نگاهی به مستند «کارخانه آمریکایی»؛ داستان سقوط یک کارخانه

کارخانه جنرال موتورز در شهر کوچک مورین در حوالی دیتون اوهایو، مامن و ماوای اهالی منطقه بود و زندگی همه مردم منطقه به آن بستگی داشت. اما دو روز قبل از کریسمس سال ۲۰۰۸، کارخانه تعطیل شد. تعطیلی کارخانه شوک عظیمی به منطقه وارد کرد و روزگار سخت مردم شروع شد. ۶ سال بعد، با افتتاح کارخانه چینی جدیدی به نام فویائو که شیشه اتومبیل تولید می‌کرد، بارقه‌هایی از امید به زندگی مردم بازگشت. شرکت چینی در آرزوی گسترش حضور خود در ایالات‌متحده، کارخانه قدیمی جنرال موتورز را به‌عنوان موقعیت مناسبی برای سرمایه‌گذاری برگزیده بود. کارگران محلی برای همکاری با کارگران چینی که شرکت با خود به آمریکا آورده بود استخدام شدند و طی ۶ ماه کار سخت و طاقت‌فرسا خط تولید شیشه جلوی اتومبیل به راه افتاد. حالا ایالتی که از رکود صنعتی و افزایش سن درنتیجه کاهش جمعیت رنج می‌برد در آستانه دستیابی به شکوفایی دوباره بود. در فیلیمو شات نگاهی داریم به مستند «کارخانه آمریکایی»، برنده جایزه اسکار بهترین فیلم مستند؛ با ما همراه باشید.


دو مستندساز سازنده این فیلم، استفن بوگنار و جولیا ریچرت، به داستان این ماجرا کاملا آشنا هستند. در سال ۲۰۰۹، آنها در فیلمی کوتاه به نام «آخرین کامیون» که نامزد اسکار هم شد، روزهای آخر حیات کارخانه جنرال موتورز را به تصویر کشیدند. اما حتی این مستندسازان کهنه‌کار نیز در آن زمان نمی‌دانستند کار به‌ظاهر بی‌فایده آنها در یادآوری پیشینه صنعتی شهر مورین، چه نتیجه‌ای در پی خواهد داشت.

«کارخانه آمریکایی» در اسکار ۲۰۲۰، برنده جایزه بهترین فیلم مستند شد و در جشنواره ساندنس جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کرد. این فیلم، یک جامعه دوگانه را به تصویر می‌کشد که در آن رابطه بده و بستان بین کارگران در جریان است و حس شرارت را در این رابطه می‌توان به خوبی دریافت. فیلم مانند یک بیانیه تغییرناپذیر درباره هویت ملی دو گروه کارگران به‌پایان می‌رسد: ساختار کلی کارخانه مانند چرخ‌دنده‌هایی خردکننده همه را در خود فرومی‌برد، فاصله‌های محتوم بین طبقات کارگر هیچگاه قابل پر شدن نیستند و آنچه در این فیلم مستند شاهد هستیم نه‌تنها ناتوانی در برقراری ارتباط بین دو گروه از کارگران است که حتی سوء تفاهم‌های عمیق فرهنگی را نیز نمایان می‌سازد. نکته‌ای که نباید از نظر دور داشت، توانایی فیلم در ارائه مضامین عمیق خود در دقایق کوتاه مکالمات است که همانند همه مستندهای موفق ۵۰ سال اخیر در این زمینه به خوبی عمل می‌کند.

در برخی صحنه‌ها نشانه‌هایی از مسائلی پیچیده در کارخانه به چشم می‌خورد: کائودو وانگ (رئیس کارخانه فویائو)، هرازگاهی دستور می‌دهد که محل سیستم‌های اعلام حریق را در لابی کارخانه جابجا کنند؛ اگرچه مکان قبلی آنها مناسب به نظر می‌رسد! همچنین پرسش‌هایی درباره اتحادیه‌ها در موقع استخدام، با لبخند اما پاسخی محکم مواجه می‌شوند.

