نقد و بررسی سریال «پرنسس اسپانیایی»؛ بازی تاج‌وتخت

سریال «پرنسس اسپانیایی» با عنوان اصلی «The Spanish Princess»، داستان واقعی فراز و نشیب زندگی یک شاهزاده اسپانیایی در دربار پادشاهی انگلستان را روایت می‌کند. ماجرا زمانی آغاز می‌شود که هنری هفتم، پادشاه انگلستان، تصمیم می‌گیرد برای تقویت تاج‌وتخت خود ازدواجی سیاسی میان پسرش آرتور و پرنسس اسپانیا، کاترین، ترتیب دهد. کاترین با امید تبدیل‌شدن به یک ملکه وارد دربار پادشاهی می‌شود اما اوضاع بر وفق مراد او پیش نمی‌رود. آرتور از شدت ضعف و بیماری تقریباً تمام عمرش را در رختخواب سپری کرده است. کاترین جرئت اعتراض پیدا نمی‌کند و همچون شمعی زیبا به‌پای شوهرش می‌سوزد. آرتور خیلی زود از دنیا می‌رود و کاترین حالا باید به‌تنهایی زندگی‌اش را ادامه دهد. این تازه آغاز قصه‌ای جذاب و شگفت‌انگیز است که قطعاً شما را حیرت‌زده خواهد کرد. در نقد و بررسی سریال «پرنسس اسپانیایی» با فیلیمو شات همراه باشید.


اگر به تاریخ علاقه‌مند باشید شاید نام کاترین آراگن به گوشتان خورده باشد. او دختری زیبا، مذهبی و وارسته بود که از کودکی‌اش مقرر شده‌بود با پسر اول پادشاه انگلستان ازدواج کند. اما ولیعهد به‌شدت بیمار بود و خیلی زود درگذشت. کاترین تصمیم داشت به وطن خود، اسپانیا، بازگردد اما پادشاه که نمی‌خواست روابط سیاسی‌اش با کشور اسپانیا کمرنگ شود، به عروسش درخواست ازدواج داد. این کار به مذاق مردم و کلیسا خوش نیامد؛ درنتیجه، هنری هفتم مجبور شد از این کار پا پس بکشد.
پادشاه تصمیم گرفت کاترین را به عقد پسر دوم خود، پرنس هری، درآورد؛ اگرچه کاترین با این موضوع مخالف بود اما سرانجام به این ازدواج تن داد. پسر دوم پس از مرگ پدرش، هنری هشتم لقب گرفت و تاج پادشاهی را بر سر نهاد. هنری هشتم، مردی هوسباز و عیاش بود. کاترین فقط یک دختر به نام ماری (که بعدها به ماری خونین (Bloody Mary) معروف شد) به پادشاه جدید تقدیم کرده بود و تمام فرزندان دیگرش قبل از به دنیا آمدن سقط می‌شدند. این موضوع، بهانه‌ای بود تا پادشاه سراغ زن‌های دیگر برود. پس از چندین ازدواج نامشروع، هنری هشتم تصمیم گرفت با زنی به نام آن بولین ازدواج کند. اما همسر جدید او هم نتوانست پسری به دنیا بیاورد. تنها ثمره این ازدواج، دختری به نام الیزابت بود که بعدها ملکه انگلیس شد.

هنری هشتم چند سال بعد از این ازدواج، آن بولین را به جرم زنا با محارم گردن زد (هرچند مدارک موثقی برای این ماجرا وجود نداشت). پس از او، هنری با چهار زن دیگر نیز ازدواج کرد، اما هیچکدام از آنها محبوبیت کاترین را در میان مردم و کلیسا نداشتند. او زنی بود که هنری هشتم برای طلاق‌دادنش مجبور شد مذهبی جدید پایه‌گذاری و از پاپ سرپیچی کند. این تنها بخشی از داستان شگفت‌انگیز و پرفرازونشیب کاترین آراگن یا «پرنسس اسپانیایی» بود.

در کمال تعجب، این داستان مجذوب‌کننده تنها چند بار مورد اقتباس قرار گرفته و همه آنها از نمایش احساسات غم‌بار کاترین و سال‌های اولیه زندگی او به‌عنوان کوچکترین فرزند پادشاهان بی‌رحم اسپانیا، ایزابلا و فردیناند چشم‌پوشی کرده‌اند. دختری که به‌عنوان عروس خاندان تودور انتخاب شد اما با درگذشت همسرش، خیلی زود و در سن ۱۵ سالگی بیوه شد. طی چند سال اخیر، داستان‌هایی که مربوط به ملکه و خاندان سلطنتی هستند جایگاه ویژه‌ای در میان مردم پیدا کرده‌اند. این موضوع، شبکه استارز (Starz) را برآن داشت که یک مینی‌سریال جدید درباره این پرنسس اسپانیایی بسازد. در این مجموعه تلویزیونی، کاترین نوجوان سرانجام موردتوجه قرار می‌گیرد. اگرچه در این زمان، او هنوز به یک شهبانوی وفادار و خدمت‌گزار سیاسی مردم تبدیل نشده است اما شاهد مسیر او برای تحقق سرنوشت و متحد کردن انگلستان زیر سایه مسیحیت هستیم.

