از تأثیرگذارترین آثار ژانر ترسناک تبدیل خواهد شد. البته نباید از تیم بازیگری سریال نیز غافل شد. همچنین دعوت از هنرپیشگان بااستعداد و معروف عاملی است که موفقیت این سریال، حداقل از لحاظ عملکرد بازیگری، را تضمین کرده است.

در پایان، سریال ترسناک «۵۰ ایالت وحشت» یک مجموعه آنتولوژی است و کیفیت هر داستان متفاوت خواهد بود اما با بررسی قسمت‌های بعدی باید امید داشت سازندگان این مجموعه کمی خلاقانه‌تر و نوآورانه‌تر عمل کنند. صرف‌نظر از شخصیت‌پردازی ضعیف کاراکترها که تا حدودی می‌توان آن را با فرصت کم ناشی از ماهیت سرویس کوییبی توجیه کرد، تنها چیزی که می‌تواند این سریال را به یک اثر فوق‌العاده تبدیل کند نوآوری و خلاقیت بیشتر است.

سریال ترسناک 50 ایالت وحشت

منبع: Collider

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.