فیلم «آپارتمان» ۶۰ ساله شد؛ نگاهی به یکی از بهترین آثار بیلی وایلدر

فیلم «آپارتمان» (با عنوان اصلی «The Apartment») محصول سال ۱۹۶۰، یک کمدی رمانتیک با مضامین انسانی است که به نویسندگی و کارگردان بیلی وایلدر ساخته شده است. وایلدر در یکی از بهترین آثار خود داستانی لطیف با بازی دو هنرپیشه جذاب، جک لمون و شرلی مک‌لین را روایت می‌کند. ماجرای فیلم در مورد یک مرد مجرد و تنها به نام سی.سی. باکستر است که در یک شرکت بیمه بزرگ با سی هزار کارمند کار می‌کند. باکستر سعی دارد برای پیشرفت سریع‌تر در کار خود، آپارتمانش را به مدیران شرکت قرض دهد تا آنها مدتی را با معشوقه‌هایشان خوشگذرانی کنند. به مناسبت ۶۰ سالگی فیلم «آپارتمان»، نگاهی به آن داشته‌ایم. با فیلیمو شات همراه باشید.


با گذشت ۶۰ سال از زمان ساخت، فیلم «آپارتمان» هنوز هم اثری دیدنی و جذاب است؛ داستانی که نه‌تنها راجع به یک مرد معمولی، بلکه پیرامون بازتابی عمیق از زندگی برای مردان و زنان آمریکایی است. دهه ۱۹۶۰ اوج دوران حرفه‌ای بیلی وایلدر بود. او در این دهه فیلم‌های «سانست بلوار» (با عنوان اصلی «Sunset Boulevard»)، «تک‌خال در حفره» (Ace in the Hole)، «بازداشتگاه شماره ۱۷» (Stalag 17)، «سابرینا» (Sabrina) و «خارش هفت‌ساله» (The Seven Year Itch) را ساخته بود. سال ۱۹۵۹، وایلدر به همراه آی اِی ال دایموند در مقام نویسنده، اثر درخشان «بعضی‌ها داغشو دوست دارن» (Some Like It Hot) را با بازی جک لمون، مریلین مونرو و تونی کرتیس اکران کرد. موفقیت این فیلم باعث شد وایلدر و آی ای ال دایموند بار دیگر ایده همکاری با جک لمون را در سر داشته باشند.
جک لمون اغلب به‌عنوان یکی از بزرگترین بازیگران آمریکایی تاریخ سینما شناخته می‌شود. او بیش از ۶۰ فیلم در کارنامه بازیگری خود دارد و اگرچه ۸ مرتبه نامزد دریافت اسکار شده اما تنها ۲ جایزه را تصاحب کرده است. بااین‌حال، لمون همیشه خود را فردی خوش‌شانس خطاب می‌کرد که اتفاقات بر وفق مرادش رخ داده‌اند. بازی زیبای او در فیلم «بعضی‌ها داغشو دوست دارن» پیش‌زمینه‌ای برای همکاری طولانی‌اش با وایلدر شد.

جک لمون در نمایی از فیلم آپارتمان

کاراکتر او در فیلم «آپارتمان» یک حسابدار معمولی به نام سی.سی. باکستر است که در میز ۸۶۱ طبقه نوزدهم یک شرکت بزرگ بیمه کار می‌کند. در ابتدای فیلم، ما با صدای باکستر اطلاعاتی در مورد شهر نیویورک دریافت می‌کنیم؛ شهری با جمعیت ۸ میلیونی که اگر تمام مردمش را روی شانه‌های همدیگر قرار دهیم برابر با فاصله بین میدان تایم تا شهر کراچی پاکستان خواهد شد. باکستر یکی از ۳۱ هزار کارمند این شرکت است که از ساعت ۸:۵۰ صبح تا ۵:۲۰ عصر هرروز سر کار می‌رود. اما داستان زمانی آغاز می‌شود که او از مشکلاتش در رابطه با آپارتمانش صحبت می‌کند.
جک لمون در مورد کاراکتر خود گفته بود: «باکستر یک جاه‌طلب بود. پسری خوب اما ساده‌لوح که به‌راحتی از تهدیدات مدیرانش می‌ترسد و سریعاً از رفتار خود عذر می‌خواهد. در پایان فیلم، او تغییر می‌کند زیرا متوجه می‌شود که در عوض توجیه کردن کارهایش باید به اخلاقیات اهمیت بیشتری بدهد. او متوجه می‌شود که یک کودک احمق بوده و حالا تصمیم می‌گیرد طور دیگری زندگی کند.»

ایده اصلی فیلم «آپارتمان» تا حدودی از فیلم «برخورد کوتاه» (Brief Encounter) به نویسندگی نوئل کوارد الهام گرفته شده است. باکستر یک مجرد سخت‌کوش است که جاه‌طلبی، تسلیم‌پذیری و اعتمادبه‌نفس پایین، او را به سمتی سوق داده‌اند که آپارتمانش را پس از ساعات کاری در اختیار مدیران شرکت قرار دهد تا به همسرانشان خیانت کنند. علیرغم آن که چهار تن از رؤسای او پیوسته آپارتمانش را رزرو می‌کنند، رئیس‌کل شرکت، آقای شلدریک (با بازی فرد مک‌موری) نیز به برنامه اضافه می‌شود و این یعنی باکستر باید اکثر شب‌ها چند ساعت دیرتر به خانه برود.

جک لمون و شرلی مک‌لین در نمایی از فیلم آپارتمان

البته این خوش‌خدمتی باکستر، مزایایی هم برای او به دنبال دارد: پیشرفت سریعتر در شغلش. برخلاف رؤسا، باکستر کسی را ندارد که او را به خانه‌اش دعوت کند و تنها به هم‌صحبتی با مسئول آسانسور، زنی به نام فرن کیوبلیک (با نقش‌آفرینی شرلی مک‌لین) قناعت کرده است. فرن همیشه از رفتار محترمانه باکستر تشکر می‌کند و به نظر می‌رسد او نیز به باکستر علاقه دارد. اما ماجرا زمانی جالب می‌شود که می‌فهمیم فرن یکی از معشوقه‌های آقای شلدریک است. نقطه عطف داستان جایی است که عشق باکستر به فرن شدت پیدا می‌کند و او حالا باید بین پیشرفت شغلی و عشق به فرن، یکی را انتخاب کند.
آقای شلدریک احتمالاً یکی از منفورترین کاراکتر‌های تاریخ سینما به شمار می‌رود؛ کسی که اگرچه زن و فرزند دارد، اما با دختران جوان رابطه برقرار می‌کند و پیوسته آنها را با دروغ‌ گفتن در مورد طلاق از همسرش فریب می‌دهد. فرد مک‌موری پیش از بازی در فیلم «آپارتمان» قراردادی بلندمدت با دیزنی بسته بود و نمی‌خواست با بازی در نقش یک کاراکتر منفی وجهه خوبش را خراب کند اما موفقیت همکاری‎‌های قبلی‌اش با بیلی وایلدر او را به حضور در این فیلم ترغیب کرد. بازی او آنقدر باورپذیر از آب درآمده بود که مک‌موری در یکی از خاطراتش گفته بود: «تا مدت‌ها پس از اکران فیلم، هر بار به خیابان می‌رفتم مردم به من فحش می‌دادند و حتی چند زن با کیفشان من را کتک زده‌اند.»

بیلی وایلدر و آی ای ال دایموند نویسندگی فیلمنامه را بر عهده داشتند. اگرچه بخش زیادی از متن فیلمنامه از قبل نوشته نشده بود و با آغاز فیلمبرداری تکمیل می‌شد اما آنها حتی کوچکترین انحراف از فیلمنامه را جایز نمی‌دانستند و شرلی مک‌لین کسی بود که اغلب اوقات نمی‌توانست دیالوگ‌هایش را دقیقاً مطابق با فیلمنامه بیان کند. در یکی از صحنه‌های آسانسور، وایلدر مجبور شد پنج بار برداشت را تکرار کند چون مک‌لین تنها یک کلمه را جا می‌انداخت.

نمایی از فیلم آپارتمان

حواس‌پرتی مک‌لین تنها مشکل بیلی وایلدر نبود؛ فیلمبردار فیلم «آپارتمان»، جوزف لاشل، بیشتر با کارگردان‌هایی کار کرده بود که از تلویزیون به سینما آماده بودند و به همین دلیل بیش‌ازحد از نمای کلوزآپ استفاده می‌کرد. اما وایلدر ترجیح می‌داد استفاده کمتری از نمای نزدیک داشته باشد و این باعث می‌شد میان این دو، بحث‌هایی شکل بگیرد. البته تمام این مشکلات پایان خوشی داشت و بیلی وایلدر به اولین کسی تبدیل شد که جایزه اسکار بهترین کارگردانی، بهترین فیلم‌نامه و بهترین فیلم را به‌طور همزمان دریافت می‌کند.
وایلدر و دایموند تا جایی که می‌توانستند صحنه‌های خنده‌دار خلق کردند و شاهکار آنها سکانسی است که باکستر سرما خورده و حالا باید تمام برنامه‌های رزرو آپارتمانش را تغییر دهد تا فرصتی برای استراحت در خانه پیدا کند. با وجود سکانس‌های کمدی، چیزی که در سراسر فیلم موج می‌زند روحیه‌ای از ناامیدی است؛ احساسی از یأس و ناراحتی که نقطه اوجش جایی بروز می‌کند که فرن حقیقت را در مورد شلدریک متوجه می‌شود. بحث‌وجدل آنها در آپارتمان آنقدر تلخ است که فرن را مجبور به خودکشی با خوردن چند قرص خواب می‌کند. زمانی که باکستر سر می‌رسد و با کمک دکتر او را نجات می‌دهد، وایلدر دوباره سعی دارد حس طنز را به فیلم باز‌گرداند. باکستر خاطره تلاش ناموفقش برای خودکشی پس از شکست عشقی را تعریف می‌کند و حس غم، حداقل برای چند لحظه، از خاطر تماشاگر محو می‌شود.

بیلی وایلدر اغلب به‌عنوان فردی بدبین در مورد ماهیت بشر شناخته می‌شود؛ اما او همیشه شخصیتی را به تصویر می‌کشید که برخلاف همه، ذات پاکی دارد.

بیلی وایلدر اغلب به‌عنوان فردی بدبین در مورد ماهیت بشر شناخته می‌شود. اساس این تصوّر، بر مبنای نمایش حرص و فساد اخلاقی در آثار او از جمله «غرامت مضاعف» (با عنوان اصلی «Double Indemnity») و «تک‌خال در حفره» پایه‌ریزی شده بود. اما او همیشه شخصیتی را در فیلم‌هایش به تصویر می‌کشید که برخلاف همه، ذات پاکی دارد. «آپارتمان» یک کمدی رمانتیک است که دو شخصیت اصلی آن تحت شرایط پیش‌آمده از هم دور مانده‌اند و هر دو فکر می‌کنند لیاقت تجربه عشق واقعی را ندارند. برای باکستر غیرقابل‌درک است که چرا مردی در جایگاه او نمی‌تواند زنی مثل فرن را به خود جذب کند؛ برای فرن نیز باورکردنی نیست که زنی در جایگاه او چرا شایستگی مهربانی و نجابت را ندارد. این موانع، چیز‌هایی نیستند که در فیلم‌های طنز عاشقانه شاهدشان هستیم؛ ما با دو شخصیت روبرو هستیم که از نظر روان‌شناختی کمبود دارند و به این باور رسیده‌اند که کلید سعادتشان در دست مدیرانشان است.

جک لمون و شرلی مک‌لین در نمایی از فیلم آپارتمان

«آپارتمان» آخرین فیلم تماماً سیاه‌وسفیدی بود که جایزه بهترین فیلم سال را از سوی آکادمی اسکار دریافت می‌کند. ۵۱ سال طول کشید تا فیلم «آرتیست» (با عنوان اصلی «The Artist») بتواند در سال ۲۰۱۱ بار دیگر داوران را به اهدای این جایزه به یک فیلم سیاه‌وسفید دیگر مجاب کند. در سال ۲۰۰۷، بنیاد فیلم آمریکا «آپارتمان» را به‌عنوان هشتادمین فیلم برتر تاریخ انتخاب کرد.
پس از اکران فیلم «آپارتمان»، بسیاری از منتقدان جوامع شرقی به‌خصوص اهالی سینما در شوروی بر این عقیده بودند که چنین داستانی تنها در شهر‌هایی همچون نیویورک که تحت سلطه سیستم سرمایه‌داری هستند رخ می‌دهد. اما بیلی وایلدر در یکی از مصاحبه‌های خود گفته بود: «اتفاقات فیلم ممکن است در هر جامعه‌ و شهری رخ دهد، به‌جز مسکو». زمانی که دلیل آن را سوال کردند، جواب داد: «تنها دلیلی که این داستان در مسکو رخ نمی‌دهد این است که در آنجا هیچ‌کس آپارتمانی برای خود ندارد.»

فضای مسحورکننده فیلم «آپارتمان»، بیننده را مجذوب خود می‌کند. اکثر فیلم‌ها را معمولاً می‌توان در یک ژانر خلاصه کرد اما این فیلم به‌طور همزمان چند مضمون متفاوت را به تصویر می‌کشد. فیلمنامه‌ این اثر با فراز و نشیب دادن به داستان به شکلی خارق‌العاده مخاطب را با خود همراه نگه می‌دارد و حس همدردی او را برمی‌انگیزد؛ برای مثال، صحنه‌ای که فرن در جشن کریسمس شرکت از روابط عشقی قبلی شلدریک آگاه می‌شود و همزمان باکستر نیز که از جلب‌توجه او ناامید شده سعی دارد با رفتن به یک کافه و نوشیدن، غمش را فراموش کند.

جک لمون و شرلی مک‌لین در نمایی از فیلم آپارتمان

احتمالاً شنیده‌اید که در صحنه‌ مشت‌زنی فیلم «باشگاه مبارزه» (Fight Club)، دیوید فینچر از ادوارد نورتون خواسته بود بدون اطلاع برد پیت واقعاً به او مشت بزند تا تصویری واقعی به تماشاگران ارائه شود. فیلم «آپارتمان» نیز یک صحنه مشت‌زنی دارد و شاید فینچر از اتفاقی که در این فیلم افتاده درس گرفته باشد. در صحنه‌ای که شوهرخواهر فرن به‌صورت باکستر مشت می‌زند، قرار بود یک مشت نمایشی زده شود اما وایلدر با چندین برداشت متوجه می‌شود که حس درد باورپذیر از آب درنیامده بنابراین جک لمون هم همان دردی را تجربه می‌کند که برد پیت ۴۰ سال بعد تجربه کرد.
در آخر، نباید از بازی فوق‌العاده جک لمون و شرلی مک‌لین غافل شویم. شاید فرن پر زرق‌وبرق‌تر از باکستر فرومایه به نظر برسد، اما لمون و مک‌لین سطح بازی یکدیگر را ارتقا می‌دهند. برای مخاطب بدیهی است که آن دو به همدیگر تعلق دارند و وقتی در انتهای فیلم به یکدیگر می‌رسند، مخاطب همان چیزی را دریافت می‌کند که هر فیلم کمدی رمانتیک خوب باید به تماشاگرانش نشان دهد. اثر برجسته آنها بر فیلم بی‌شک شایسته توجه بیشتری بود؛ اگرچه هردوی آنها توانستند جایزه بفتا و گلدن گلوب را برای بازیگری در این فیلم دریافت کنند اما آکادمی تنها به گنجاندن آنها در لیست نامزدهای اسکار بسنده کرد.


منبع: The Guardian

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.