نقد فیلم «پلتفرم»؛ داستان غافلگیرکننده سکویی برای نجات

چرا داستان تعریف می‌کنیم؟ بسیاری از نورولوژیست‌ها، روانشناسان و متخصصان اعصاب به دنبال پاسخ این سؤال هستند که چرا بشر تا این حد به داستان و روایت قصه کشش دارد؟ تئوری‌ها بی‌شمارند اما تقریباً همه به این امر معتقد هستند که داستان‌گویی روشی مؤثر برای انتقال تفکر به افراد دیگر است. مفاهیمی مثل داستان، قهرمان، اتفاق و کشمکش، بخشی از زندگی تمام انسان‌ها در تاریخ و جغرافیای متفاوت بوده و خواهد بود. از تاریخ باستان تا دنیای پسامدرن، داستان‌ها و افسانه‌ها راهی برای آموزش یا انتقال مفاهیمی مثل اخلاق، گناه و ایثار بوده‌اند. اگر این تعریف را برای داستان بپذیریم، شاید بتوانیم بهترین مثال برای آن را در فیلم «پلتفرم» با عنوان اصلی «The Platform» پیدا کنیم. در نقد و بررسی این فیلم با فیلیمو شات همراه باشید. 


«پلتفرم» در ظاهر فیلمی علمی-تخیلی با المان‌های تریلر-ترسناک است، اما اگر بخواهیم آن را با دقت توصیف کنیم، با فیلمی در سبک آثار «نمادین» روبرو هستیم. گالدر گازتلو اوروتیا (کارگردان فیلم) با ایده‌ای درخشان، تمثیلی از دنیای امروز می‌سازد و جنبه‌های مختلف سیاست، اقتصاد و عواقب آنها برای ما را در این دنیای کوچک به تصویر می‌کشد.

در زندانی چند صد طبقه، دو زندانی در هر طبقه قرارگرفته‌اند. هرروز سکویی پر از غذا از وسط هر سلول عبور می‌کند و پایین می‌رود؛ مسئله اینجاست که طبقه‌های پایین باید بازمانده غذای طبقه‌های بالا را بخورند و هرچقدر که سلولتان در طبقه‌ پایین‌تری باشد، احتمال رسیدن به غذا کمتر است و زنده باقی ماندن به مرام و مروت زندانیان سلول‌های بالاتر بستگی دارد. در این زندان، تنها چند دقیقه برای خوردن غذا وقت دارید، هیچ غذایی را نمی‌توانید انبار کنید و در انتهای هر ماه جای سلول‌ها به‌صورت تصادفی با هم عوض می‌شود.

این ایده جمع‌وجور در فضایی بسته، فرصت بسیار خوبی برای به تصویر کشیدن اثری نمادین در دنیایی پر از طبقات اجتماعی فراهم آورده است. «پلتفرم»، این ایده را به بستری برای برگزاری یک بحث اجتماعی-سیاسی بدل می‌کند و تئوری‌های مختلف را به بوته آزمایش می‌گذارد تا بالاخره به پاسخی برای درک مفهوم عدالت و ناعدالتی برسد. قهرمان فیلم، جوانی روشنفکر است که یک جلد از کتاب «دن کیشوت» را با خودش به زندان آورده است و حالا طی هم‌سلول شدن با افراد مختلف می‌تواند گرایش‌های سیاسی متفاوت را در این زندان ببیند؛ از کسانی که معتقدند باید با منطق مسئله را حل کرد گرفته تا افرادی که مذهب را راه‌حل فرار از زندان می‌بینند.

در همان ابتدا باید بفهمید که با فضایی واقعی یا به‌اصطلاح رئال روبرو نیستید؛ اگر بخواهید دائما به این فکر کنید که ساخت چنین زندانی چگونه ممکن است یا سکو چطور کار می‌کند، دچار مشکل خواهید شد.  اما اگر به فلسفه و جامعه‌شناسی علاقه‌مند باشید و مغزتان آماده تخیل در مورد شرایطی فرضی باشد، از فیلم «پلتفرم» لذت فراوانی خواهید برد. «پلتفرم» سرشار از مضامین فلسفی، ادبی، جامعه‌شناسی و حتی در بخش‌هایی از فیلم، اسطوره‌شناسی و نمادشناسی مذهبی است؛ به‌بیان‌دیگر، این فیلم برای هرکسی یک غذای فکری آماده کرده است!