سریال «پرنسس اسپانیایی» بر اساس رمان‌های نوشته‌شده توسط فیلیپا گریگوری (تاریخ‌نگار محبوب انگلیسی) ساخته شده است. این سریال ، درواقع سومین بخش از مجموعه آثار شبکه استارز در مورد تاج‌وتخت انگلستان است. پس از پخش سریال‌های «ملکه سفید» با عنوان اصلی «The White Queen» در سال ۲۰۱۳ و «پرنسس سفید» با عنوان اصلی «The White Princess» در سال ۲۰۱۷، که هر یک از آنها داستان قهرمانان زن جنگ رزها را روایت می‌کنند، مدیران شبکه استارز تصمیم گرفتند قسمت سوم این دنباله را به پرنسس اسپانیایی ، کاترین آراگن، اختصاص دهند.
داستان این مجموعه جدید، تقریباً ده سال پس از اتفاقات سریال «پرنسس سفید» آغاز می‌شود؛ جایی که شخصیت اصلی سریال قبلی، الیزابت یورک (با بازی جودی کومر که حالا نقش او را الکساندرا موئن ایفا می‌کند) در حال برنامه‌ریزی تشریفات ورود عروس آینده‌اش، کاترین است. هر سه سریال مضامین مشابهی با مجموعه تلویزیونی «بازی تاج‌وتخت» با عنوان اصلی «Game of Thrones» دارند با این تفاوت که در مسائل رمانتیک شخصیت اصلی زن ماجرا کمی اغراق صورت گرفته است. این سه‌گانه، در نمایش سازوکار سیاسی، طراحی صحنه دوران باشکوه رنسانس و صحنه‌های عاشقانه احساسی بسیار موفق عمل کرده است.

سریال «پرنسس اسپانیایی» یک ملودرام کلاسیک است که دوره‌ای ایده‌آل و سرشار از قصه‌های غنی را به تصویر می‌کشد. شارلوت هوپ (که پیش از این برای بازی در نقش میراندا، معشوقه رمزی بولتون در سریال «گیم آو ترونز» شناخته می‌شد)، در قالب شخصیت کاترین جوان ایفای نقش کرده‌است. او توسط مادرش ایزابلا، ملکه جنگجوی اسپانیا، به سمت انگلستان فرستاده می‌شود تا با پسر جوان هنری هفتم ازدواج کند. اگر تاریخ را به‌طور دقیق بررسی کنیم، او از نظر قانونی برای تصاحب تاج‌وتخت انگلستان مشروعیت بیشتری نسبت به پدرشوهرش داشت. با این حال، شوهر مهربان او خیلی زود تسلیم بیماری شد و از دنیا رفت. با درگذشت آرتور (با نقش‌آفرینی انگوس ایمری)، کاترین جوان در میان شاهزادگان، سیاسیون و افراد چاپلوس دربار تنها می‌شود. اما او شکست را نخواهد پذیرفت.
پس از این اتفاق ناگوار، سرنوشت به سمتی حرکت کرد که کاترین باید با برادر کوچکتر همسرش، پرنس هری (با بازی روآیری اُکانر) ازدواج می‌کرد. او باید در دادگاه حضور می‌یافت و همه، به‌ویژه واتیکان، را متقاعد می‌کرد که او و پرنس آرتور هرگز به وصال هم نرسیده‌اند. این می‌توانست مشکلات را برایش تا حدودی ساده کند.
امید چیزی است که انسان را به هیجان وا می‌دارد. کاترین، همانند یک ماهی بیرون از آب گرفتار شده است و به فرهنگ اجتماعی شمال اروپا عادت ندارد. در این میان، او فقط با دو نفر صمیمی است؛ ندیمه‌ای به نام لینا (با بازی استفنی لوی-جان)، که یک اشراف‌زاده آفریقایی-ایبریایی است و عشق مخفی لینا، اویدو (با بازی آرون کوبهام) که وظیفه محافظت از کاترین را بر عهده دارد.

