نگاهی به فیلم «همسر از‌ دست رفته»؛ داستانی پر از جزئیات

اقتباس سینمایی ویکی وایت از داستان پراحساس کاترین سنتر آن‌قدر خوب از کار درآمده که بتوان دیدن آن را به دوستان پیشنهاد داد؛ اما با توجه به جزئیات فراوان داستان، شاید انتخاب قالبی دیگر، به‌جز فیلم بلند سینمایی، روشی مناسب‌تر برای روایت آن به شمار می‌آمد.
کتاب رمان «همسر از‌ دست رفته»، (با عنوان اصلی The Lost Husband) را کاترین سنتر در سال ۲۰۱۳ به چاپ رسانده است . روایت ویکی وایت از این داستان ، فیلمی با همین نام است که بار دراماتیک فراوانی در خود دارد و بیشتر این بار دراماتیک مستقیماً به عنوان آن بازمی‌گردد. عنوان فیلم و کتاب «همسر از دست رفته» در جلب‌توجه مخاطب، بسیار موفق است و در عین حال، ذهنیت او را به سمت‌و‌سویی نادرست سوق می‌دهد. درست است که در این داستان لیبی موران (با بازی لسلی بیب) همسرش را از دست داده است، اما در کل فیلم، این موضوع سوژۀ اصلی داستان نیست. در واقع، داستان دربارۀ لیبی است و اینکه او چگونه بعد از ماجرایی تراژیک که هرآنچه را داشته از او گرفته، دوباره خود را پیدا می‌کند و به زندگی باز می‌گردد. با این توضیحات، می‌توان فیلم «همسر از‌دست‌رفته» را مانند فیلم‌هایی که از شبکۀ هالمارک پخش می‌شوند یا کتابی ارزان‌قیمت تصور کرد که می‌توان آن را از هرجایی خرید؛ اما باید توجه داشت که در این ژانر از فیلم‌های بلند، نمی‌توان انتظار دیدن اثری هنری داشت و با در‌نظر‌داشتن همۀ این موارد باید اذعان کرد که فیلم «همسر از‌ دست رفته» در سطحی بالاتر از متوسط ساخته شده است.

آنچه فیلم «همسر از‌دست‌رفته» از آن رنج می‌برد، فقدان یا کمبود محتوای نمایشی نیست؛ بلکه در واقع حجم زیاد درام در داستان، خود به نقطه‌ضعف این فیلم تبدیل شده است.

آنچه فیلم «همسر از‌دست‌رفته» از آن رنج می‌برد، فقدان یا کمبود محتوای نمایشی نیست؛ بلکه در واقع حجم زیاد درام در داستان، خود به نقطه‌ضعف این فیلم تبدیل شده است. فیلم‌نامۀ «همسر از‌دست‌رفته»، با پیچ‌و‌خم‌های فراوان، که در اغلب موارد سردرگم‌کننده و بی‌هدف‌اند، بیشتر مناسب ساخت مجموعه‌ای چند‌قسمتی به‌صورت مینی‌سریال است. در نتیجه، استفاده از آن برای ساخت فیلم بلند سینمایی به تولید فیلمی فشرده و پر از ریزه‌کاری منجر شده است. با وجود این، احتمالاً، فیلم وایت مورد پسند طرفداران کتاب سنتر قرار می‌گیرد و علاوه بر آن، توجه مخاطبان دیگری را نیز به خود جلب خواهد کرد؛ کسانی که از خواندن و تماشای داستان‌هایی دربارۀ افرادی خسته و درمانده و محصور در چندین بحرانِ متفاوت لذت می‌برند!
زندگی لیبی پس از مرگ همسرش، دنی (با بازی کوین آلخاندرو) دستخوش تغییرات مداوم بوده است. مرگ دنی، زندگی عادی لیبی و دو فرزندش را به‌شدت تغییر داده است؛ این تغییرات فقط از‌دست‌دادن پدر و همسر نیست، بلکه آن‌ها امنیت مالی خود و حتی خانه‌ای را که مال خود می‌دانستند، از دست داده‌اند و حالا باید دوباره و از نو زندگی جدیدی را شروع کنند. لیبی از رفتار سرد مادرش (با بازی شارون لارنس) سرخورده است و تصمیم می‌گیرد نزد خالۀ خود، جین (با بازی نورا دان) برود، که در مزرعه‌ای در تگزاس زندگی می‌کند. از دیدار قبلی لیبی با خاله جین سال‌ها می‌گذرد. مزرعۀ او بسیار زیباست و دیدارهای گاه‌به‌گاه جیمز، مباشر خاله جین (با بازی جاش دوهامل) که مردی خشن و بد‌خلق است، نیز چندان آزاردهنده نیست. تا اینجای داستان همه چیز عادی به پیش می‌رود.

اما لیبی آرزوهای بزرگی در سر می‌پروراند. فیلم «همسر از دست رفته»، مستقیماً لیبی را وارد ماجرایی عاشقانه و خانگی نمی‌کند. در عوض، کارگردان می‌خواهد با درگیر‌کردن عمیق او در زندگی روستایی در یک مزرعه، موقعیت‌هایی جالب خلق کند؛ بعضی از این موقعیت‌ها مانند شبی که لیبی و جیمز با هم در جایی گیر افتاده‌اند ذاتاً جالب هستند و با توجه به تلاش کارگردان برای باورپذیرکردن این اتفاقات در زندگی جدید لیبی، کلیشه‌ای نیز به‌نظر نمی‌رسند. به عبارت دیگر، تمرکز فیلم به‌طور کلی بر روند التیام دردهای لیبی قرار دارد و به‌طور مشخص، کار‌کردن مداوم و عشق خانواده در این راستا بسیار کمک‌کننده هستند. وایت در نمایش روابط خانوادگی گریزی هنرمندانه به داستان‌های مشابه با مضمون شروع زندگی جدید در روستا زده است. این شیوه داستان فیلم را روان‌تر و ساده‌‌فهم‌تر کرده است.

