نقد و بررسی «فیلم بره ناقلا: فارماگدون»؛ شان و آدم فضایی‌ها

در میان محصولات شرکت آردمن انیمیشن، فیلم نبوغ آمیز «والاس و گرومیت» همیشه در ذهن طرفداران این نوع پویانمایی باقی خواهد ماند. اما در سال‌های اخیر، تولیدات این شرکت به شخصیت فوق‌العاده دیگری گره‌خورده است: بره ناقلا یا همان شانِ گوسفند. بره ناقلا که در ابتدا به‌عنوان یک نقش مکمل در اپیزودهای کوتاه والاس و گرومیت، این پیر پسر عاشق پنیر و سگ باوفایش، معرفی‌شده بود، حالا به شخصیت اصلی «فیلم بره ناقلا: فارماگدون» با عنوان اصلی «A Shaun the Sheep Movie: Farmageddon» تبدیل‌شده است. علیرغم تبلیغات کم، این فیلم توانسته است نزدیک به ۴۰ میلیون دلار فروش داشته باشد و حالا پس از یک، سال شاهد انتشار آن در نت‌فلیکس هستیم. در نقد و بررسی «فیلم بره ناقلا: فارماگدون» با فیلیمو شات همراه باشید.


اولین حضور بره ناقلا در قسمت «اصلاح سه تیغ» در سال ۱۹۹۵ بود؛ شاهکاری که اگر هنوز موفق به دیدنش نشده‌اید، بهتر است بیش از این تعلل نکنید! پس از مدتی ساخت اپیزودهای مستقل بره ناقلا شروع شد و شان از سال ۲۰۰۷ را به شخصیتی محبوب و بین‌المللی تبدیل شد. شاید علت محبوبیت این اپیزودها در اقصی نقاط جهان، بی‌نیازی از کلام بود که داستان را در همه‌جا قابل‌فهم و اثرگذار کرده بود. شان حرف نمی‌زند و کاراکترهای اطراف او نیز با اصواتی مبهم فقط غرولند می‌کنند؛ ازاین‌رو، به‌جرئت می‌توان فیلم «شان گوسفند»، محصول سال ۲۰۱۵ را گامی جسورانه در فیلم‌های ژانر کودک دانست که بدون کلام و فقط با اتکا به حرکات و شوخ‌طبعی فیزیکی، ارتباطی مثالی زدنی با مخاطب برقرار می‌کند .

در دنیایی که سرگرمی‌های خانوادگی با تکیه بر فرهنگ‌عامه ، شوخی‌های عوام‌پسندانه و تکیه‌کلام‌های رایج در میان مخاطبان محبوب می‌شوند، فیلم «بره ناقلا»، بیش از آنکه از ویدیوهای پربازدید یوتیوب برای دیده شدن بهره برده باشد، مدیون تکنیک استاپ‌موشن  برادران مارکس است. متأسفانه، نتیجه‌ این موضوع به جایی ختم می‌شود که وقتی بیشتر مردم آمریکا هنوز از پخش فیلم «بره ناقلا: فارماگدون» بی‌خبر هستند، این فیلم در سال گذشته بالغ‌بر ۴۰ میلیون دلار فروش داشته است اما حالا در سکوت، روزهای افولش را در نت‌فلیکس می‌گذراند. اگر از طرفداران تولیدات شرکت آردمن انیمیشن هستید یا دنبال فیلمی واقعاً خنده‌دار می‌گردید، باید کمی وقت بگذارید و «فیلم بره ناقلا: فارماگدون» را تماشا کنید.

کارگردانان فیلم، ویل بچر و ریچارد فلان، از همان ابتدا شان و دوستانش را وارد ماجراهایی بامزه و طعنه‌آمیز در فضایی علمی تخیلی می‌کنند. داستان ازاین‌قرار است که یک سفینه فضایی در محوطه یک شرکت خودروسازی فرود می‌آید. پس از چند ماجرای ابلهانه متوجه می‌شویم که شان و دوستان گوسفندش بی‌حوصله و کسل هستند! بیشتر اوقات روز، بتزر که سگ مزرعه است، از دست آنها در عذاب است! او مجبور است مدام تعداد زیادی تابلو را بالا بگیرد تا نشان دهد گوسفندان اجازه انجام چه‌کارهایی را در مزرعه ندارند. در صحنه‌ای تأثیرگذار که حس شوخ‌طبعی را برمی‌انگیزد، شان در انبار با غریبه‌ای به نام لولا مواجه می‌شود؛ لولا موجود آبی‌رنگ فوق‌العاده‌ای است که به مفهوم فارماگدون معنا می‌بخشد. این صحنه یادآور فیلم «ئی.تی. موجود فرازمینی» است و شان پسربچه آن فیلم را در ذهن مخاطب تداعی می‌کند. حالا شان می‌خواهد این غریبه را از «اداره جستجوی فرازمینی‌ها» پنهان کند و این آغاز ماجراهای گوسفندی او است.

