نقد و بررسی فیلم «راههای نرفته»؛ گذاری بر گذشته و خاطراتی که دیگر از دست رفته‌اند

لئو نویسنده است و با دختر جوانش، مالی، آلبوم روزهای زندگی‌اش را ورق می‌زند. آن‌ها از گذشته‌های دور و ازدواج ناموفق لئو با دلورس و سپس ازدواج بعدی‌اش صحبت می‌کنند و در نهایت، به ‌روزی می‌رسند که در نیویورک در کنار یکدیگر زندگی را می‌گذرانند. در نقد و بررسی فیلم «راههای نرفته» با فیلیمو شات همراه باشید.


فیلم «راههای نرفته» (با عنوان اصلی The Roads Not Taken)، ساختۀ سالی پاتر، کارگردان پیشرو و فمینیست بریتانیایی است. این فیلم دومین همکاری او با ال فانینگ به شمار می‌رود و بازی درخشان فانینگ در آن به‌شدت جالب‌توجه است. اولین فیلم آن دو «جینجر و رزا» (با عنوان اصلی Ginger & Rosa) بود. این اثر، دوستی میان دو دختر جوان را به تصویر می‌کشید که در دوران شکوفایی تکنولوژی، از گسترش پیشرفت‌های هسته‌ای در هراسند. حالا، همکاری دوبارۀ کارگردان با این هنرپیشۀ جوان نشان‌دهندۀ هماهنگی چشمگیری است که هردو در درک هدف و خواستۀ دیگری به آن دست یافته‌اند. فانینگ در فیلم «راه‌های نرفته»، نقش مالی را بازی می‌کند. مالی زنی جوان است که از پدرش لئو، با بازی خاویر باردم، مراقبت می‌کند. لئو نویسنده‌ای اهل مکزیک بوده است که حال، به‌طرزی ناراحت‌کننده علائم بیماری زوال عقل و جنون را از خود نشان می‌دهد. فانینگ در نقش مالی بسیار تماشایی است و نشان می‌دهد که به‌وضوح از بودن در کنار پدر خوشحال است؛ اما از سوی دیگر، مراقبت دائمی از پدر، آن هم در این شرایط، مالی را بسیار مستأصل کرده است. در واقع، مالی تصویری مدرن از زنی است که با وجود حرکت در لبۀ تیغِ خستگی و فرسودگی، همچنان از تلاش دست نمی‌کشد.

ال فانینگ در نمایی از فیلم راههای نرفته

موضوع فیلم «راههای نرفته» با قالبی که برای روایت آن انتخاب شده، تفاوت دارد، اما محصول نهایی کاملاً دقیق و پایبند به فرم است. پاتر در فیلم قبلی خود به نام «مهمانی» (با عنوان اصلی The Party) که در سال ۲۰۱۷ ساخته شده است، به این تعهد و دقت به ساختار توجهی فراوان دارد. در آن فیلم، کارگردان ماجرای مهمانی شام فاجعه‌باری را در قالب فیلمی سیاه‌وسفید روایت می‌کند. اما فیلم «راه‌های نرفته» به صورت رنگی فیلم‌برداری شده است. در حقیقت، رابی رایان (فیلم‌بردار اثر) برای تمایز قائل‌شدن میان سه برهۀ زمانی روایت داستان، از سه زمینۀ رنگی متفاوت برای هر دوره استفاده کرده است و بدین ترتیب، برای رهایی از احساس محدودیت ایجادشده در تصویر عریض قاب دوربین راهی یافته است. با وجود تمام این‌ها، فیلم «راه‌های نرفته» داستان بسیار ساده‌ای دارد که در ساده‌ترین و پراحساس‌ترین شکل ممکن در کمتر از ۹۰ دقیقه نمایش داده می‌شود.

چهرۀ جذاب خاویر باردم در نقش لئو به شکلی وهم‌انگیز تهی به نظر می‌رسد. ظاهر او چنان است که انگار سرش روی شانه‌هایش سنگینی می‌کند و پاهای ناتوانش چندان استوار و محکم نیستند.