برخی از درخشان‌ترین لحظات چهار قسمت اول سریال «پرنسس اسپانیایی» را صحنه‌هایی شکل داده‌اند که شوک فرهنگی ایجادشده پس از پیمان صلح جدید از سوی هر دو طرف را نشان می‌دهند: پدرشوهر و مادرشوهری که از حمام‌های روزانه عروسشان با گیاهان عجیب و گران‌قیمت متعجب شده‌اند و کاترین که از سپری کردن باقی روزهایش در قلعه‌های دلگیر و نمناک به وحشت افتاده است. درک این موضوع، زمانی ساده می‌شود که به یاد بیاوریم کودکی کاترین در کاخ مجلل الحمرا گذشته است. دور از آن شکوه گذشته، او مجبور می‌شود زبان تندوتیزش را آماده رویارویی با اقوام بدطینت آرتور کند.
کاترین با ورود به انگلستان گویی به لانه مارهای افعی قدم گذاشته است؛ بزرگترین دشمن او مادر رام‌نشدنی پادشاه، بانو مارگارت بیوفورت (با بازی هریت والتر) است. او زنی به‌شدت مذهبی است که زندگی‌اش را وقف رسیدن پسرش به تاج‌وتخت کرده است. در یکی از بهترین و خنده‌دارترین صحنه‌های تلخ سریال، بانو مارگارت پس از مرگ نوه‌اش، در یک راهرو برای کاترین کمین می‌کند تا بررسی کند که آیا کاترین وارث بعدی تاج‌وتخت را باردار شده است یا نه. کاترین با تحقیری نه‌چندان پنهان می‌گوید: «خبر جدیدی برایتان ندارم.» اما مارگارت به این جمله اکتفا نمی‌کند و به یک‌باره دستش را روی بدن کاترین می‌گذارد تا شاید از متورم‌شدن شکم او متوجه بارداری‌اش شود. کاترین که از این اتفاق شوکه شده است او را به سمت دیگری هل می‌دهد. شرارت هریت والتر در این صحنه،‌ کاملاً جدی و باورپذیر به نظر می‌رسد.

همانند سریال های قبلی این سه‌گانه، جذاب‌ترین داستان‌های «پرنسس اسپانیایی» نیز حول شخصیت‌های اصلی پرزرق و برق نمی‌چرخد، بلکه زنان دربار و آنهایی که اغلب از قدرتی برخوردار نیستند تأثیر زیادی در پیش‌بُرد قصه دارند. باید اذعان کرد هریت والتر یک جانشین شایسته برای آماندا هل در سریال «ملکه سفید» و میشل فرلی در سریال «پرنسس سفید» بوده است؛ هر سه نفر آنها به خوبی از پس نقش بانو مارگارت لجوج و سخت‌گیر برآمده‌اند. او یک مادرشوهر هیولایی کلاسیک است، اما به‌طور همزمان زنی است که دائماً تحقیر می‌شود. مارگارت در اقدامی اشتباه برای آرامش نوه‌اش مِگ (با نقش‌آفرینی جورجیا هنلی) در مورد ازدواج قریب‌الوقوع با پادشاه اسکاتلند یادآوری می‌کند که: «مدت‌ها قبل خود من نیز یک سرمایه سیاسی محسوب می‌شدم؛ باید در سن ۱۲ سالگی به همسری کسی درمی‌آمدم. یک سال بعد از ازدواج مادر شدم و در سن ۱۳ سالگی، بیوه پادشاه بودم.». این صحبت‌ها نه‌تنها مِگ را به آرامش نمی‌رساند بلکه او را بیش‌ازپیش دچار استرس می‌کند.
یکی دیگر از بازیگران برجسته سریال «پرنسس اسپانیایی»، لورا کارمایکل (در نقش مَگی پولی) است که پیش از این او را در نقش بانو ادیث کرالی در سریال «دانتون ابی» با عنوان اصلی «Downton Abbey» دیده بودیم. برادر کوچکتر مگی از معلولیت ذهنی رنج می‌برد، اما این تنها نکته ناراحت‌کننده در مورد او نیست؛ برادر مگی می‌توانست یکی از مدعیان تاج‌وتخت باشد و به همین دلیل ایزابلا (مادر کاترین)، اعلام کرده بود که تنها با اعدام او اجازه ازدواج دخترش با آرتور را صادر خواهد کرد. مگی با وفاداری بی‌حد و حصر، اعتقاد راسخ و میل به زندگی زیبا، غم‌انگیزترین قربانی سریال است.

برخی از صحنه‌های سریال مضامینی فمنیستی دارند که باید گفت خنده‌دار به نظر می‌رسند؛ برای مثال، تلاش کاترین برای رام‌کردن بی‌رحمی ذاتی پرنس هری با اغواگری عجیب‌وغریب در میانه صحبت‌هایشان، یا اتفاقات رمانتیک بین لینا و اویدو. صرف‌نظر از این صحنه‌ها، سریال «پرنسس اسپانیایی» روایتگر داستانی ارزشمند در مورد زنی جوان است که سعی دارد با وظیفه و امیالش ازدواج کند. ای‌کاش نویسندگان سریال به همان اندازه که به ذهن درخشان کاترین پرداخته‌اند به مهارت او در هنرهای رزمی نیز اشاره می‌کردند؛ همانطور که تامس کرامول، یکی از وزیران بانفوذ هنری هشتم گفته بود: «اگر کاترین زن نبود می‌توانست تمام قهرمانان تاریخ را شکست دهد.».


منبع: Hollywood Reporter

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.