مروری کوتاه بر فیلم «پینوکیو»

در اواخر قرن نوزدهم و در شهر توسکانی، مرد فقیرِ نجاری به نام ژپتو (با بازی روبرتو بنینی) پس از خلق عروسک جدیدی به نام پینوکیو، متوجه می‌شود که فقط با یک عروسک چوبی طرف نیست و به او زندگی بخشیده شده است. پینوکیو از همان آغاز، شیطنت‌های خاص خودش را دارد و به دنبال کشف دنیا از جنبۀ مادی و خوش‌گذرانی‌های کوتاه‌مدت است؛ به همین دلیل، در تشخیص‌دادن درست از غلط دچار مشکل می‌شود و کم‌کم اصول اخلاقی را به‌نوعی زیر پا می‌گذارد.
در انتهای داستانِ کارلو کلودی و نسخه‌ای از «پینوکیو» که در سال ۱۸۸۳ منتشر شد، عروسک چوبی و انسان‌نمای داستان را یک اره‌ماهی بزرگ می‌بلعد. در طول زمان، داستان «پینوکیو» نه‌تنها به رمانی شنیدنی برای کودکان، بلکه به موضوعی جذاب برای فیلم‌سازی بدل شد. فیلم‌های زیادی با اقتباس از این داستان ساخته شدند و بسیاری نیز صرفاً بازسازی دوباره‌ای از نسخه‌های قدیمی بودند. در هر دوره‌ای، همیشه یک کارگردان حرفه‌ای بوده که بخواهد با اقتباس از داستان «پینوکیو»، فیلم جدیدی خلق کند.

قرار است گی‌یرمو دل تورو در سال آینده استاپ‌موشنی جدید از داستان «پینوکیو» (با عنوان اصلی Pinocchio) بسازد. او در یکی از مصاحبه‌های اخیرش گفته که هیچ‌کس به اندازه‌ او در کودکی با پینوکیو همذات‌پنداری نکرده است. البته، در حال حاضر، رابرت زمکیس نیز قرار است با اقتباس از همین داستان برای دیزنی کارگردانی کند.


اخبار تکمیلی درباره نسخه لایو اکشن «پینوکیو» را در فیلیمو شات بخوانید


شخصیت پینوکیو فیلم‌سازان بسیاری را تحت‌تأثیر قرار داده است؛ مثل آنچه در ارتباط فیلم «موبی دیک» (با عنوان اصلی Moby Dick) و شخصیت ایهب می‌بینیم. انگار این ویژگی در دی‌ان‌ای برخی از شخصیت‌ها وجود دارد که به‌شکلی خاص، کل فیلم و حتی کارگردان را رهبری کنند. مثل شخصیت ادوارد در فیلم «ادوارد دست‌قیچی» (با عنوان اصلی Edward Scissorhands) و کارگردان فیلم، تیم برتون. یا آنچه در فیلم «هوش مصنوعی» (با عنوان اصلی A.I. Artificial Intelligence) اثر استیون اسپیلبرگ و استنلی کوبریک تماشا کردیم. انگار برخی داستان‌ها برای دنیای سینما و کارگردانان در حکم موجودی دست‌نیافتنی‌اند و در نتیجه، آن‌ها برای به ‌دست‌ آوردنشان حریص می‌شوند.

ماتئو گارونه نیز از این قاعده مستثنا نبود و از کودکی تحت‌تأثیر داستان «پینوکیو» قرار گرفته بود. همان‌طور که کتاب «پینوکیو» برای اولین‌بار در ایتالیا نوشته و منتشر شد، ماتئو گارونه نیز فیلم‌برداری را در زادگاه خود (ایتالیا) انجام داده است.

نمایی از فیلم پینوکیو

کلودی طنزپردازی سیاسی بود و داستان «پینوکیو» را با موضوع رذیلت‌ها و فضائل اخلاقی، در شهر توسکانی نوشت. در داستان او، چندین شخصیت وجود دارند که همواره سعی می‌کنند با سوءاستفاده از شخصیت پینوکیو ضمن نشان‌دادن حسن‌نیت دروغینشان، او را از راه درست منحرف کنند. خیلی عجیب نیست که کارگردان فیلم «گومورا» (با عنوان اصلی Gomorrah) محصول سال ۲۰۰۸، تحت‌تأثیر داستان «پینوکیو» قرار گرفته است. نسخۀ گارونه از داستان «پینوکیو» سرخوش‌تر از نسخه‌های قبلی است و او سعی کرده با تأکید بیشتر روی شخصیت ژپتو (خالق عروسک پینوکیو) احساسات او را هنگام برخورد با تصمیمات نادرست پسرش نمایش دهد.