در کتاب سنتر، به‌عنوان منبع اصلی و نیز در فیلم‌نامۀ اقتباسی وایت از آن، برای شخصیت‌های اصلی ابعاد و جزئیات ظریف و متفاوتی تعریف شده است؛ حتی مادر لیبی (با بازی لارنس) که زنی بسیار سختکوش است، داستانی قدیمی در پشت سر دارد که باعث شده لیبی در تمام زندگی‌اش او را فردی بدذات بداند و از او در هراس باشد. داستانک‌هایی دربارۀ جیمز و جین و ماجراهای رمانتیک هریک از آن‌ها وجود دارد که به‌خوبی در فیلم گنجانده شده‌اند و در جای خود قرار دارند. در عین حال، اتفاقاتی ناگهانی و غیرمنتظره نیز در فیلم وجود دارد؛ برای نمونه، لیبی با دختری به نام سان شاین (با بازی هریزان اف گواردیولا) آشنا می‌شود که در دنیای رها و افسانه‌ای لیبی، همچون سیم خاردار، وصله‌ای ناجور است! گواردیولا در این نقش دلفریب است، اما شخصیتی کاملاً بیمارگونه دارد. این دختر ظاهراً می‌تواند آینده را پیشگویی کند. او همیشه همه چیز را طوری برنامه‌ریزی می‌کند تا جزئیات منفی هرچه بیشتری را در برابر کسانی قرار دهد که آن‌ها را مرهون افکار خاص خود می‌داند! پدر او، با بازی ایسایا ویتلک جونیورِ کاریزماتیک، یکی از این افراد است که شخصیت او نیز به همین ظرافت و دقت ساخته و پرداخته شده.

در زندگی جدید لیبی، همه خوشحال و راضی نیستند. فرزندان لیبی سعی می‌کنند از راه دور، بر کارهای او نظارت کنند؛ همچنین لیبی دوستان و آشنایانی دارد که با وجود اطلاع از روحیۀ در‌هم‌شکستۀ لیبی هیچ‌گونه احساس همدردی‌ای با او نشان نمی‌دهند. زندگی در شهری کوچک، اگرچه شیرین است، همواره آسان نیست. وایت در فیلم «همسر از‌ دست رفته» گاه ایده‌ای بسیار بجا و عالی را رها می‌کند تا موضوعی واقعی‌تر و صادقانه‌تر را عنوان کند. یکی از این صحنه‌ها مهمانی تولدی است که در زیباترین انبار قابل تصور برگزار می‌شود، آن هم با جزئیاتی درخشان، که زرق‌وبرق آن بیش‌از‌حد لزوم به نظر می‌رسد. این اتفاق، مسیر صادقانۀ داستان را به چالش می‌کشد و در نهایت نیز به تیرگی می‌انجامد.

سایر پیچیدگی‌های داستان نأمانوس به‌نظر می‌رسند. در صحنه‌ای احساسی، که به روزِ مرگ دنی برمی‌گردد، فیلم این واقعیت را به ببیننده منتقل می‌کند که رازی قدیمی در خانواده وجود دارد و دست‌هایی پنهان در آن نقش دارند؛ اما این راز تا نیمۀ دوم فیلم برملا نمی‌شود. در این میانه، رابطۀ نوپای لیبی و جیمز نیز بسیار ناپخته است و آن‌گونه که باید از کار در نیامده است. رابطۀ آن‌ها به‌طور متناوب شروع می‌شود و به پایان می‌رسد و در واقع، معلق است! فیلم «همسر از دست رفته» را نمی‌توان تنها روایتی از تأثیر روحیه‌بخش عشقی تازه بر لیبی به‌عنوان زنی محزون و افسرده دانست؛ اما همچنان که فیلم به همان روال کُند خود به پیش می‌رود رابطۀ اجتناب‌ناپذیر بین این دو دلداده در حال شکل‌گرفتن است. باید گفت نادیده‌گرفتن این ارتباط و نداشتن توجه کافی به آن در فیلم تعجب‌برانگیز به‌نظر می‌رسد. در کشاکش رابطۀ بیب و دوهامل، که از آزاردادن تا حمایت‌کردن متغیر است، آن‌ها به‌خوبی با یکدیگر تعامل می‌کنند. رابطۀ آن‌ها در ابتدا تدافعی و گاه تهاجمی است، که در واقع اصل اساسی فیلم‌های ژانر عاشقانه را نیز همین عدم تعادل تشکیل می‌دهد. این رابطۀ اولیۀ پرتنش کاملاً باورپذیر است و می‌توان گرمای عشق را در ورای این رابطه احساس کرد.

در کل باید گفت فیلم «همسر از‌دست‌رفته» با داشتن تمام مؤلفه‌های درامی کامل، قلب‌هایی زخمی که در جست‌وجوی مرهم‌اند‌ و مدت‌زمانی کمتر از دو ساعت، کار چندان سختی برای انجام‌دادن نداشته است. این فیلم، در نهایت، با تلاش در راستای یافتن راهی متقاعد‌کننده برای حل گره‌های داستان به پایان می‌رسد.


منبع: Indie Wire

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.