نگاهی کوتاه به سریال «خانم آمریکا»

کیت بلانشت در این درام فمینیستی مربوط به دههٔ هفتاد می‌درخشد. سریال پرستاره و معروف «خانم آمریکا» (با نام اصلی Mrs. America) به موضوعات زنان و جنگ فمینیست‌ها در دههٔ هفتاد می‌پردازد و چهرهٔ شخصیتی ضدقهرمان، به نام فیلیس شلفلی را به تصویر می‌کشد.
این مینی‌سریال ۹ قسمتی برای شبکهٔ اف‌ایکس ساخته شده است و در پانزدهم آوریل، برای اولین بار، از پلتفرم آنلاین هولو منتشر شد.


در این سریال، بودجۀ فراوانی صرف تجملات، صحنه‌پردازی‌های باشکوه، چهره‌پردازی‌ها و طراحی لباس‌های زیبا و مختص دهۀ ۷۰ و از طرفی، حضور بازیگران ستاره و بالطبع گران‌قیمت شده است. البته بازگشت این بودجه با توجه به برخی صحنه‌های حیرت‌انگیز این سریال، چندان بعید به نظر نمی‌رسد.
کیت بلانشت، در سریال «خانم آمریکا»، نقش فیلیس شلفلی، ضد فمینیستِ محافظه‌کار و سنت‌گرایی را بازی می‌کند که در زمان خودش، نزد مردم آمریکا، چندان محبوب نبود. در ابتدای داستان، او را در لباسی با طرح و پرچم کشورش، در یک جشنواره زیبایی (چیزی شبیه به مراسم دختر شایسته) می‌بینیم؛ آن هم در حال عرض‌ اندام و مجذوب‌کردن نگاه مخاطبان جشنواره! سپس در اواسط قسمت اول این سریال، او با جمعی از معترضان، در‌حالی‌که لباسی صورتی از پارچۀ فاستونی بر تن دارد، هماهنگ با یکی از آثار مشهور استپین ولف ، پیاده‌روی می‌کند و در مقابل زنان مدافع حقوق برابری ایستاده است. فیلیس شلفلی با ارائۀ طرح و پیشنهاد‌ی چشمگیر برای مقابله با جنبش‌های زنان و اعتراضات آن‌ها، مبنی بر برابری حقوق زنان و مردان در سال‌های ۷۰ تا ۸۰ ظهور کرد و با به‌کارگیری مفاهیم دینی و مذهبی در مقابل جمعی از زنان فمینیسم ایستادگی نمود. با توجه به حضور بلانشت در این نقش و عملکرد خیره‌کنندۀ او، بی‌شک این سریال جذابیت‌های خاص خودش را دارد.

سریال خانم آمریکا

مکالمات و گفت‌وگوهای پرتنش، زندگی‌های خصوصی و شخصیِ شخصیت‌های فعال سیاسی و حقوقی در این سریال سرشار از تضاد‌های آشکار است و همۀ این‌ها فارغ از خوب یا بد بودن شخصیت‌ها ساختار آن‌ها را شکل می‌دهد و پردازش می‌کند. اگرچه روند و ریتم فیلم گاه به کندی و سختی رد‌شدن از یک بیشه یا حتی مرداب است، سریال «خانم آمریکا» در برابر چشم تماشاگران می‌درخشد. سریال، تصویر کاملی از تأثیرات شلفلی در کمپین‌های زنان علیه زنان را به ما نمایش می‌دهد. از سوی دیگر، «خانوم آمریکا» علل ظهور موج دوم جریان فمینیستی را به‌درستی بیان می‌کند و تصویری بجا از چهره‌های معروفی چون گلوریا استاینم (با بازی رُز بیرنشرلی چیزم (با بازی اوزو ادوبا) و بتی فریدان (با بازی تریسی آلمن) به مخاطب می‌دهد.