نمایی از فیلم بره ناقلا: فارماگدون

در ادامه «فیلم بره ناقلا: فارماگدون» چند داستان فرعی در مورد ملاقات با ای تی و برنامه کشاورز برای ساخت یک پارک تفریحی با تم آدم فضایی‌ها را روایت می‌کند که عنوان فیلم نیز از همین موضوع برگرفته‌شده است. بازگویی این داستان‌های کوچک در قالب کلمات بسیار سخت است. آنها درواقع مجموعه‌ای از سکانس‌های کمدی هستند که با ظرافت و هوشمندی، درزمانی کوتاه در قالب حرکات شخصیت‌ها، مفاهیم را منتقل می‌کنند و ازقضا بسیار موفق از آب درآمده‌اند.

در اکثر فیلم‌هایی که برای کودکان ساخته می‌شوند، ضرب‌آهنگ فیلم و سرعت مناسب قصه‌گویی دو مؤلفه‌ای هستند که در فضای پرسروصدا و مهیج این آثار گم می‌شوند. اما سازندگان «فیلم بره ناقلا: فارماگدون»، به خوبی می‌دانند چه زمان روی صحنه‌ای تمرکز کنند و یا از روی کدام صحنه به‌سرعت بگذرند. درباره شوخی‌ها نیز همین نکته‌بینی به چشم می‌خورد: درحالی‌که برخی از شوخی‌ها به‌طور کامل اجرا و فهمیده می‌شوند، برخی دیگر با پیگیری روند داستان  قابل‌درک هستند. اگرچه ممکن است این فیلم همانند آثار شرکت پویانمایی لایکا پر از لذات بصری نباشد و یا مانند آثار شرکت پیکسار مفاهیم فلسفی را به چالش نکشد، اما در نوع خود و درزمینه آثار کمدی، ازجمله تولیدات قابل‌توجه شرکت آردمن به شمار می‌رود.

در اولین نگاه این‌طور به نظر می‌رسد که «فیلم بره ناقلا: فارماگدون» سادگی و روانی فیلم «شان گوسفند» را ندارد. فیلمنامه، یا شاید بتوان گفت «فقدان فیلمنامه» راز سحرآمیز این فیلم است! این فیلم، داستانی ساده درباره گوسفندی دوست‌داشتنی در شهری بزرگ ر روایت می‌کند که به صاحبش وفادار است. سادگی داستان شاید در ابتدا نوعی بی‌برنامگی و پراکندگی موضوعات به نظر برسد و حتی شاید ایراداتی را متوجه تدوین فیلم کند، اما همین درهم‌ریختگی به مذاق کودکان دهه هشتاد، که با اسطوره‌ای به نام ای تی بزرگ‌شده‌اند، بسیار خوش می‌آید و البته باید گفت که این تنها اشاره سازندگان فیلم به آثار اسپیلبرگ نیست.

در تماشای دوباره فیلم، ماهیت خاص فارماگدون خود را بهتر نشان می‌دهد: فیلمی خنده‌دار، بامزه و هوشمندانه؛ سه مشخصه‌ای که در بیشتر آثاری که برای کودکان تولید می‌شوند کمتر موردتوجه قرار می‌گیرند. موضوع تأسف‌آور این است که فیلمی با این سطح از دقت و ظرافت بصری، با به‌کارگیری صدها متخصص که در تک‌تک صحنه‌ها هنرشان را به رخ می‌کشند، هرگز روی پرده نقره‌ای دیده نخواهد شد و ما تنها می‌توانیم به لذت دیدن چندباره آن در دل‌خوش کنیم.


منبع: Roger Ebert

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.