روبرتو بنینی که در این فیلم نقش پدر ژپتو را بازی می‌کند، پیش‌تر تحت‌تأثیر داستان «پینوکیو» قرار گرفته بود و برداشتش از این داستان را در فیلمی با بازی خودش در نقش پینوکیو در سال ۲۰۰۲ ساخته است. البته بازی در نقش پینوکیو تصمیمی عجیبی بود، زیرا او ۴۹ سال داشت! با وجود این، چنین تصمیمی پتانسیلی بالا برای جذب مخاطب برای فیلم به همراه داشت. اما در فیلم گارونه او نقش پدری پیر، ساده‌لوح، فداکار و کمی ناامید را بازی می‌کند. می‌توان گفت که مخاطب از تماشای او در این نقش لذت می‌برد.
هیچ نقشی در این فیلم هدر نمی‌رود. گارونه با گروهی بی‌نظیر از بازیگران، کار کرده است. حتی فدریکو ایلاپی ۸ساله که در نقش پینوکیو بازی می‌کند نیز به‌خوبی از عهدۀ ایفای نقش پسری چموش، چابک و البته لوس برآمده است.

 فدریکو ایلاپی در نمایی از فیلم پینوکیو

شاید فکر کنید با فیلمی با تصویرپردازی دیجیتال طرف هستید، البته چنین چیزی با توجه به حضور مارک کولیرِ چهره‌پرداز چندان بعید نیست. شخصیت پینوکیو در این فیلم به‌حدی واقعی است که انگار با تصویر دیجیتالیِ او طرف هستیم. مارک کولیر همان کسی است که توانست تیلدا سوینتن را در فیلم «سوسپیریا» (با عنوان اصلی Suspiria) به کارگردانی لوکا گوادانینو، به مردی مسن و پیر تبدیل کند. او در این فیلم نیز طوری چهرۀ پینوکیو را طراحی کرده که انگار واقعاً از چوب ساخته شده است!

فیلم «پینوکیو» اثر ماتئو گارونه از یک پشتوانۀ احساسی قوی‌ برخوردار است و بسیار شیرین، پر از عشق و با روایتی دلبرانه مخاطب را جذب خودش می‌کند.

زمان ۲ساعتۀ فیلم گارونه شاید کمی زیاده‌از‌حد و طولانی به‌نظر برسد و شاید مخاطب احساس خستگی کند. همان‌طور که داستان «پینوکیو»ی کلودی به شکل مجموعه‌ای چند‌قسمته ارائه شد، شاید ساخت این فیلم در چندین قسمت نیز تصمیم بهتری بود. به هر حال، اگر برای تماشای این فیلم فرصت کافی داشته باشید، احتمالاً، خیلی خسته نمی‌شوید و با رضایت کامل دیدن آن را ادامه می‌دهید. شاید یکی از دلایلی که باعث می‌شود تماشای انیمیشن‌های کلاسیک دیزنی لذت‌بخش باشد، شکل روایت داستان است. روایتی که گاه با تشابهاتی اندک با کتاب و منبع اصلی سعی دارد داستان را کوتاه کند و صرفاً به چند نقطۀ کلیدی بسنده می‌کند تا بتواند انیمیشن را در ۸۸دقیقه تمام کند. نسخۀ اصلی داستان «پینوکیو»، نوشتۀ کلودی، در آغاز، در روزنامه‌ها و مجله‌های مناسب کودکان به شکل سریالی منتشر می‌شد؛ اما تعریف ساختار چندقسمتی برای سینما کار آسانی نیست. به همین دلیل، فیلم‌نامۀ فیلم گارونه از نقاط خالی فراوانی رنج می‌برد و نتوانسته به بسیاری از بخش‌های داستان به‌درستی بپردازد.


۱۰ فیلم برتر جشنواره برلین ۲۰۲۰؛ از افسانه‌های کلاسیک تا زندگی یک خوک


به هر حال، فیلم «پینوکیو» اثر ماتئو گارونه از یک پشتوانۀ احساسی قوی‌ برخوردار است و بسیار شیرین، پر از عشق و با روایتی دلبرانه مخاطب را جذب خودش می‌کند. این فیلم با دوبلۀ فارسی از طریق فیلیمو در‌دسترس مخاطبان قرار گرفته است. فیلم «پینوکیو» به‌راحتی توانسته با طنز جذاب و شخصیت‌های بامزه‌اش، فضائل اخلاقی‌ای چون مهربانی و خوبی را برای کودکان تعریف کند. کم یا زیاد، فیلم «پینوکیو» به‌راحتی لبخند را روی لب مخاطبانش می‌آورد.


منبع:‌ Empire Online

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.