فیلم «پلتفرم» شاید بهترین تعریف برای اثر روشنفکرانه باشد، یعنی اگر در طول زندگی خود به مسائلی مثل عدالت، برابری و طبقات اجتماعی و اقتصادی فکر کرده باشید، با فیلمی روبرو خواهید شد که فرصت خوبی ایجاد می‌کند تا با تحلیل و بررسی آن به تضارب آرا با سایر روشنفکران دوروبر خود بپردازید.

در پرده اول، ایده جذاب فیلم و دنیایی که با هزینه کمی ساخته، به‌شدت مجذوبتان می‌کند و در ادامه‌ هم با پیچ‌های داستانی بسیار جذاب، مخاطب را همچنان با خود همراه نگه می‌دارد. پرده سوم فیلم، شتاب و تکانه درست دو پرده اول را ندارد و  باعجله به دنبال تمام کردن فیلم است. اگر «پلتفرم» پرده سوم بهتری داشت می‌توانست به یکی از بهترین آثار سال تبدیل شود. همچنین در این پرده، شاهد عمیق شدن فیلم در الهیات مسیحی هستیم، موضوعی که شاید برای مخاطب غیرمسیحی دور از ذهن باشد. اما باید به این نکته هم توجه کرد که فیلم «پلتفرم» در یکی از اصلی‌ترین مراکز مذهب کاتولیک اروپا یعنی اسپانیا ساخته‌شده است.

نمایی از فیلم پلتفرم با عنوان اصلی «The Platform»

چرا باید فیلم «پلتفرم» را ببینیم؟

به‌قول‌معروف، «فیلم خوب، فیلمی است که وقتی تمام می‌شود تازه در ذهن مخاطب کارش را شروع می‌کند.» از این زاویه می‌توان گفت «پلتفرم» اثری بسیار موفق است. فیلمی که وقتی تمام می‌شود، به شما نقطه‌نظر و دیدگاهی می‌دهد که با آن می‌توانید تمام اتفاقات دنیا را با نگاهی نو ببینید؛ فیلمی جامع که می‌توان وضعیت هر جامعه و هر تاریخی را با توجه به آن توصیف کرد.

فیلم «پلت فرم» محصول سال ۲۰۱۹ اولین اثر گالدر گازتلو اوروتیا، فیلمساز اسپانیایی است که برای اولین بار در فستیوال فیلم تورنتو مخاطبان بسیاری را به خود جذب کرد و خیلی زود توانست نت‌فلیکس را برای خرید حق پخش جهانی‌اش متقاعد کند. نت‌فلیکس به‌تازگی این فیلم را در بازار عرضه کرده و حالا گازتلو اوروتیا فیلم‌سازی است که با اولین فیلمش توانسته طرفداران زیادی در دنیا پیدا کند؛ کارگردانی که همه منتظر آثار بعدی‌اش هستند.


