مروری بر سریال «کبیر»

ال فانینگ و نیکلاس هولت، در سریالی جدید با عنوان «کبیر» (با نام اصلی The Great) ایفای نقش می‌کنند. این سریال به قلم یکی از نویسندگان فیلم «سوگلی» (با نام اصلی The Favourite)، تونی مک‌نامارا، دربارۀ کاترین کبیر (ملکۀ روسیه) ساخته شده و از شبکۀ هولو پخش می‌شود.
آیا اصلاً کاترین کبیر شایستۀ آن بود که در جایگاه فرد اول سلطنت روسیه شناخته شود و سال‌های طولانی حکومت کند؟ پاسخ قاطع تاریخ به این سؤال «بله» است. ملکۀ قرن هجدهم روسیه، لقب کبیر را با ایجاد تغییرات اساسی در کشور، گسترش مرزها و اداره‌کردن روسیه به شیوۀ تغییرات مدرن اروپایی و البته بیشتر انگلیسی به‌دست آورد. اما در بیوگرافی- درام جدید شبکۀ هولو با نام «کبیر»، که ال فانینگ در آن نقش بیست‌سالگی کاترین را بر عهده دارد، پاسخ این سؤال کمی نامشخص به‌نظر می‌رسد، البته تا به اینجای ماجرا.

ال فانینگ در نمایی از سریال کبیر

شش ماه پیش، اولین فصل از سریال «کاترین کبیر» در شبکه اچ‌‌بی‌‌او انتشار یافت. سریالی که در آن هلن میرن نقش ملکه کاترین را در سنین بالاتر بازی می‌کند؛ زمانی‌که ملکه هم به قدرت سلطنت عادت کرده و هم شیوۀ به‌کارگیری از آن را یاد گرفته است. روایت داستان در این سریال با پرگویی و پرچانگی قدرتی زنانه همراه است. قدرتی که در سال‌های قبل به خود اجازه داده تا با طرح نقشه، مقام سلطنت را از همسر احمقش، پیتر، بگیرد و از آن خود کند.
نابهنجاری‌ها و اشتباهات تاریخی از روی عمد، اغراق‌های غیر‌واقعی و بدگمانی به بارداری‌های سودآور در سریال «کبیر» ما را به یاد یورگوس لانتیموس (کارگردان فیلم «سوگلی») می‌اندازد. تشابهات میان سریال «کبیر» و فیلم «سوگلی» با توجه به حضور تونی مک‌نامارا (نامزد جایزۀ اسکار)، به‌عنوان نویسندۀ هر دو اثر، چندان عجیب و غافل‌گیرکننده نیست.

چیزی که شاید هیجان‌انگیز و باورنکردنی‌ به‌نظر برسد، شباهت میان این سریال با فیلم لایو‌ اکشن «دیو و دلبر» است.

آنچه شاید هیجان‌انگیزتر و باورنکردنی‌تر به‌نظر برسد، شباهت میان این سریال با فیلم لایو‌ اکشن دیزنی، «دیو و دلبر» (با نام اصلی Beauty and the Beast) است. با وجود پیشینۀ سلطنتی کاترین کبیر، که طبیعتاً باید او را فردی کوته‌فکر نشان دهد، ماجرا طبق پیش‌بینی و انتظارات ما پیش نمی‌رود؛ حتی می‌توان گفت که او در این سریال فردی کتابخوان و اهل فرهنگ و حتی ایده‌آلیست است‌. این شاهزادۀ آلمانی به‌محض پا گذاشتن به روسیه دریافت که از این به بعد در زندانی از جنس طلا و جواهر گیر افتاده است؛ جایی که در آن از پول و ثروت و البته قدرت به شیوه‌های گوناگون و حتی غیرمعمول استفاده می‌شود. از به‌کارگیری خرس‌ها به‌عنوان حیوان خانگی و استفاده از سرهای روی نیزه برای تزیینات کاخ گرفته تا بزرگداشت‌های پرخرج برای جنازه‌ها و جسد‌های از‌هم‌پاشیده. در سریال «کبیر» نقش دیو (معادل فیلم «دیو و دلبر») را شخصیت پیتر بازی می‌کند. پیتر کسی است که در اولین ملاقات کوتاهش با کاترین با لحنی بی‌ادبانه، حرفی توهین‌آمیز می‌زند و او را می‌رنجاند.

شخصیت پیتر تا حدودی ما را به یاد الیویا کلمن در فیلم «سوگلی» و نقش ملکه می‌اندازد. آن حجم از بی‌قراری، افراط و ضعف در برابر خواسته‌های شهوانی‌ یا حتی غذا‌های پرچرب و البته هفده خرگوش (که هرکدام نماد نوزادان مرده و سقط جنین‌های مکرر آن ملکه بود) که شخصیت حاکمی خودکامه و هوس‌ران را به‌درستی به تصویر می‌کشید.
هولت، که در فیلم «سوگلی» هم بازی کرده، در سریال «کبیر» با نقشی آشناتر برای مخاطب حضور دارد: او مردی جوان است که به دنبال حفظ سلیقۀ خود در خوش‌گذرانی و حفظ سلطنت و شیوۀ حکومتش برای سه قرن آینده است.