وقتی مالی برای بردن لئو به آپارتمان خود در بروکلین می‌رود، پدر آن‌قدر بی‌حواس و گیج است که حتی متوجه زنگ در نمی‌شود. مالی پدر را تشویق می‌کند که تحت درمان قرار گیرد و با اصرار، او را به ملاقات با پزشکان می‌برد. آن‌‎ها با هم به بیمارستان می‌روند و در راه لباس می‌خرند. رابطۀ پدر و دختر بسیار صمیمی و نزدیک به نظر می‌رسد و این صمیمیت را می‌توان در عکس‌هایی مشاهده کرد که دوتایی در آینه گرفته‌اند. اما دمدمی‌مزاجی و بی‌ثباتی لئو می‌تواند محکی برای استحکام این صمیمیت باشد؛ البته رفتار ظالمانۀ دیگران نیز در این زمینه بی‌تأثیر نیست: چشم‌پزشک برخوردی خشن و ناراحت‌کننده دارد، مغازه‌دار با رفتار نژادپرستانه‌اش باعث آزار لئو می‌شود و رفتار همسر دوم لئو (با بازی لورا لینی) بسیار تند‌و‌تیز است. جالب آنکه او مادر خود مالی است.

خاویر باردم و سلما هایک در نمایی از فیلم راههای نرفته

روزی که داستان در آن شکل می‌گیرد، رفتارهای لئو و سطح آگاهی و منطق رفتاری او بسیار متزلزل می‌نماید؛ در جایی از فیلم، لئو مشاجره‌ای را با همسر اولش (با بازی سلما هایک) به خاطر می‌آورد و از فشار ناراحت‌کنندۀ این مشاجره، به‌طرزی ناگهانی، خودش را به خیابان و در مسیر حرکت یک تاکسی پرت می‌کند. چهرۀ جذاب خاویر باردم در نقش لئو، حالتی وهم‌انگیز و تهی دارد. به نظر می‌رسد که انگار سر او روی شانه‌هایش سنگینی می‌کند و پاهای ناتوانش سست و ضعیف‌اند. او بیشتر از آنکه در دنیای واقعی زندگی کند، با افکار و خاطرات خود و درون مغزش روزگار می‌گذراند و کشیدن بار آنچه در دنیای واقعی اتفاق افتاده، بر عهدۀ مالی است. او که باید دنیای خود و پدرش را هم‌زمان مدیریت کند از پدرش می‌پرسد: «پدر! تمام روز رو کجا بودی؟»

داستان لئو و گذشته‌اش و نیز شرایط کنونی او می‌توانست به‌راحتی به فیلمی ملودرام تبدیل شود. اما نگاه پاتر در مقام کارگردان به لئو و بیماری او بیش از آنکه احساساتی باشد، کنکاش‌گر است. لئو از یادآوری گذشته و خاطراتش چندان احساس خوبی ندارد، اما در این گذشته، نقاط دردناکی وجود دارد که باید آن‌ها را بکاود و آنچه را اتفاق افتاده، در درونش بپذیرد.

خاپویر باردم در نمایی از فیلم راههای نرفته

مالی به دلیل مسئولیتی که برای نگهداری از پدرش برعهده گرفته است، مجبور می‌شود حرفه و شغلش را در درجۀ دوم اهمیت قرار دهد. این نکته در فیلم به نوعی نشان‌دهندۀ نگاهی فمینیستی به نقش زنان در مناسبات خانوادگی و شغلی‌ای است که در بیرون از خانه بر عهده می‌گیرند. در برابر این انتخابِ مالی، لئو سال‌ها پیش، خانواده‌اش را ترک کرده است. او همسرش و مالی را، درحالی‌که هنوز کودک بود، تنها گذاشت و به یونان سفر کرد تا به دور از مشکلات خانوادگی بنویسد؛ کاری که اگر خودخواهانه نباشد، بدون شک بسیار سنگ‌دلانه بوده است! حال، مالی هم به‌نوبۀ خود بر سر دوراهی است؛ او باید بین خانواده و شغلش یکی را انتخاب کند و چه بسا بعدها از راهی که نرفته است احساس پشیمانی داشته باشد.


۱۰ نمونه از بهترین فیلم های فمینیستی صدسال اخیر؛ زنان از دریچه چشم زنان


ال فنینگ و سالی پاتر دوباره فیلمی موفق ساخته‌اند؛ شاید بتوان گفت که تماشای فیلم «راه‌های نرفته» چندان ساده و دلپذیر نیست، اما نقطه‌قوت آنجاست که این فیلم، موضوعی بسیار آزاردهنده را با ظرافت تمام مطرح می‌کند و بدین ترتیب، بیننده را به بازنگری در تصمیمات و باورهای محکم خود فرا می‌خواند.


منبع:‌ Empire Online

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.