«خانم آمریکا» در حرکتی ماهرانه، خط داستانی‌اش را از زمان کشمکش‌های موجود بر سر متمم حقوق برابر شروع می‌کند. (متمم حقوق برابر طرحی در کنگره بود که برای اولین‌بار در سال ۱۹۲۳ با هدف مقابله با تبعیض جنسیتی در جامعه، به قانون اساسی و اعضای کنگره مطرح شد.) ماهرانه‌تر از انتخاب زمان خط داستان، انتخاب شلفلی برای محوریت سریال است. فیلیس شلفلی از زنان ضد فمینیسم بود. او به مدت ۱۰ سال عضو هیئت مخالفان متمم حقوق برابر نیز بوده است.
سریال «خانم آمریکا» را داهوی والر، نویسندهٔ سریال «مد من» (با نام اصلی Mad Men) ساخته است. او گذشته را با دقت بررسی می‌کند و در پی آن است که کشمکش‌ها یا تناقضات احتمالی در اتفاقات و روابط هم‌زمان با این رویداد را بیابد. سپس یافته‌هایش را با سکانس‌ها و صحنه‌های آمیخته با رنگ‌های گرم به هم می‌بافند و ساختارش را تکمیل می‌کند. هر قسمت از این سریال، با توجه به‌عنوان آن، به یک زن اختصاص دارد (گلوریا، شرلی، بتی و…). هریک از این زنان ستیزه‌های عمومی موجود در جامعه را به سمت برابری حقوق زنان و مردان هدایت می‌کنند؛ اما هم‌زمان با مشکلات شخصی و پیوستگی کار و زندگی خصوصی خود نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این موضوعی است که به پس‌زمینه و رنگ ثابت تمام داستان‌های این سریال تبدیل شده است؛ به‌ویژه در داستان رُز بیرن، که در نقش گلوریا استاینم فوق‌العاده عمل می‌کند. بازی او نمایشی محبوب و بی‌نظیر از تصویر زنان مستقل است که هم‌زمان با زندگی شخصی خود، در مقام رهبر، توجه عموم جامعه را نیز به خود جلب می‌کنند.

رز بایرن و کیت بلانشت در نقش گلوریا استاینم و فیلیس شلفلی ظاهر شده‌اند

ادوبا نیز در ایفای نقش شیرلی چیزم به‌خوبی عمل می‌کند. چیزم اولین زن سیاه‌پوستی است که در سال ۷۲، برای به‌عهده‌گرفتن ریاست‌جمهوری تلاش‌هایی انجام داد. او شخصیتی پیچیده، عمیق و با‌ اعتماد‌به‌نفسی مثال‌زدنی بود.
مارگو مارتیندال نیز برای نمایش شخصیت بلا ابزوگ از هیچ تلاشی مضایقه نمی‌کند و شخصیت او را به همان اندازه باانگیزه و حتی پرخاشگر در برابر بازپس‌گیری حقوق زنان نشان می‌دهد. بلا ابزوگ مؤسس سازمان ملی سیاسی زنان نیز بود.
الیزابت بنکس، در این سریال، نقش جیل راکلشائوس، فعال جمهوری‌خواه مدافع حقوق زنان را به‌خوبی ایفا می‌کند.
تأثیر شلفلی و عملکرد او در جامعه روی تک‌تک شخصیت‌های‌ سریال مشخص و عیان است. شخصیت او، با تمرکز روی قسمت اول، در نقش یک ضدقهرمان برای ادامۀ خط داستان فمینیستی سریال شکل می‌گیرد و پرداخته می‌شود.

سریال «خانم آمریکا» رنج، سختی و کشمکش‌های زنان را به‌سمت سیاه و سفید کردن مطلق می‌برد. شلفلی و انجمن و پارلمان عقابش، سیاه و بد، و زنان فمینیست و مدافع حقوق برابری سفید و خوب هستند. البته باید گفت همین موضوع مخاطبان بسیاری را به این سریال جذب کرده است.
با توجه به حضور حیرت‌انگیز کیت بلانشت (مثل همیشه) و با توجه به جایگاه او در مقام تهیه‌کنندهٔ اجرایی این اثر، سریال «خانم آمریکا» حقیقتاً اثری ارزشمند است.
سریال «آمریکایی‌ها» (با نام اصلی The Americans)، اثر دیگری از شبکهٔ اف‌ایکس است که به دوران جنگ سرد دههٔ ۸۰ در آمریکا می‌پردازد. به نظر من، سریال «خانم آمریکا» نیز همچون سریال فوق، پشت ترکیبی از وفاداری‌ها، خیانت‌ها و جنبش‌های آنان (با تأکید بر مفهوم عمل آن‌ها) پنهان شده است. اگرچه همدستی ائتلاف شلفلی با کوکلوس‌کلان‌ها (سازمان‌های پشتیبان برتری نژاد سفید، یهودستیزی و…) نمایانگر گرایشات جنگی او بوده، درعین‌حال بیانگر صدای بلند سیاسی او و دغدغهمندی‌اش بوده است.

شلفلی در میدان نبرد با مدافعان حقوق برابر، در نهایت، پیروز شد. در سال ۱۹۸۲، در سه ایالت، این متمم امضا نشد و به همین دلیل، برای قبولی در قانون اساسی، رأی کافی نیاورد. در نهایت، در انتخابات رؤیایی شلفلی، رونالد ریگان، مهر پایانی بر این متمم زد؛ اما این جنگ ادامه پیدا کرد. به گفتۀ والر، او پروژۀ ساخت سریال «خانم آمریکا» را پیش از انتخابات سال ۲۰۱۶، پیش از شکل‌گیری جنبش «من هم» و پیش از شیوع سخت‌گیری برای سقط جنین در ایالت‌ها آغاز کرده است.

سریال خانم آمریکا

منبع: The Guardian

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.