سریال «کبیر» به دور از اجتناب و مصلحت‌اندیشی، از روایت این حقیقت کوتاهی نمی‌کند که پیتر یکی از بزرگ‌ترین تهدید‌ات کشور روسیه به‌شمار می‌آمده و کشور را به‌سمت جنگ‌های مکرر، وحشیگری‌های صرف و حکومتی دیکتاتوری و مستبدانه با قوانینی سخت (مثل قانون ریش) هدایت می‌کرده است؛ آن هم فقط برای اثبات قدرت خود به اطرافیانش. رفتار او با همسر افسرده‌اش هم تعریفی نداشته است. او برخلاف ادعاهایش مبنی بر حفظ حرمت زنان، احترام و تکریم آن‌ها، گاهی با کتک‌زدن همسرش سعی می‌کرده حرف‌هایش را به او تفهیم کند! او پادشاهی است که ما را به یاد جافری در سریال «بازی تاج و تخت» (با نام اصلی Game of Thrones) می‌اندازد.

نیکولاس هولت در نمایی از سریال کبیر

اما سریال «کبیر» در بیان اینکه کاترین حکومت و سلطنت را از همسرش می‌گیرد و در جنگی نابرابر، بر او پیروز می‌شود چندان موفق نبوده است (البته تا به اینجا). مک‌نامارا نیز بیشتر از آنکه به حمایت مخاطبانش دل بدهد، به قهرمان‌پردازی دلبسته است. اما از طرفی، او آگاه است که یک رهبر توانا به چیزی بیشتر از صحنه‌های اشرافی، باشکوه و ایده‌آل‌های سلطنتی نیاز دارد. (البته باید گفت که همۀ آن‌ها از المان‌هایی بوده‌اند که در جذب پرنسس کاترین به روسیه و آمدن وی به این کشور مؤثر بوده‌اند.) به غیر از این عناصر، ناشناختگی روسیه برای کاترین نیز مورد دیگری بوده است؛ کشوری که وی آن را فقط به واسطۀ پادشاه خودکامه و مفسد و اطرافیان و درباریان چاپلوسش می‌شناخت.
مسئلۀ دیگر این است که سریال باید به ابهامات بپردازد تا مخاطبان باور کنند یک نفر به محض ورود، به ناجی یک ملت بدل نشده و در این راه سختی‌های بسیاری کشیده است؛ زیرا کاترین اگرچه فقط سه سال از زندگی‌اش را تحت قوانین سخت‌گیرانه و بی‌دلیل همسرش گذراند، اما چیزی در حدود هفده سال در روسیه، پیش از به‌دست‌آوردن یا در تعریف درست‌تر، دزدیدن حکومت از همسرش زندگی کرد و بسیار سختی کشید. حال آنکه سریال «کبیر» به‌جای نمایش این موارد و رفع ابهام برای بیننده، متأسفانه بیش‌ازحد به تصمیم‌گیری‌های خرد‌آمیز کاترین و عقل سلیم او مشغول شده است.

با وجود بازی‌های حرفه‌ای و بسیار خوب فانینگ و هولت، سریال «کبیر» به‌دلیل تاکید بر قهرمان‌پردازی و تک‌قهرمانی ضربه می‌خورد.

در این سریال ۱۰ قسمتیِ حقیقتاً سرگرم کننده، «کبیر» داستان کاترین را از ابتدای روشن‌شدن جرقه‌هایی برای کودتا علیه همسرش بیان می‌کند. اولین شریک جرم و دوست او در این راه ماریال (با بازی فیبی فاکس) نجیب‌زاده‌ای بود که مقامش به پیشخدمتی نزول یافت. مغز متفکر گروه آن‌ها مرد عاقلی با مقام دیوان‌سالاری به نام اولو (با بازی ساشا دوان) بود که عادت داشت با کشیش محافظه‌کار و سنتی قصر (با بازی آدام گادلی) بحث کند و ذره‌ای از موضعش کنار نکشد. افراد دیگری نیز بودند که با وفاداری به پادشاه، به‌سختی، در این راه با کاترین همراه شدند: عمۀ پیتر، الیزابت (با بازی بلیندا برومیلو)، افسر ارشد (با بازی داگلاس هاج)، معشوقه‌اش (چریتی ویکفیلد) و البته همسر او (با بازی گویلیم لی).
بسیاری از شخصیت‌های حامی و دوست کاترین یا حتی پیتر، در طول زمان، تغییر کردند و حتی اقداماتی انجام دادند. همان‌طور که یکی از رقبای کاترین با کلاه‌گیسی صورتی به سر، از روی چشم‌و‌هم‌چشمی به ملکه‌اش گفت: « تو برای این کشور چیزی به جز یک رحم بچه‌زا نیستی.» (و البته شایان ذکر است که آن‌ها همان کسانی هستند که شایعۀ مرگ کاترین را بر سر زبان‌ها انداختند.) در تمام مدت، این شخصیت‌های مثلاً حمایتگر، بیشتر شبیه تکه‌هایی از پازل بودند که در مواقع لزوم گرد هم جمع می‌شدند و به دنبال دسیسه‌چینی بودند تا اینکه انسان‌هایی متمدن باشند. البته سریال «کبیر» هنوز زمان دارد تا به خط‌های داستانی‌اش نظم دهد و در ادامه آن‌ها را به درخشش برساند.

نمایی از سریال کبیر

در نهایت، با وجود بازی‌های حرفه‌ای و بسیار خوب فانینگ و هولت، سریال «کبیر» به‌دلیل تاکید بر قهرمان‌پردازی و تک‌قهرمانی ضربه می‌خورد؛ به‌خصوص در دورانی که چنین موضوعی کم‌کم در حال ناپدید شدن است و به‌همین دلیل چندان به سریال معنا نمی‌بخشد. با وجود این، «کبیر» سریالی خوش ساخت و سرگرم‌کننده است که طرفداران فراوانی دارد. پیش بینی می‌شود که نام این مجموعه در میان نامزدهای کسب جایزه امی ۲۰۲۰ هم قرار گیرد.


منبع: Hollywood Reporter

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.