ایده اصلی کارخانه همکاری سرکارگران چینی با کارگران آمریکایی است؛ به عقیده آنها اینکار حس همدلی و همکاری را بینشان تقویت می‌کند و شیوه کار چینی‌ها را به کارگران آمریکایی می‌آموزد. کارگران مهاجر چینی، مبهوت فرهنگ رک و بی‌پرده گفتگوی آمریکایی‌ها هستند: اینجا کشوری است که می‌توانید حتی درباره رئیس‌جمهور جک بسازید و هیچکس هم به شما کاری نداشته باشد! صحنه‌ای از فیلم که در آن کارگران چینی با لیوان‌های برند مک‌دونالد در برابرشان، مشتاقانه درباره این مسائل صحبت می‌کنند، بسیار درخشان است. این صحنه، تاثیر فرهنگ آمریکایی را بر دیگر ملت‌ها چنان به زیبایی نشان می‌دهد که می‌توان ساعت‌ها درباره‌اش به صحبت پرداخت. در صحنه ای دیگر، چند سرکارگر آمریکایی را می‌بینیم که در مراسمی در چین شرمسار از دیدن زنی که خورده شیشه‌های روی زمین را با دست جمع می‌کند، مبهوت مانده‌اند. صحنه‌های دیگری از کارگری که دوستان جدیدش را به سواری و تیراندازی دعوت می‌کند و کارگری چینی که دلتنگ خانواده است نیز عالی از کار درآمده‌اند.

در میان مدیران رده میانی کارخانه از دو ملیت هم بحث‌های جالبی در جریان است. چینی‌ها از «کارگران تنبل آمریکایی» صحبت می‌کنند و آمریکایی‌ها از سرکارگران چینی که همیشه در حال فریاد زدن هستند و مفهوم «ساعت کار استاندارد» را درک نمی‌کنند در عجب‌اند. از سوی دیگر، مسئول ایمنی کارخانه نیز بیهوده در تلاش است تا قوانین کار رعایت شوند و کسی آسیب نبیند! یکی از سرکارگران آمریکایی با بدجنسی به دوستش می‌گوید: «اگر من مسئول کارخانه بودم، دهان کارگران را با نوارچسب می‌بستم. آن‌وقت می‌دیدی که چگونه تولید ۱۰ برابر می‌شد!» همین سرکارگر که از کارخانه‌ای در چین بازدید کرده است، سعی می‌کند مراسم رژه نظامی را که قبل از هر شیفت کاری در کارخانه‌های چین اجرا می‌شود، در آمریکا اجرا کند! تلاشی که البته چندان موفق نیست. در ادامه مستند «کارخانه آمریکایی»، شاهد محاصره کارکنان فویائو توسط اتحادیه کارگران و نیز پرداخت رشوه توسط روسای کارخانه به اعضای اتحادیه برای نپیوستن به اتحادیه هستیم و البته بسیاری از این کارگران تا انتهای فیلم اخراج خواهند شد.

«کارخانه آمریکایی»، تصویری بی‌نظیر را نمایش می‌دهد بدون آنکه انگشت اتهام را به‌سوی سهامدار شرقی یا کارگران غربی نشانه رود؛ چراکه آنها هرکدام برای رفتارهای خود دلایلی دادند. همه شخصیت‌ها، حتی رئیس کارخانه که چندان هم در متن ماجرا حضور ندارد، در شغل خود با مسائلی درگیرند که از نظر دیگران ممکن است کاملا بی‌معنی و کم‌اهمیت به نظر برسد.‌ فیلم در حالی مشکلات جامعه کارگری را به تصویر می‌کشد که از مسائل طرف دیگر داستان نیز غافل نیست. مسائلی مانند همکاری در برابر فردگرایی، سرعت در برابر تولید، کمیت در برابر کیفیت و افتخار برای موفقیت در برابر تلاش برای پرداخت اجاره‌بهای خانه، همه در فیلم دیده می‌شوند؛ اما همچنان که یکی از کارگران فیلم می‌گوید: «ما کسانی هستیم که در این میان گرفتاریم…» درنهایت، فشار اصلی بر کارگران است. کارگرانی که در صحنه‌ای ادیت شده در دو کارخانه در دو سوی جهان کار می‌کنند در حالی که بین آنها کیلومترها فاصله است.
مستند «کارخانه آمریکایی» به‌عنوان نمونه‌ای از صنعتی سازی و روابط سازنده بین‌المللی در چرخه تولید شروع به‌کار کرد ولی درنهایت تقابل‌های فرهنگی، از آن ماشینی درهم‌شکسته و ناکارآمد ساخت.


منبع: Rolling Stone

شاید برایتان جالب باشد
1 نظر
  1. کیهان می گوید

    نقد فیلم روان و زیبا بود،

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: