نقد فیلم «ایوا»؛ جسیکا چستین و بازی در فیلم‌نامه‌ا‌ی ناموفق

در فیلم «ایوا» (با عنوان اصلی Ava)، جسیکا چستین نقش قاتلی بی‌رحم را بازی می‌کند که سال‌هاست از خانواده‌اش بی‌خبر است. برای نقد «ایوا» با فیلیمو شات همراه باشید.


زمانی اسم ایوا اسمی بیگانه محسوب می‌شد، اما این روز‌ها یکی از اسامی پرطرفدار میان دختران آمریکا به ‌حساب می‌آید و این محبوبیت به دنیای سینما نیز راه پیدا کرده ‌است: «ایوا» به کارگردانی تیت تیلور، سومین فیلمی است که در سال‌های اخیر به این نام ساخته ‌شده ‌است. جسیکا چسیتن تهیه‌کنندگی این اثر را بر عهده داشته و علاوه‌بر آن، خود بازیگر شخصیت ایواست که قاتلی به سردی یخ، اما زبردست است. بازگشت این شخصیت به شهر بوستون باعث می‌شود که در زندگی شخصی و کاری او مشکلاتی به ‌وجود بیاید و چگونگی حل این مشکلات است که از او یک قهرمان می‌سازد.

اما فیلم‌نامۀ کلیشه‌ای متیو نیوتن کل پروژه را به فیلمی درجه‌سه و متوسط تبدیل کرده ‌است و حتی ستارگان این فیلم هم نمی‌توانند ‌کاری برای بهبود کیفیت آن انجام دهند.

با دیدن فیلم، به‌تدریج، متوجه می‌شویم که حضور حرفه‌ای بازیگران و بازی خوبشان، یک سروگردن از این داستان تکراری بالاتر است؛ همچنین صحنه‌های اکشن و بسیار هیجان‌انگیزی از مبارزۀ بین چستین و جوآن چن، کالین فارل و جان مالکوویچ می‌بینیم که تا به حال در هیچ فیلم دیگری ندیده‌ایم. در واقع، همین جدال‌ها هستند که مخاطب را به تماشا وا می‌دارند. فیلم «ایوا» ابتدا به سینماهای کانادا، ایالت‌متحده و انگلیس راه پیدا کرد و سپس شرکت دایرکت‌تی‌وی در تاریخ ۲۵ سپتامبر آن را در سراسر جهان توزیع نمود.

یکی از دلایلی که سبب شد این فیلم موفقیت چندانی به دست نیاورد، فیلم‌نامۀ ضعیف نیوتون بود. این نویسنده‌ و کارگردان استرالیایی-آمریکایی فیلم «سه موش کور» (با عنوان اصلی Three Blind Mice) را در کارنامۀ خود دارد که یکی از فیلم‌های موفق سال ۲۰۰۸ بود. همچنین قرار بود که او کارگردانی «ایوا» را بر عهده‌ بگیرد، اما به دلیل سابقه‌ای که در خشونت علیه زنان داشت، مجبور شد از کارگردانی این فیلم انصراف دهد. پس از آن، تیت تیلور برای کارگردانی «ایوا» انتخاب شد. جسیکا چستین پیش از این در فیلم «خدمتکاران» (با عنوان اصلی The Help) با تیلور همکاری داشته، همچنین پیش‌‌تر فیلم «ما» (با عنوان اصلی Ma) را کارگردانی کرده ‌است. این فیلم در سال ۲۰۱۹ اکران شد. فیلم‌هایی که تیلور کارگردانی می‌کند همه از سبکی خاص پیروی می‌کنند؛ آشوبی ایجاد می‌شود و کاراکتر اصلی تلاش می‌کند آن را حل کند. حالا «ایوا» جدیدترین اثر اوست و حتی در جدیدترین فیلم او هم شاهد این سبک هستیم. جای هیچ تعجبی ندارد که بعضی قصه‌ها از فیلم‌نامه حذف شده باشند: مثلاً مشخص نیست که چگونه چستین از یک مأمور سادۀ ارتش به قاتلی اجیرشده بدل می‌شود.

در ابتدای فیلم، ایوا را می‌بینیم که با اغوای تاجری انگلیسی (با بازی یوان گریفید) مرتکب قتل می‌شود. پیش از این‌ها، ایوا دانشجویی بااستعداد بوده، اما به دلیل اعتیاد به الکل و مواد مخدر و رانندگی هنگام مستی، از کالج اخراج شده است و خانوده‌اش او را طرد می‌کنند. با وجود تمام این‌ها، ورود او به دانشگاهِ ارتش زندگی‌اش را متحول می‌کند؛ اعتیاد را ترک می‌کند و بدین ترتیب، زندگی متفاوتی را از سر می‌گیرد. بنا به دلایلی که فقط برای نویسنده و کارگردان مشخص است، ایوا ناگهان از دانشجوی شاگرد اول دانشگاه به قاتلی حرفه‌ای تبدیل می‌شود! تنها اطلاعاتی که از تماشای فیلم دستگیرمان می‌شود این است که ایوا تحت آموزش‌های دوک (با بازی جان مالکوویچ) به قاتلی بی‌رحم تبدیل شده است و در سازمانی ناشناس استخدام می‌شود. ایوا بی‌رحم‌ترین آدم‌کش این سازمان است و وظیفۀ او به‌قتل‌رساندن افراد تبهکار و خلافکار است، اما از جرمی که سوژه‌هایش مرتکب می‌شوند‌، هیچ اطلاعی ندارد. اینکه مخاطب چرایی قتل‌ها و نحوۀ ورود به این سازمان را نمی‌داند، از نکات منفی فیلم محسوب می‌شوند.

در عوض، فیلم سعی دارد توجه مخاطب را به حواشی جلب کند: حاشیه‌هایی که مربوط به زندگی خصوصی ایوا و رابطۀ عاشقانه‌ و شکست‌خوردۀ اوست. ایوا پس از انجام‌دادن مأموریتش در ریاض، پس از مدتی استراحت، به شهر خود بوستون بازمی‌گردد. او به مادر بیمارش (که جینا دیویس نقش او را ایفا می‌کند) و خواهر ناراحت و عصبی‌اش جود (با بازی جس وایکسلر) گفته که در اروپا یک منشی ساد‌ه است! آن‌ها حتی فکرش را هم نمی‌کنند که ایوا بتواند در ازای کشتن دیگران پول بگیرد. او پس از سال‌ها به این شهر بازگشته، اما این بازگشت کسی را خوشحال نکرده است. مشکلات ایوا با پدر مرحومش و همچنین مثلث عشقی بین ایوا، جود و دوست‌پسرش مایکل موضوعاتی هستند که بیش‌ازحد به آن‌ها پرداخته می‌شود. این‌ها موضوعاتی درام‌اند که در فیلم‌های معمول ژانر اکشن اهمیت زیادی به آن‌ها داده نمی‌شود. ایوا هر روز مرتکب قتل می‌شود و از نظر مخاطب، دست‌و‌پنجه نرم‌کردن با این موضوعاتِ احساسی برای قاتلی بی‌عاطفه‌ همچون او بی‌معنی است.

در این فیلم، فارل نقش یکی از شاگردان قدیمی دوک را بازی می‌کند و قصد دارد همکارش ایوا را به قتل برساند. هرچند ایوا می‌داند سایمون (فارل) نقشۀ قتلش را می‌کشد، برای متوقف‌کردن او هیچ تلاشی نمی‌کند؛ برای او مردن یا زندگی‌کردن تفاوتی ندارند. متأسفانه هیچ اطلاعاتی دربارۀ این سازمان یا حتی دلیلی منطقی برای کشتن ایوا در اختیار مخاطب قرار نمی‌گیرد. نیوتون در فیلم‌نامه‌اش توجه مخاطب را به حاشیه‌ها و جزئیات بی‌اهمیت جلب می‌کند و در واقع، حواسش را از موضوع اصلی پرت می‌کند و به‌طور مشخص، این نکته برای فیلم امتیازی منفی محسوب می‌شود. اتفاقات بسیاری در فیلم «ایوا» رخ می‌دهد، شاید این اتفاقات هیجان‌انگیز باشند، اما در واقع هیچ منطقی پشت وقوع آن‌ها نیست. امید این فیلم فقط و فقط به حضور جسیکا چستین است. اگر فیلم را دیده باشید، بی‌شک دیدن او در این نقش، شما را یاد شارلیز ترون انداخته ‌است. او برای این فیلم تلاش‌های بسیاری کرد، اما نتیجۀ مورد نظر عایدش نشد.


جسیکا چستین و ان هتوی در فیلم «Mother’s Instinct» همبازی می‌شوند


عوامل پشت صحنه را کادری حرفه‌ای تشکیل داده‌اند؛ تیلور سبک منحصر‌به‌فردش را حفظ کرده و استیون گولدبلات مثل همیشه فیلم‌برداری را بدون هیچ‌گونه نقصی انجام داده ‌است. زک استینبرگ، تدوینگر این اثر، پیش‌تر تدوین مجموعه فیلم‌های «ماتریکس» (با عنوان اصلی The Matrix) را بر عهده داشته و موسیقی فیلم را هم بر مک‌کرری ساخته‌ است. بی‌شک وجود افراد خِبره در ساخت فیلم تأثیری بسزا دارد، اما در نهایت، محتوا و داستان حرف اول را می‌زند. نکتۀ مهم فیلم‌برداری، وجود صحنه‌های اکشن یا کارکشته بودن بدلکاران نیست؛ در حقیقت، مهم این است که مخاطب فیلم را درک کند و در آخر دلیل کشته‌شدن افراد را بفهمد. اما گویا در این فیلم، بررسی مسائل پیش‌پا‌اُفتاده و درام اهمیت بیشتری برای نویسنده داشته‌ است!

اگر شما نویسندۀ این فیلم‌نامه بودید، چه تغییری در آن ایجاد می‌کردید تا کیفیت فیلم را افزایش دهید؟


منبع: Variety

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.