شاید برایتان جالب باشد
7 نظر
  1. مهدی می گوید

    توضیح خوب و کامل بود . مشتاق دیدن فیلم شدم. ممنون

  2. مهدی می گوید

    من دیدم اصلا خوشم نیومد

  3. saeed.rash می گوید

    سلام دوستان واقعا در عجبم که چطور بین این همه نظر کسی متوجه این موضوع نشد که اون پاناکوتایی که وسط فیلم نشون داده شد تلاش اون مادره برای رسوندن پیام بوده وقتی اون مادره بین طبقات در حرکت بوده مثه همون باهارتو گورنگ حداقل یک بار با مرد خردمند برخورد داشته و تلاش کرده پیامشو با رسوندن پاناکوتا نشون بده ولی اشتباه میکرده در صورتی که پیام اصلی فرستادن بچه خودش به بالا بوده شاید نمیدونسته ولی فرض بر اینکه دونسته باشه یه جورایی خودخواهی بشرم نشون میده که حتی وقتی کلید حل مشکلاتم پیدا می‌کنه حاضر نیست از یه سری چیزاش بگذره مثه بعضی پدر مادرا برای اینکه از بچشون جدا نشن یا میترسن از نتیجه کارشون نمیذارن به حقیقت برسن هم اتاقی دختره که می‌گفتید چرا کسی پیشش نبود همون مادرش بود که غذارو تو دهنش نگه میداشت میاورد براش اون مادرم از ترس آسیب ندیدن دخترش در طبقات دیگه اونو آورده بوده تو طبقه ای که مطمین بوده که مدیریت احتمال زنده بودن کسیو اونجا نمیداده تا بخواد جاشو عوض کنه اصلا اون طبقه ی آخر هیچ کدوم ازین قانونای سردو گرم شدنو اینارو نداشت چون دیگه بعدش طبقه ای نبود نیازی به قانونم نداشت در هر حال گورنگ میدونست با رسوندن اون بچه به بالا سرآشپزا میفهمن قانون سن ۱۶ سال نقض شده بچرو فرستاد بالا چون نماد فرده روشنفکر و با سواد بود و خیلی چیزای دیگه که کامل یادم نموند توی این متن همرو بگم هر کی هر سوالی داشت یا چیزی براش مبهم بود بگه تا بیشتر براش توضیح بدم.

    1. محمد می گوید

      حلالت دداش ….

    2. فاطمه می گوید

      سلام ممنون از توضیحاتتون، لطفا بازم راجع نکات اینمدلی پلتفرم توضیح بدین!خیلی کنجکاوم. تو سایتای خارجی که میخونم، همه اون قسمت پاناکوتا دست مدیر رو، حساسیتش موقع ساخت غذاها میدونن و نه اینکه اون یکبار برگشت داده شده.و اینکه، هربار که میهارو به طبقات پایینتر میرفت، به فرض که به بچش که همیشه در ۳۳۳ هست میرسید و حالا با دهنش غذا میداد، چجوری برگشت داده میشد؟! مثلا مدیریت کلا از بچه و ۳۳۳ بیخبر بوده…یا نه و هر ماه هی جای مادرو عوض میکردن و اونم هر ماه همون یکبار غذا به بچش میرسونده؟! بچهه جون دار تر ازونی بود که بشه گفت ماههاست ماهی یبار یکم غذا بهش رسیده//سوال دیگه من اینه که چرا کسی برای نجات خودش و فرستاده شدن خودش به بالا، با سکو نمیرفته پایین(تا برگرده بالا).و اینکه سکو هربار یهو از پایین میومد بالا، اونایی که رو لبه گودال مینشستن که کتلت میشدن که:)به چه جراتی مینشستن! حدس زمانش اونم بااون سرعت،سخت بود!

      1. Farnam می گوید

        اولا بگم که این فیلم خیلیییی از این سوالا داره و قصدش این نبود که این چیزا رو نشون بده، مثلا اصلا سکو چجوری معلقه؟؟ ۳۰۰ طبقه ۷ متری چجوری ساخته شده؟؟؟
        در کل شما نباید به این مسائل فکر کنین
        دوما، کاری میکردن که زندانیا شبا خوابشون ببره مگه متوجه نشدین؟

  4. Farnam می گوید

    اولا بگم که این فیلم خیلیییی از این سوالا داره و قصدش این نبود که این چیزا رو نشون بده، مثلا اصلا سکو چجوری معلقه؟؟ ۳۰۰ طبقه ۷ متری چجوری ساخته شده؟؟؟
    در کل شما نباید به این مسائل فکر کنین
    دوما، کاری میکردن که زندانیا شبا خوابشون ببره مگه متوجه نشدین؟

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: